
تابلوهایی سرشار از شادی...
تابلوهایی از یک دختر 20 ساله...
آثاری سرشار از رنگ، زرد،آبی، قرمز،سبز...
اما وقتی وارد نمایشگاه دلارا می شوم فقط با سیاه و خاکستری روبرو می شوم، در تابلوهایش طناب دار
می بینم، میله های زندان و...
شوکه می شوم،بغضی راه گلویم را می بندد.
قبل از آمدن به اینجا هیچ دیدی نداشتم، آنقدر قتل و زندان از من دور بود که احساسی را در من ایجاد نمی کرد
اما وقتی پدرش را دیدم، مادرش را...
آنها می توانستند پدر و مادر من یا دختر همسایه باشند!
دردناک است، دختری بهترین سالهای جوانی را در زندان و با دلهره ی همیشگی اعدام می گذراند.آن هم به جرمی ناکرده!
نمی دانم سادگی بوده یا بچگی یا حس فداکاری، اما دلارا به هر کدام از این دلایل به قتلی ناکرده اعتراف می کند تا از اعدام پسرکی دیگر جلوگیری کند، به امید اینکه سنش کمتر از 18 سال است اما...
داد میزند،فریاد برمی آورد اما...
گویا همه گوشهایشان را گرفته اند.گویا چشم فرو بستند، حتی بر شواهد و مدارک!با لج و لجبازی بر حرفی پافشاری می کنند و به راحتی حکم اعدام دختری را صادر می کنند!
به طور اتفاقی شاهد صحبت های خرمشاهی(وکیلش) و آسیه امینی با دلارا میشوم.خط های تلفن در چند ثانیه فرصت دست داده سعی می کنند بین او و نمایشگاه پلی بزنند، تا او را به میان نقاشی ها و دوستدارانش بیاورند، تا به او بگویند چه هنرمندانی به دیدن آثارش آمده اند و چقدر جایش خالیست...
دلم گرفته، دیوار، زندان...
اما بارقه نوری در نقاشی ها به چشم می خورد، نوری که از بین سیاهی ها راه باز کرده...
همه امیدواریم، خرمشاهی، پدر و مادرش، همه آنها که آنجایند و فکر می کنم همه ی شما که از حالش باخبرید...
همه منتظر روزی هستیم که از آن چهار دیواری به در آید و دوباره تمام نقاشی هایش پر از صورتی و نارنجی شود...

عکس بالا: جواد منتظری وبلاگ آسیه

دومین جلسه توجیهی اصفهان جمعه گذشته به در خواست اعضا اصفهان با حضور خدیجه مقدم و با شرکت افتخاری و به نوعی اتفاقی محمد علی دادخواه وکیل دادگستری و از حامیان کمپین یک میلیون امضا در دفتر انجمن زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست شاخه اصفهان تشکیل شد. در این جلسه تعدادی از فعالان تشکل های غیر دولتی و علاقه مندان به بحث زنان از جمله اعضا شبکه تشکل های غیر دولتی زنان حضور داشتند.
خدیجه مقدم در این جلسه ابتدا خلاصه ای از طرح کمپین گذشته و اقداماتی که تا کنون انجام شده برای حاضران ارائه کرد. سپس گزیده هایی از جزوه تاثیر قوانین برزندگی زنان را به همراه نمونه و مثال برای حاضران تشریح کرد.
محمد علی دادخواه نیز در این جلسه به اهمیت خواست موکلان ( مردم یک جامعه ) جهت تغییر قوانین اشاره کرد و آن را اولی تر از مصوبه های مجلس دانست. وی گفت همه پرسی ومجلس دو شکل قانون گذاری در یک کشور است. این در حالی است که اگر اصلی(مردم) خود مستقیما اقدام به قانون گذاری نمایند( وکیل) موضوعیت خود را از دست می دهد. او طرح کمپین یک میلیون امضا را درردیف همین مساله دانست و گفت اراده وکیل ناشی از اراده موکل است و در همه دنیا همواره محدوده وکالت اندک و اصل اقدام اصیل است نه وکیل.
ادامه مطلب

