تبليغاتX
sparethra
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387
ما مرد نیستیم

از روز پنجشنبه اول ماه مه ترانه رپی بنام "ما مرد نیستیم" روی سایت اینترنتی معروف یوتیوب قرار گرفته است. در عرض ۳ روز اخیر بیش از ۷۴۰۰ نفر این ترانه را گوش داد‌ه‌اند. این رپ با شعر و صدای شاهین نجفی و با موسیقی گروه تپش ۲۰۱۲ است. چه چیز این همه بیننده و شنونده را جذب این ترانه کرده است؟

رپ *"ما مرد نیستیم"* با هر مصراع، گویی بر صحنه‌ای از زندگی زن دردمند ایرانی نور می‌اندازد و از آن عکس می‌گیرد. تظاهر به باکرگی‌، خودسوزی، انزوا، حجاب، تحمل تحقیر و خشونت، بازیچه بودن برای هوس‌های جنسی مرد. شاهین نجفی، شاعر و خواننده این رپ، واژه‌ها را دقیق انتخاب کرده است. هر مصراع دردی را بازگو کرده، انتقال می‌دهد. موسیقی این رپ از *گروه تپش ۲۰۱۲ *است، گروهی ایرانی – آلمانی به سرپرستی امید پوریوسفی، که از سال ۲۰۰۶ آغاز به کار کرده و در آلمان از رسمیت و شهرت برخوردار است. شاهین نجفی سال پیش همکاری‌اش را با این گروه آغاز کرد.....

به نقل از :سایت کارگر امروز  

برای مشاهده ادامه مطلب .را کلیک کنید

 

نوشته شده توسط مهسا در 11:42 | | لینک به این مطلب
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387
نجات

"اکرم مهدوی که بعدا می فهمم از زندانیانی است که شادی صدر به او مشاوره می داده وارد جمع می شود و طبق روال زندان، با افتخار می گوید جرمش قتل یا بهتر بگویم شوهرکشی  است. البته بلافاصله شروع می کند به سر هم کردن یک داستان که نه اینطور نبود و اصلا من نکشتمش. برای اینکه به حرف بیاورمش، وانمود می کنم به جرم رابطه آنجا هستم و تشویقش می کنم "ایول ! خوب کاری کردی ! حالا چطوری کشتیش؟" گل از گلش می شکفد و با نفرتی که ناگهان در چهره اش نمایان می شود می گوید "چهار نفرو از شرش خلاص کردم". اکرم زن چهارمش بوده و همه زنها از دم، طعم کتکهایش را چشیده بوده اند. (به نقل از گزارش نسرين در مجله زنان كه ره‌آورد بازداشت او در سال گذشته بود)

اكرم مهدوي قاتل است و قتل امري غير اخلاقي و غيرقابل دفاع است اما اين زن قاتلي است كه او را درك مي‌كنيم يعني اشتباه اين زن در بن‌بست و مخمصه‌اي كه به خاطر فقر و جنسيتش دچار شده را  مي‌توانيم درك كنيم. تنها راه براي نجات اين زن پرداخت مبلغي است كه اوليا دم براي اظهار رضايت طلب كرده‌اند. متاسفانه روند جمع‌آوري كمكها رضايت بخش نيست و هنوز با مبلغ خواسته شده اختلاف زيادي دارد."

به نقل از: ساز مخالف

توصیه: پی‌نوشت نیما را از دست دهید.

مرتبط: کمپین نجات اکرم مهدوی

 

نوشته شده توسط روزبه در 11:14 | | لینک به این مطلب
جمعه سوم اسفند 1386
تبعیض، گریبان پلیس زن را هم گرفت

 

"ما نمی خواهیم نمایش و مانور  بدهیم . "این پاسخی است که ریس پلیس راهور استان می دهد، زمانی که از او سوال می شود چرا زنانی که در رسته راهنمایی رانندگی از دانشکده پلیس فارغ التحصیل شده اند همانند افسران مرد اجازه کار به عنوان کارشناس تصادف و پلیس چهارراه در سطح شهر را ندارند ... .

