تبليغاتX
sparethra
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385
نامه ای برای استخدام یک زن

 

 آنچه در زیر می آید متن نامه تایپ شده ای است که از طرف  فردی متقاضی شغل   برای یک شرکت ارسال شده  . یکی از نزدیکانم که نامه را دریافت کرده بود جریان را برایم تعریف کرد من هم از او خواستم که کپی از آن را در اختیارم بگذارد .باشد تا زیاد هم خوشبین نباشیم به عنوان دهن پرکن اما تو خالی زنان تحصیلکرده و خانم مهندسهای مان .این هم ظاهرا یک مدلش است .

 

مدیریت محترم شرکت ...........

با سلام و خسته نباشید خدمت جنابعالی و همکاران محترم

احتراما به عرض می رسانم این جانب علیرضا..........دارای لیسانس مهندسی مکانیک گرایش سیالات در یکی از شرکتهای  این شهرک صنعتی به نام گروه صنعتی.............مشغول به کار می باشم و از آنجا که همسرم دارای لیسانس شیمی کاربردی میباشند و حدس بنده بر این است که شایدشرکت شما نیاز به تخصص فوق داشته باشد لذا خواهشمندم در صورت نیاز شرکت فوق در حال یا آینده جهت مصاحبه و گفتگو ایشان را به حضور بطلبید. در پایان پیشاپیش از لطف و عنایت حضرتعالی سپاسگذارم با نهایت تشکر و سپاسگذاری .

تلفن تماس شرکت:............۰۳۳۵

تلفن تماس منزل:...............۰۳۱۱

                                                     با تقدیم احترام و سپاس

                                                             علیرضا.........

 

ظاهرا این خانم یا سواد خواندن ونوشتن نداشته که بعید است ..؟ یا فردی خجالتی است یا هم این که به هر علتی همسرش جایز نمی دانسته که خود شخصا اقدام به نامه نگاری با زنان یا احیانا مردان غریبه  کند . این بوده است که  صلاح دیده به وکالت از همسرش تقاضای او را مطرح کند .

نظر شما چیست؟

نوشته شده توسط مهسا در 23:3 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مرداد 1385
فوکویاما، داروین و مساله زنان

وقتی صحبت از تفاوتهای رفتاری زنان و مردان در حوزه های مختلف جامعه میشود، در اکثر موارد اولین نکته مطرح شده، ارتباط این این گونه تفاوتها با خصوصیات زیستی و ژنی ویژه و متفاوت دو جنس است. گرچه باز هم در اکثر موارد ادعا کننده چندان آشنایی دقیقی با علوم زیستی ندارد و صرفا از روی شنیده ها و در خوشبینانه ترین حالت خوانده های جست و گریخته اش از منابع نه چندان موثق قضاوت میکند و سعی در اثبات کلیشه های رایج "رفتار زنانه و مردانه" دارد. جواب ما ( قائلین به تاثیر عمده فشارهای تربیتی، اجتماعی و فرهنگی در رفتار زنان و مردان) هم در اغلب موارد استناد به نتایج معلوم نشده تحقیقات بر روی نسبت تفاوت های ژنی با تفاوتهای رفتاری است و اینکه علیرغم صرف بودجه های هنگفت بر سر چنین تحققاتی هنوز کسی نتوانسته با قطعیت ادعا کند که ترشح هورمون X سبب بروز رفتار زنانه یا مردانه Y میگردد. البته هم مثال های نقض متعدد و هم برسیهای رفتارشناسانه گوناگون به ما کمک میکند تا حرف خود را به پیش بریم. گرچه ادعا نمیکنیم که از نتایج تحقیقات روز و علمی دنیای زیست شناسی آگاهیم، ولی وجود این نقصان در طرف مقابل و عدم وجود استنادات معتبر در ادعاهای وی، سبب پوشانده شدن این نقیصه ما نیز میشود که اصلا هم پدیده خوبی نیست و چه بسا اگر طرف بحث با علم بیشتری وارد میشد، ما هم تکانی میخوردیم و اطلاعاتمان را به روز میکردیم...

