از روز پنجشنبه اول ماه مه ترانه رپی بنام "ما مرد نیستیم" روی سایت اینترنتی معروف یوتیوب قرار گرفته است. در عرض ۳ روز اخیر بیش از ۷۴۰۰ نفر این ترانه را گوش دادهاند. این رپ با شعر و صدای شاهین نجفی و با موسیقی گروه تپش ۲۰۱۲ است. چه چیز این همه بیننده و شنونده را جذب این ترانه کرده است؟
رپ *"ما مرد نیستیم"* با هر مصراع، گویی بر صحنهای از زندگی زن دردمند ایرانی نور میاندازد و از آن عکس میگیرد. تظاهر به باکرگی، خودسوزی، انزوا، حجاب، تحمل تحقیر و خشونت، بازیچه بودن برای هوسهای جنسی مرد. شاهین نجفی، شاعر و خواننده این رپ، واژهها را دقیق انتخاب کرده است. هر مصراع دردی را بازگو کرده، انتقال میدهد. موسیقی این رپ از *گروه تپش ۲۰۱۲ *است، گروهی ایرانی – آلمانی به سرپرستی امید پوریوسفی، که از سال ۲۰۰۶ آغاز به کار کرده و در آلمان از رسمیت و شهرت برخوردار است. شاهین نجفی سال پیش همکاریاش را با این گروه آغاز کرد.....
به نقل از :سایت کارگر امروز
برای مشاهده ادامه مطلب .را کلیک کنید
"اکرم مهدوی که بعدا می فهمم
از زندانیانی است که شادی صدر به او مشاوره می داده وارد جمع می شود و طبق روال
زندان، با افتخار می گوید جرمش قتل یا بهتر بگویم شوهرکشی است. البته
بلافاصله شروع می کند به سر هم کردن یک داستان که نه اینطور نبود و اصلا من نکشتمش.
برای اینکه به حرف بیاورمش، وانمود می کنم به جرم رابطه آنجا هستم و تشویقش می کنم
"ایول ! خوب کاری کردی ! حالا چطوری کشتیش؟" گل از گلش می شکفد و با
نفرتی که ناگهان در چهره اش نمایان می شود می گوید "چهار نفرو از شرش خلاص
کردم". اکرم زن چهارمش بوده و همه زنها از دم، طعم کتکهایش را چشیده بوده
اند. (به نقل از گزارش نسرين در مجله زنان كه رهآورد بازداشت او در سال گذشته بود)
اكرم مهدوي قاتل است و قتل امري غير اخلاقي و غيرقابل دفاع است اما اين زن قاتلي است كه او را درك ميكنيم يعني اشتباه اين زن در بنبست و مخمصهاي كه به خاطر فقر و جنسيتش دچار شده را ميتوانيم درك كنيم. تنها راه براي نجات اين زن پرداخت مبلغي است كه اوليا دم براي اظهار رضايت طلب كردهاند. متاسفانه روند جمعآوري كمكها رضايت بخش نيست و هنوز با مبلغ خواسته شده اختلاف زيادي دارد."
به نقل از: ساز مخالف
توصیه: پینوشت نیما را از دست دهید.
مرتبط: کمپین نجات اکرم مهدوی
"ما نمی خواهیم نمایش و مانور بدهیم . "این پاسخی است که ریس پلیس راهور استان می دهد، زمانی که از او سوال می شود چرا زنانی که در رسته راهنمایی رانندگی از دانشکده پلیس فارغ التحصیل شده اند همانند افسران مرد اجازه کار به عنوان کارشناس تصادف و پلیس چهارراه در سطح شهر را ندارند ... .
زمانی که دانشکده پلیس در تهران اقدام به جذب دانشجویان دختر از سراسر کشور کرد قرار بود این نیروها در قالب افسر پلیس در رسته های شش گانه در سطح کشور مشغول به کار شوند . یکی از این رسته ها راهنمایی رانندگی است که در سالهای گذشته فارغ التحصیلانی هر چند محدود داشته است . این افسران زن عمدتا در تهران و یکی دو شهر بزرگ مانند اصفهان و مشهد و کرمان هم اکنون مشغول کارند ، اما مانند هم رده های مرد خود امکان حضور در پست کارشناس تصادف و افسر چهار راه را سطح شهر ندارند آنها عمدتا در فضای اداری یا در قرارگاه تصادفات به عنوان کارشناس یا تحت عناوین دیگری مشغول به کارند. در واقع راهنمایی رانندگی ترجیح داده از نیروی های توانمند و تحصیلکرده زن بیشتر در فضای بسته کاری استفاده کند تا در سطح شهر، این در حالی است که عمده کار و وظیفه اصلی یک پلیس راهنمایی رانندگی فارغ از جنسیت او حضور در عرصه عملی کار است ، تا بتواند دریافتها واطلاعات علمی خود را به محک تجربه گذارد،بسیار ساده انگارانه خواهد بود اگر تصور کنیم جذب و تربیت نیروی زن در دانشکده پلیس با هدف تولید کا در دفتری بوده است !. این نکته ایست که حتی پلیس راهور استان هم روی آن انگشت می گذارد اما توجیه می کند که فعلا امکان حضور پلیس زن در سطح شهر نیست یکی از دلایل او مثلا تعداد کم زنان فارغ التحصیل این رسته در استان است می گوید این تعداد جوابگو نیست ، وقتی از او سوال می کنم مگر ملاک تعداد است؟ می گوید : الان تعداد موجود جوابگو نیست. استفاده از یکی دو نیروی زن در سطح شهر مانند این است که داریم تظاهر می کنیم، یک نفر توی چشم میزند الان بهره دهی آنها در پستی که در حال حاضر انجام می دهند بیشتر است.