زمانی که دانشکده پلیس در تهران اقدام به جذب دانشجویان دختر از سراسر کشور کرد قرار بود این نیروها در قالب افسر پلیس در رسته های شش گانه در سطح کشور مشغول به کار شوند . یکی از این رسته ها راهنمایی رانندگی است که در سالهای گذشته فارغ التحصیلانی هر چند محدود داشته است . این افسران زن عمدتا در تهران و یکی دو شهر بزرگ مانند اصفهان و مشهد و کرمان هم اکنون مشغول کارند ، اما مانند هم رده های مرد خود امکان حضور در پست کارشناس تصادف و افسر چهار راه را  سطح شهر ندارند آنها عمدتا در فضای اداری  یا در قرارگاه تصادفات به عنوان کارشناس یا تحت عناوین دیگری مشغول به کارند. در واقع راهنمایی رانندگی ترجیح داده از نیروی های توانمند و تحصیلکرده زن بیشتر در فضای بسته کاری استفاده کند تا در سطح شهر، این در حالی است که عمده کار و وظیفه اصلی یک پلیس راهنمایی رانندگی فارغ از جنسیت او حضور در عرصه عملی کار است ، تا بتواند دریافتها واطلاعات علمی خود را به محک تجربه گذارد،بسیار ساده انگارانه خواهد بود اگر تصور کنیم جذب و تربیت نیروی زن در دانشکده پلیس با هدف تولید کا  در دفتری بوده است !. این نکته ایست که حتی پلیس راهور استان هم روی آن انگشت می گذارد اما توجیه می کند که فعلا امکان حضور پلیس زن در سطح شهر نیست یکی از دلایل او مثلا تعداد کم زنان فارغ التحصیل این رسته در استان است می گوید این تعداد جوابگو نیست ، وقتی از او سوال می کنم مگر ملاک تعداد است؟ می گوید : الان تعداد موجود جوابگو نیست. استفاده از یکی دو نیروی زن در سطح شهر مانند این است که داریم تظاهر می کنیم، یک نفر توی چشم میزند الان بهره دهی آنها در پستی  که در حال حاضر انجام می دهند بیشتر است.پیش از این دلایل دیگری هم از سوی مسولان مطرح می شد.  ظاهرا مسولان نیروی انتظامی به گونه ای مساله را عنوان می کنند که انگار به نوعی دچار ابهام در اجرای یک تجربه جدید  و حتی ترس از برخی بازخوردها هستند. اینکه مثلا اگر یک زن سر چهار راه بایستد آیا جامعه ما ظرفیت قبول این مساله را دارد ؟ آیا مشکلی پیش نمی‌آید؟ این .که یک افسر زن در ماشین پلیس با راننده مرد این طرف و آن طرف برود ممکن است موجب اعتراض برخی شود ؟ و این در شرایطی است که تجربه استفاده از نیروی زن در فضای غیر اداری نیروی انتظامی به هیچ عنوان چیزی جدید نیست .نیروهای  زنی که  در حوزه مبارزه با مفاسد اجتماعی و ماشین های گشت ارشاد در سطح شهر درتردد اند  نمونه ملموسی است که روزانه بارها رو بارها در همه ما دیده ایم. با این تفاوت که مشکل تعداد( ظاهرا تنها معضل پیش رو) اینجا حل شده است! چندی قبل یکی از همین زنان فارغ التحصیل رسته راهنمای رانندگی با اجازه مافوق خود هر از گاهی به همراه یک افسر مرد به طور آزمایشی در یکی از چهار راههای اصفهان حضور میافت که آن هم  بیشتر جنبه کارآموزی و ازمایشی داشت. او تجربه بسیار خوبی از افسر سر چهار راه بودن دارد و معتقد است که برخورد 80 درصد مردم با او خوب بوده است . او و هم دوره ای هایش فقط به فضایی نیاز دارد تا در عرصه عمل هم توانایی‌های خود را اثبات کند. مانند همه دیگر زنان... .

  ستوان مظفری که رشته و کار خود را با علاقه انتخاب کرده است دختر جوان ومحکمی به نظر می رسد . می خندد و خوشبینانه می گوید: ما پای قضیه ایستاده ایم و کوتاه نمی آییم. البته خبرهای خوشی هم دارد او که شیفته کارخود در عرصه عملی است با خوشحالی می گوید تا دو ماه دیگر حکم ما پس از بررسی در تهران صادر می شود. مظفری اعتقاد دارد که نگاه  رییس پلیس راهور استان اصفهان در این خصوص بسیار مساعد است اما اضافه می کند: این مساله به تدابیر فرماندها ن بالاتر هم بستگی دارد... ستوان مظفری دختری توانمند در رشته و شغلش است مدارج و مراحلی که میبایست تا کنون طی می کرده را به خوبی پشت سر گذاشته  نه تنها چیزی از هم رده های مرد خود کم ندارد بلکه گاهی شاید نگاه زنانه اش هم به کمکش آید و دریچه های جدیدی پیش رویش گشاید. قطعا مظفری مانند همه زنان احساس خوبی پیدا نمیکند وقتی متوجه می شود با نگاه جنسیتی تصمیم درباره اش تصمیم  گرفته میشود .به طور حتم احساس خوبی پیدا نمی کند وقتی میفهمد قرار است از بخشی از توانمندیهایش استفاده نشود چون اوفعلا تنهاست. چون حالا که نوبت او شده، تعداد ملاک است و جنسیتش توی چشم آقایان میزند. در حالی که دردفترچه کنکور و هنگام پذیرش در دانشگاه هیچ کس حرفی از تعداد و جنسیت  نزده بود... .