آنچه بهانه نوشتن جمله های بالا شد، مقاله ای بود از فرانسیس فوکویاما (استاد سیاست عمومی دانشگاه جورج میسون آمریکا) که در صفحه اندیشه روزنامه شرق چهارشنبه 18 خرداد 85 چاپ شده بود. گرچه متاسفانه تاریخ نگارش مقاله درج نشده، اما نام فوکویاما به خوبی قوی بودن طرف بحث را نشان میدهد. درست است که فوکویاما را بیشتر به سبب مقالاتش در حوزه سیاست میشناسیم، اما دست کم میتوان مطمئن بود که مقاله هایش، در هر زمینه ای که نوشته شود، مبنای مطالعاتی قوی ای دارد. اما این آقای فوکویاما چندان با ما و نظراتمان موافق نیست. گرچه ادبیات مورد استفاده او به گونه ای است که میتوان برداشت های دیگری هم از آن استخراج کرد و هرگز کاملا مطلق سخن نگفته و به عنوان نمونه آن جا که از قول زیست شناسان تکاملی به وجود تفاوتهای عمیق میان جنسیت ها با ریشه ژنتیکی اشاره میکند، از ذکر مدل علوم اجتماعی استاندارد که ذهن بشر را مجموعه ای از عادتها و هنجارهای ساخته فرهنگ بشری میداند هم غافل نمی شود.
این نویسنده مشهور عالم سیاست با مثالی از رواج خشونت در بین شامپانزه ها (و جنس نر آنها) شروع میکند و به خشونت در میان انسانها (و البته مردان) میرسد. البته خود او در ابتدای قیاس میگوید: "اگر بخواهیم مقایسه هایی سطحی میان رفتار حیوانات و انسان ها انجام دهیم تا نكته ای بحث برانگیز را ثابت كنیم، بیش از حد ساده است، همان طور كه جامعه شناسان به زنبورها و مورچه ها اشاره می كنند تا ثابت كنند طبیعت جامعه گرایی را تصدیق می كند. شكاكان خاطرنشان می كنند كه انسان ها با داشتن زبان، استدلال، قانون، فرهنگ و ارزش های اخلاقی حتی با نزدیك ترین حیوان خویشاوندشان تفاوت های اساسی دارند." اما پیام اصلی این مقاله تاکید بر بازگشت زیست شناسی تکاملی و کاشته شدن بذر اندیشه نئوداروینی است که پایه روان شناسی و انسان شناسی تکاملی گشته و ما را از آن مدل استاندارد اجتماعی که تفاوت ها را زاده فرهنگ میدانست، به سمت مرزبندی های آشکار جنسی و تاثیر آن ها در رفتار زنان و مردان سوق میدهد. او در جایی از مقاله آورده است: "مشكل دیدگاه فمینیستی این است كه تمایل به خشونت، قدرت و مقام را كلا محصول فرهنگ پدرسالارانه می بیند، در حالی كه به نظر می رسد ریشه در وضعیت زیست شناختی دارند... با وجود رشد زنان، مردان همچنان نقش های اصلی را بازی خواهند كرد، اگر غالب نباشند، بخشی از حكمرانی كشورهای فراصنعتی را در اختیار خواهند داشت. عرصه جنگ و به ویژه سیاست بین الملل بیش از میزانی كه بسیاری از فمینیست ها دوست دارند، در كنترل مردان باقی خواهد ماند."
متاسفانه فرانسیس فوکویاما در مقاله اش (که فعلا بخش اول آن در روزنامه شرق به چاپ رسیده) از استنادات حرف های خود سخنی به میان نیاورده و تنها به ذکر نتیجه آنها که بیشتر هم جنبه آماری داشته بسنده کرده است. مثل این مورد: "در صدها مورد مطالعه ای كه انجام شده است، عملا مخالفتی در یك موضوع وجود نداشته است: پسران هم از نظر زبانی و هم فیزیكی، چه در خیالات شان و حرف های شان و چه در اعمال شان پرخاشجوتر از دختران هستند." این عدم استناد نویسنده به منابع معتبر و تنها ذکر مطالعات آماری، دست ما را باز میگذارد تا از نظریه خود دفاع کنیم. چرا که ما هم وجود تفاوت های عینی حاضر را در بین زنان و مردان در جامعه امروز می پذیریم اما معتقدیم به سبب ذاتی نبودن این حالات و رفتارها، میتوان آنها را تغییر داد و از این که بیشینه زنان به گونه ای خاص رفتار میکنند نمیتوان نتیجه گرفت که این رفتار ها جزو خصایص ذاتی آنان است. خوشبختانه نویسنده مقاله هم به هیچ وجه نظراتش را قطعی و غیر قابل شک ندانسته و حتی آنجا که میخواهد نظر اکثر زیست شناسان تکاملی را در مورد وجود تفاوت های عمیق میان جنسیت ها با ریشه های ژنتیكی و نه فرهنگی بیان کند، از لفظ "گمان میکنند" به جای "اعتقاد دارند" و عباراتی قطعی از این دست استفاده مینماید. پاسخ مثبت نویسنده به پرسش هایی چون: " آیا ما نمی دانیم كه زنان بی شماری هستند كه از همتایان مردشان قوی تر، بزرگ تر، قاطع تر، خشن تر یا مبارزه جوتر هستند؟ آیا سهم جنایات زنان نسبت به مردان در حال افزایش نیست؟ مگر نه این كه از جنبه فیزیكی كارها دارد كاسته می شود و تفاوت های جنسی به تدریج اهمیت خودش را از دست می دهد؟" نشان دهنده این است که علیرغم همه استدلال های مخالفان، هنوز میتوان روی مقوله تاثیرات تربیت و اجتماع بر انسان ها حساب جداگانه ای باز کرد و افراد را زاده شرایط پیرامونی دانست. شاید بهتر است این نوشتار را با گفته ای از همین منتقد منصف جریان های فمینیستی به پایان بریم: "زیست شناسی سرنوشت نیست، همان طور كه رهبران زن قاطعی مثل مارگارت تاچر،ایندیرا گاندی و گلد میر این را ثابت كرده اند..."