پی نوشت: مثل اینکه سپاه پاسداران با همکاری استانداری ها آن را برگزار میکند!
چیزی که می خوام براتون بنویسم، داستان نیست، واقعیته، زمان وقوعش هم خیلی دور نیست، همین 2-3 سال پیشه.نمی دونم چی شد که چند روز پیش یکدفعه این اتفاق یادم اومد، دیدم بد نیست برای شمام تعریفش کنم.ببخشید که ناراحت کننده است.
یکی بود یکی نبود.دو تا دختر خاله بودند حدود 18 ساله، بذارین اسم یکیشونو بذاریم شنگول و اون یکی روهم منگول.
یه روز منگول با مامان و باباش رفتن خونه ی شنگول اینا.شنگول اینا توی یه برج بیست طبقه زندگی می کردند.بعد از اینکه حال و احوالپرسی ها تموم شد، شنگول و منگول رفتن تو محوطه ی برج قدم بزنن.در حال قدم زدن، شنگول چند تا از دوستاشو دید و سلام و علیک کردن که یه سری از این دوستان هم ، پسر بودند.
اما از بد روزگار، وقتی شنگول مشغول حرف زدن با این پسرها بود، بابای منگول از تراس آپارتمان، اون دو تا رو دید.چشمتون روز بد نبینه، وقتی شنگول و منگول برگشتن،بابای منگول الم شنگه ای به راه انداخت و بدترین فحش ها رو نثار منگول کرد وگفت:" تنبیه اصلی باشه وقتی برگشتیم خونه " و منگول با چشمای گریون به اتاق پناه برد.
ولی دیگه دعوا توی خونه ادامه پیدا نکرد، چون منگول، خودش رو از پنجره ی طبقه ی 17 یا 18 برج به پایین انداخت...
برنامه دیروز (الان دیگه باید بگم پریروز!) کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها به من که خیلی چسبید. اون قدر که از ساعت 4 تا 9 شب اصلا احساس خستگی نکردم و همه چیز واسم جذاب بود.از همون اول کار و صحبتهای پرستو تا اون پایان قشنگ فیلم آفساید و خوندن دسته جمعی سرود ای ایران که هرچقدر هم آقای پناهی بگه به حال و هوای فیلم نمیومد و صرفا یه حس وادارش کرده بود که فیلمش رو با اون تموم کنه، باز هم به نظر منفوق العاده بود و باعث شد که موهای همه حاضرین سیخ بشه و اون حس زیبای با هم بودن و هدف مشترک داشتن رو یه بار دیگه تجربه کنن!

گزارش سایت میدان اون قدر کامل هست که لازم نباشه من دوباره حال و هوای مراسم رو روایت کنم. ولی بدم نمیاد درباره حرفهای خانم عباسقلی زاده یه چیزایی بنویسم.
وارش از قول محبوبه عباسقلی زاده آورده: "موضوع این کمپین جدا سازی جنسیتی است. ورود به ورزشگاه بخشی از این خواسته است. از ما می پرسند که آیا این کمپین به موضوع عام تری نمی تواند بپردازد؟ يا این،مساله و دغدغه چند درصد زنان ایرانی است؟ اما نگاه ما به موضوع زن متوسط شهری نیست. نگاه ما به خود "جداسازی جنسیتی" است. این جداسازی به طور علنی ساده ترین حقوق شهروندی زنان را نادیده می گیرد. مساله این است که سیستم حکومتی ما نمی خواهد به حقوق زنان توجه کند و این، فقط بخشی از این نادیده گرفتن است."