 

نوشته شده توسط مهسا در 2:14 | | لینک به این مطلب
جمعه نوزدهم بهمن 1386
روایت سه زن؛ فاطمه صادقی

رابطۀ استثماری میان زن و مرد با هر نوع رابطۀ استثماری دیگر دقیقاً به دلیل وجود همین مناسبات عاطفی فرق دارد، زیرا برای مثال رابطۀ میان برده دار و برده هرگز رابطۀ عاشقانه نیست، رابطۀ مبتنی بر نفرت است. اما غلبه بر هر نوع رابطۀ استثماری با همۀ دیگر شوریدن ها و غلبه ها مشابه است و آن نیست مگر ایجاد مقاومت های جمعی. زیرا که از مقاومت های فردی جز آنچه رابعه و اِما کردند، بر نمی آید. بدبختانه در این یک نیز مشکلات فراوان است، زیرا زنان در همه جای جهان چنان در بند مناسبات کنیزواره در خانواده اسیرند و چنان روحاً و ذهناً فسرده  و در بند اند که بیرون آمدن شان از این مناسبات بسیار سخت تر از بسیج و همبستگی بردگان بر ضد برده دار و یا دیگر محرومان از چنگال استثمار کنندگان است. پس گاه که این امکان پدید می آید، باید بسی خرسند بود. شاید باید در وهلۀ نخست در برابر عشق مقاومت کرد و به سوی مناسباتی برابر توأم با مسئولیت پذیری رفت. باید راوی زندگی ها و دردهای مشترک باشیم تا کنشی جمعی بر اساس دردی مشترک که در کنج دل ها پنهان شده، پدید آید. باید همانند تو شروع کرد به روایت و نقد آنچه در پستوی خانه ها می گذرد. به گمانم ما تا به امروز این مسیر را نپیموده رها کرده ایم. بیا هم صدا با نادیا انجمن که خود قربانی این وضع بود، بخوانیم: «... من که منفور زمانم، چه بخوانم، چه نخوانم، چه بگریم، چه بخندم، چه بمیرم، چه بمانم...»

کل مقاله‌ی زیبای فاطمه صادقی را در میدان زنان بخوانید.
نوشته شده توسط روزبه در 0:30 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دهم بهمن 1386
مردانِ بی‌قرار
شنیدن عبارت‌هایی شبیه به "جنبش زنان" و یا "تلاش‌های برابری‌خواهانه‌ی جنسیتی"، احتمالاً ذهن شنونده را به سمت تصور عده‌ای از زنان سوق می‌دهد که به روش‌های گوناگون، حقوق معوق‌‌مانده‌ی خود را طلب می‌کنند و در این راه، زنان دیگر را هم به یاری می‌طلبند. تصور اجتماعی زنانه، بدون حضور، مشارکت و یا حتی همراهی صوری مردان، عموماً رایج‌ترین تصوری است که درباره‌ی موضوع پیش‌گفته وجود دارد. این همه در حالی است که دامنه‌ی اثر تک‌تک مباحث و خواسته‌های مطرح شده توسط این جنبش، به سبب داشتن ریشه‌ی اجتماعی و گره خوردن با زندگی هرروزه‌ی افرادِ مختلف، همه‌ی اجتماع انسانی را دربرمی‌گیرد. اجتماعی که از زنان و مردان تشکیل شده و نادیده گرفتن نقش هریک از این دو جنس در ایجاد تغییرهای اجتماعی، تولد مخلوقی نارس یا ناقص را به دنبال خواهد داشت. این تفکر که راه تغییر فرهنگ‌ها و قوانین تبعیض‌آمیز و نادرستِ موجود، تبدیلِ آن‌ها به خواسته‌ای عمومی و همه‌گیر است و مردان هم به اندازه‌ی زنان در این امر نقش دارند، از چنین اعتقادی ناشی می‌شود. اما با مرور موضوعات مختلفی که در تلاش‌های برابری‌خواهانه‌ نمود بارزی دارند، گاهی به مواردی برمی‌خوریم که مربوط دانستن آن‌ها به هر دو جنس و بالاخص نقد آن‌ها از زاویه‌ی دید مردان، دشوار به نظر می‌رسد. مسأله‌ی محدودیت در پوشش و حجاب هم که جز در مواردی جزئی و قابل چشم‌پوشی، تنها برای زنان کشورمان مطرح بوده، ظاهراً از جمله‌ی همین موضوعات است...

ادامه در سایت میدان
نوشته شده توسط روزبه در 10:18 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم بهمن 1386
به همین سادگی!