     Margaret Thatcher   Indira Gandhi

نوشته شده توسط روزبه در 0:11 | | لینک به این مطلب
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385
تاج السلطنه و مشروطه

       

210321.jpg


به بهانه ۱۰۰ امین سالگرد مشروطه هم که شده بد نیست یه کم حال و هوای تاریخی تزریق بشه به این وبلاگ. قبلا درباره زینب پاشا یه مطلب گذاشته بودم که توی انقلاب مشروطه هم تاثیرگذار بود. این بار هم میخوام یه مطلب از روزنامه شرق نوشته آرش عباسی وام بگیرم درباره تاج السلطنه دختر ناصرالدين شاه:

در دوران پادشاهى تاريخ ايران بى شك «مرگ» عاقبت اكثر كسانى بوده كه به «نقد» شاهان مى پرداخته اند. در دوره قاجار هم  چونان دوران پيشين اين عقوبت گريبانگير بسيارى از رجال سرشناس و منتقد حكومت بوده است. قائم مقام فراهانى، اميركبير و... از جمله كسانى هستند كه در زمان هاى مختلف سر در راه نقد گذاشتند و آزادمردانه مرگ را به جان خريدند. در اين ميان اما زنان تقريباً بى نصيب مانده اند و اين عدم توفيق به عدم حضور سياسى و اجتماعى زنان در عرصه هاى مختلف بازمى گردد. زنان عموماً تريبونى در اختيار نداشتند تا بتوانند به وسيله آن آرا و عقايد خود را به گوش ديگران برسانند. پس اگر چنين نگاه نقادانه اى هم در ميان آنان وجود داشت بيشتر به محافل زنانه و گپ ها و مراسم چاى و قليان عصرگاهى خلاصه مى شد.
از مطرح ترين زنان منتقد دوره قاجار مى توان به تاج السلطنه دختر ناصرالدين شاه اشاره كرد. از تحصيلات تاج السلطنه اطلاع دقيقى در دست نيست. اما خاطراتى كه از او باقى مانده حكايت از سطح آموزش و مطالعه او دارد. مطالعه آثار ويكتور هوگو و ژان ژاك روسو و آشنايى با افكار و عقايد بيسمارك باعث رشد فكرى او در حوزه هاى سياسى- اجتماعى شده و به همين دليل وى را تبديل به يكى از منتقدين اصلى حكومت كرده است.
تاج السلطنه در سال ۱۳۰۱ ق به دنيا آمد. مادرش توران السلطنه دختر عموى شاه زنى مومن و ديندار بود اما با وجود همه تعاريفى كه تاج السلطنه از او كرده وى اولين كسى است ك مورد نقد دخترش قرار مى گيرد. هر چند تاج السلطنه مقصر اصلى را مادر نمى داند و اخلاق حكومتى مى داند كه راه سعادت را به روى همه زنان بسته و آنان را در جهل و بى اطلاعى نگاه داشته است. بى شك اين نگاه تلخ تاج السلطنه از رسم سپردن اطفال به دايه و دورى از مادر نشأت مى گيرد كه شامل او نيز بوده است. در واقع دم  تيز قلم تاج السلطنه ابتدا متوجه مادر و زنان هم عصر خويش است. او مهم ترين بدبختى زنان را در عدم شناخت و درك حقوق شان مى داند و گوشه  خانه نشستن و خنده و حرافى را تنها هنر زنان هم نسل خود برمى شمرد. از اين رو خاطرات تاج السلطنه بيشتر به نقد يك دوره پرانتقاد تاريخى به نام قاجار مى ماند كه حتى پدر- شاه هم از آن برى نيست.
اعمال و رفتار پدر هميشه زير ذره بين دختر بوده و بخش هاى بسيارى از خاطرات وى به بررسى مسائل و مشكلات رفتارى و كردارى پدر اختصاص يافته است. او عمده مشكلات داخلى مملكت را در عدم كفايت شاه و پرداختن او به لذايذ دنيوى مى داند و تاكيد دارد كه اگر شاه چنين رفتار كودكانه اى نداشت وضع مملكت به گونه اى ديگر بود. اما بيشترين انتقاد تاج السلطنه مربوط به حكومت دارى و رفتار برادرش مظفرالدين شاه است. او برادر خود را فردى نالايق، بى خبر، بدون عزت نفس، نادان و عشرت طلب مى داند و هر كجا فرصتى دست داده شاه را مورد نكوهش قرار داده و مسافرت هاى بى مورد و وام هاى بى دليل و پيشكاران نالايق و فرصت طلب مظفرالدين شاه را به باد انتقاد گرفته و از نسبت دادن بدترين القاب به نزديكان شاه دريغ نكرده است.
تاج السلطنه يكى از زيباترين توصيفات را درباره حكومت مظفرالدين شاه دارد كه بسيار جالب توجه است: «صدراعظمى و وزارت در دوره سلطنت برادر عزيز من خيلى شبيه به تعزيه شده بود كه دقيقه به دقيقه تعزيه خوان رفته، لباس عوض كرده برمى گردد. اين برادر عزيز من به حرف يك بچه دوساله يك صدراعظمى را فوراً معزول و به حرف يك مقلدى يك وزير را سرنگون مى كرد.»
وى همچنين درباره مشروطه نيز تعريف مهمى دارد: «معنى مشروطه عمل كردن به شرايط آزادى و ترقى يك ملتى بدون غرض و خيانت، تكليف هر ملت ترقى خواهى استرداد حقوق او است. حقوق خود را به چه قسم مى تواند مسترد دارد؟ در موقعى كه مملكت مشروطه در تحت يك «رگلمان» صحيحى باشد ترقى از چه توليد مى شود؟ از قانون. قانون در چه موقعى اجرا مى شود؟ در موقعى كه اين استبداد برچيده شود. پس از اين روى مشروطه بهتر از استبداد است.»
تاج السلطنه از كودكى به آموختن موسيقى، نقاشى، زبان فرانسه، مطالعات ادبيات، تاريخ و فلسفه دل بست و همواره از منتقدان عصر خود به شمار مى رفت.