پیش از این دلایل دیگری هم از سوی مسولان مطرح می شد. ظاهرا مسولان نیروی انتظامی به گونه ای مساله را عنوان می کنند که انگار به نوعی دچار ابهام در اجرای یک تجربه جدید و حتی ترس از برخی بازخوردها هستند. اینکه مثلا اگر یک زن سر چهار راه بایستد آیا جامعه ما ظرفیت قبول این مساله را دارد ؟ آیا مشکلی پیش نمیآید؟ این .که یک افسر زن در ماشین پلیس با راننده مرد این طرف و آن طرف برود ممکن است موجب اعتراض برخی شود ؟ و این در شرایطی است که تجربه استفاده از نیروی زن در فضای غیر اداری نیروی انتظامی به هیچ عنوان چیزی جدید نیست .نیروهای زنی که در حوزه مبارزه با مفاسد اجتماعی و ماشین های گشت ارشاد در سطح شهر درتردد اند نمونه ملموسی است که روزانه بارها رو بارها در همه ما دیده ایم. با این تفاوت که مشکل تعداد( ظاهرا تنها معضل پیش رو) اینجا حل شده است! چندی قبل یکی از همین زنان فارغ التحصیل رسته راهنمای رانندگی با اجازه مافوق خود هر از گاهی به همراه یک افسر مرد به طور آزمایشی در یکی از چهار راههای اصفهان حضور میافت که آن هم بیشتر جنبه کارآموزی و ازمایشی داشت. او تجربه بسیار خوبی از افسر سر چهار راه بودن دارد و معتقد است که برخورد 80 درصد مردم با او خوب بوده است . او و هم دوره ای هایش فقط به فضایی نیاز دارد تا در عرصه عمل هم تواناییهای خود را اثبات کند. مانند همه دیگر زنان... .
ستوان مظفری که رشته و کار خود را با علاقه انتخاب کرده است دختر جوان ومحکمی به نظر می رسد . می خندد و خوشبینانه می گوید: ما پای قضیه ایستاده ایم و کوتاه نمی آییم. البته خبرهای خوشی هم دارد او که شیفته کارخود در عرصه عملی است با خوشحالی می گوید تا دو ماه دیگر حکم ما پس از بررسی در تهران صادر می شود. مظفری اعتقاد دارد که نگاه رییس پلیس راهور استان اصفهان در این خصوص بسیار مساعد است اما اضافه می کند: این مساله به تدابیر فرماندها ن بالاتر هم بستگی دارد... ستوان مظفری دختری توانمند در رشته و شغلش است مدارج و مراحلی که میبایست تا کنون طی می کرده را به خوبی پشت سر گذاشته نه تنها چیزی از هم رده های مرد خود کم ندارد بلکه گاهی شاید نگاه زنانه اش هم به کمکش آید و دریچه های جدیدی پیش رویش گشاید. قطعا مظفری مانند همه زنان احساس خوبی پیدا نمیکند وقتی متوجه می شود با نگاه جنسیتی تصمیم درباره اش تصمیم گرفته میشود .به طور حتم احساس خوبی پیدا نمی کند وقتی میفهمد قرار است از بخشی از توانمندیهایش استفاده نشود چون اوفعلا تنهاست. چون حالا که نوبت او شده، تعداد ملاک است و جنسیتش توی چشم آقایان میزند. در حالی که دردفترچه کنکور و هنگام پذیرش در دانشگاه هیچ کس حرفی از تعداد و جنسیت نزده بود... .
کل مقالهی زیبای فاطمه صادقی را در میدان زنان بخوانید.
ادامه در سایت میدان
|
موضوع به حاشيه راندن زنان در اشتغال به عنوان يكي از سياستهاي نه چندان صريح كنوني، هم در دستورالعملها و هم به شكل شفافتري در عمل دنبال ميشود. ظاهرا در استان اصفهان اين رويهء فكري طرفداران جديتري دارد، شنيدهها و ديدهها حاكي از اين است كه برخي از مديران دستگاههاي دولتي و نيمه دولتي در جذب نيروي قراردادي، كارورز وكارآموز و حتي چينش نيرو در سازمان يا ادارهء تحت مديريت خود، درصدد اعمال نگاه جنسيتي هستند. ادامه مطلب را در روزنامه سرمایه بخوانید |
|
|
"وزارت امور زنان افغانستان دو برنامه جدید را برای کاهش خشونت علیه زنان در این کشور به راه انداخته است.
این برنامه ها با نامهای "خانواده سالم، جامعه خوشبخت" و " نقش قانون در برخورد با زنان" در کابل، پایتخت، گشایش یافت.
این برنامه ها شیوه رفتار در خانواده، تقسیم کار و پرورش کودکان را آموزش می دهد و شامل آگاهی از قانون و پیامدهای خشونت در برابر زنان می شود.
مقامات وزارت امور زنان می گویند مردم را در سراسر افغانستان با این برنامه ها از طریق نهاد های قضایی، کتابهای راهنما، آگهی ها و پخش نمایشنامه های رادیویی و پیامهای تلویزیونی، آگاه خواهند ساخت."
و در ایران فعالان برابری جنسیتی باید همچنان فریاد بزنند که تصویب قوانین نابرابر چقدر برای همهی افراد مشکلساز است! گزارش پخش کارتهای "نه به لایحهی حمایت از خانوادهی مردسالار" را در سایت میدان بخوانید. و البته واکنشهای نمایندگان هم خواندنی است.
عجیب نیست که زنها هم وقتی میخواهند فحش رکیک بدهند، از مادر و خواهر مخاطب مایه میگذارند؟!
مرتبط:
خشونتهای کلامی
لینک از: پرستو