دلم بیشتر به حال جامعه‌مان می‌سوزد که سلامتِ لطیفِ روحی، فکری و روانیَش این‌قدر راحت به مخاطره می‌افتد و آن‌چنان مشکلش حاد می‌شود که برای حل این معضل چاره‌ای جز تعطیلی نشریه‌ای که از انتشار اولین شماره‌اش 16 سال است که می‌گذرد، وجود ندارد!
 
نوشته شده توسط روزبه در 23:54 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفدهم دی 1386
زنان اصفهاني به حاشيهء اشتغال رانده مي‌شوند

موضوع به حاشيه راندن زنان در اشتغال به عنوان يكي از سياست‌هاي نه چندان صريح كنوني، هم در دستورالعمل‌ها و هم به شكل شفاف‌تري در عمل دنبال مي‌شود. ظاهرا در استان اصفهان اين رويهء فكري طرفداران جدي‌تري دارد، شنيده‌ها و ديده‌ها حاكي از اين است كه برخي از مديران دستگاه‌هاي دولتي و نيمه دولتي در جذب نيروي قراردادي، كارورز وكارآموز و حتي چينش نيرو در سازمان يا ادارهء تحت مديريت خود، درصدد اعمال نگاه جنسيتي هستند. ادامه مطلب را در روزنامه سرمایه بخوانید

 

نوشته شده توسط مهسا در 14:17 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفدهم دی 1386
تلاش برای کاهش خشونت علیه زنان افغان و لایحه‌های نابرابر دولتی در ایران

"وزارت امور زنان افغانستان دو برنامه جدید را برای کاهش خشونت علیه زنان در این کشور به راه انداخته است.

این برنامه ها با نامهای "خانواده سالم، جامعه خوشبخت" و " نقش قانون در برخورد با زنان" در کابل، پایتخت، گشایش یافت.

این برنامه ها شیوه رفتار در خانواده، تقسیم کار و پرورش کودکان را آموزش می دهد و شامل آگاهی از قانون و پیامدهای خشونت در برابر زنان می شود.

مقامات وزارت امور زنان می گویند مردم را در سراسر افغانستان با این برنامه ها از طریق نهاد های قضایی، کتابهای راهنما، آگهی ها و پخش نمایشنامه های رادیویی و پیامهای تلویزیونی، آگاه خواهند ساخت."



و در ایران فعالان برابری جنسیتی باید همچنان فریاد بزنند که تصویب قوانین نابرابر چقدر برای همه‌ی افراد مشکل‌ساز است! گزارش پخش کارت‌های "نه به لایحه‌ی حمایت از خانواده‌ی مردسالار" را در سایت میدان بخوانید. و البته واکنش‌های نمایندگان هم خواندنی است.
نوشته شده توسط روزبه در 1:42 | | لینک به این مطلب
شنبه پانزدهم دی 1386
خودزنی
چند روز بود که صدای مته‌ی قدرتمندی که خانه‌ی دیوار به دیوار را می‌کوبید، کلافه‌مان کرده بود، درست. همه‌مان عاصی بودیم از این لرزش‌ها و آلودگی‌های صوتی‌ای که از حوالی 7 صبح آغاز می‌شد و تا غروب ادامه داشت، قبول. ولی آیا این‌ها دلیل‌های خوبی است برای این‌که خانم همسایه بیرون بزند و یکریز مادر صاحب‌کار را به ... بودن متهم کند و فریاد "مرتیکه‌ی مادر ..." اش کل محله را پر کند؟!
عجیب نیست که زن‌ها هم وقتی می‌خواهند فحش رکیک بدهند، از مادر و خواهر مخاطب مایه می‌گذارند؟!

مرتبط:
خشونت‌های کلامی
لینک از: پرستو
 
نوشته شده توسط روزبه در 21:1 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سیزدهم دی 1386
آزادی

جلوه جواهري و مريم حسين‌خواه از فعالان بازداشت‌شده‌ي حقوق زنان عصر امروز با توديع قرار وثيقه از زندان اوين آزاد شدند.

 

وكيل مدافع جواهري و حسين‌خواه با اعلام اين خبر به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، گفت: دادياري امنيت دادسراي انقلاب تهران پيش از اين براي موكلانم قرار وثيقه‌ي 100 ميليون توماني صادر كرده بود كه با اعلام ناتواني خانواده موكلان براي پرداخت اين ميزان وثيقه، اين مبلغ به 5 ميليون تومان كاهش يافت و با توديع قرار وثيقه و صدور دستور آزادي آن‌ها از سوي دادسرا، موكلانم عصر امروز آزاد شدند.

 
نوشته شده توسط روزبه در 11:8 | | لینک به این مطلب