نوشته شده توسط روزبه در 22:53 | | لینک به این مطلب
جمعه ششم مرداد 1385
مهمانی برای مردان

 امشب باز هم میهمانی بودیم

دوره قرض الحسنه فامیلی مثل همیشه خانمها پختند اوردند بردن شستند  پذیرایی کردند و  آقایان هم نشستند پذیرایی شدند و خوردند و رفتند

خسته شدم قبلا حرفی غر زدنی سخنی اما حس می کنم اثری نداشت که هیچ همان نیمچه تاثیر را هم از دست داده فکرمی کنند من یک تند روفمنیست(بخوانید فحش) هستم که کارم فقط شعار دادن است و چون هنوز درگیر زندگی نشده ام خبر از هیچ جا ندارم و نمی دانم که تا بوده همین بوده و نمی شود با حرف چیزی را عوض کرد و بی خودی اعصاب خودم را خورد می کنم و سر بقیه را درد می آورم و....... جالب این که یکی از افرادی که در مهمانی ها همیشه بیشتر کار می کند  و یک پای ثابت ظرف شویی است خودمن هستم آ ن هم برای اینکه متهم نشوم به تنبلی و اززیرکار در رویی و این که فکر نکنند این ها را می گویم چون خودم نمی خواهم کار کنم و..... جال این است که علی رغم این موضوع آخرش به من می دانید چه می گویند

می گویند تو نمی خواهد کار کنی برو بنشین و نق هم نزن

بعضی وقتها فکر می کنم آب درهاون می کوبم اصلا حرفم را نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند فکر می کنند برای خودم می گویم  تا از زیر کار در بروم

حوصله تغییر و کلنجار با مردان محترم را ندارند به این  به ظاهر آرامش  دروغین دل خوش کرده اند ........... مهمانی های ما مردانه است نه زنانه

در مهمانی ها عملا زنان چیزی از مهمانی نمی فهمند چون مدام در حال رفت و امد بین اشپزخانه و اتاق پذیرایی هستند انگار مهمان برای شکم چرانی آمده  در واقع این مهمانی های به افتخار مرد خانه و مردان خانه های دیگر برپا شده  آن هم به این معنی که بنشینند تا همسرانشان و زن خانه از آنها پذیرایی کنند چایی   میوه شربت   شیرینی شام و.............. آنها(شوهران محترمه) تنها کاری که می توانند بکنند این است که هر از چند گاهی به خانم  خود یا خانم خانه ای که در آن میهمان شده اند (بسته به میزان صمیمیت ) یاد اوری کنند که چایی دیر شده و زود تر سری بعد را آماده کنند .

نوشته شده توسط مهسا در 2:16 | | لینک به این مطلب