راستش مساله تقدم و تاخر در مطرح کردن مشکلات جامعه خیلی چیز ساده ای نیست. شاید این که چه فعالیتی در جهت بهبود وضع جامعه ما و افراد اون اولویت داره برای روشنفکرای ما (میدونم که تعریف واضحی از این کلمه مورد قبول همه نیست ولی لطفا گیر ندین!) هم چندان واضح نباشه. در بحبوحه فعالیت های دانشجویی گاهی لازم بود بارها و بارها برای دوستان هم فکرمون توضیح بدیم که چرا حوزه زنان رو برای فعالیت دانشگاهیمون انتخاب کردیم و به جای اینکه مثلا روی مساله دوکراسی یا حقوق بشر به طور عام کار کنیم، به مسائل زنان (که اعتقاد داریم از مسائل مردان هم جدا نیست) اولویت دادیم. اون دوستان عقیده داشتن در شرایط امروز، اصلی ترین هدفی که همه ما باید برای رسیدن به اون تلاش کنیم، دموکراسیه. در واقع این اصلی و فرعی کردن فعالیت ها (رجوع شود به مقاله اول کتاب زنان زیر سایه پدر خوانده ها نوشته خانم نوشین احمدی خراسانی) از یه نگاه کل نگر ناشی میشه که همیشه سعی میکنه خیلی ساده و مستقیم مسائل رو تجزیه و تحلیل کنه. مثلا وقتی حس میکنه چاره مشکلات این مملکت رسیدن به دموکراسی و آزادیه، تنها راه تحقق اون رو تغییرهای بنیادی سیاسی میدونه و همه کارهایی رو که مستقیما با این موضوع درگیر نمیشن، فرعی و کم اهمیت تلقی میکنه. غافل از این که مساله دموکراسی چیزی جز احقاق حقوق کودکان، زنان، کارگران و ... نیست و هر فعالیتی که رسیدن به این هدف ها رو دنبال کنه، در نهایت به تحقق اون هدف بزرگ کمک کرده. در واقع با ریز کردن مسائل بزرگ و کلی به موضوعات ملموس و قابل درک برای همه مردم، شاید خیلی راحت تر بشه به هدف هایی رسید که در نگاه اول به نظر دست نیافتنی میان. به خاطر همینه که انتخاب مساله ای مثل ورود زنان به استادیوم آزادی و پافشاری روی این حق بدیهی، به نظر انتخاب هوشمندانه ای میاد که نه مخالفت عرف رو جلوی خودش میبینه و نه قانون حکومتی یا شرعی واضحی رو نقض کرده و علاوه بر همه اینها برای عامه مردم هم بسیار بسیار واضح و ملموسه.
باز هم به قول وارش: " البته اون سوال رو که محبوبه مطرحش کرد، خیلیا از ما می پرسن و قشنگتریین جواب به اون رو امشب از زبان جعفر پناهی شنیدم: محدودیتهای کوچک نشان از محدودیتهای بزرگ دارند."
انگار زنان کشور ما باید برای غلبه به محدودیت های بزرگ، از همین محدودیت های به ظاهر کوچک و دم دستی شروع کنن. این چیزیه که بچه های کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها اون رو خیلی خوب میدونن.
عکس ها: راديو زمانه
روز گذشته در سالن کنفرانس انجمن جامعه شناسی ایران در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ،گردهمایی سالیانه گروه مطالعات زنان برگزار شد.در این جلسه گزارش فعالیت های سال قبل انجمن توسط خانم دکتر شهلا اعزازی ارائه شد. برگزاری کارگاه ها با موضوعاتی چون قاچاق دختران، هویت یابی جنسی و ارائه گزارش از کانون اصلاح و تربیت دختران و همینطور انتشار جزوه های مختلف مثال هایی از این دسته فعالیت هاست.
در ادامه برنامه های سال بعد انجمن ارائه شد. که برگزاری 5 نشست در دستور کار انجمن قرار داشت .در این نشست ها قرار است به جنبش های اجتماعی، جنبش زنان، معرفی زنان فعال جنبش، زنان اقلیت،سازمان های سیاسی و جنبش زنان و... پرداخته شود.برگزاری کارگاه در مورد کارآفرینی برای زنان و یادبود خانم دکتر پروین پایدار از دیگر برنامه های ذکر شده بود.
در این جلسه کتاب فمینیسم و دیدگاه ها معرفی شد.این کتاب شامل 13 مقاله می باشد که توسط مترجما ن گوناگون به فارسی برگردانده شده و دکتر اعزازی آنها را جمع آوری کرده است.این کتاب را انتشارات روشنگران و مطالعات زنان چاپ کرده است.

دستور جلسه:
1. گزارش فعاليتهاي گذشته گروه
2. معرفي كتاب ”فمينيسم و ديدگاهها“ كار جمعي گروه با حضور مترجمين كتاب
3. معرفي فعاليتهاي سال آينده گروه
4. دريافت پيشنهادها و طرحهاي اعضاء براي پيشبرد اهداف گروه
تاريخ گردهمايي: 10 مهرماه 1385
زمان: ساعت 17-19
مكان: پل گيشا، دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، طبقه اول، سالن كنفرانس انجمن جامعهشناسي ايران
از كليه افراد علاقمند دعوت ميشود تا در اين گردهمايي شركت كنند.
جالبه...جدا خیلی جالبه...خودتون قضاوت کنین:
روز-کوروش سليمي :روز جمعه هنگامي كه نام خانم صديق را از بلندگوهاي پيست سرعت آزادي خواندند، اولين خانم ايراني قهرمان اتومبيلراني در حال آماده كردن اتومبيلش براي شركت در مسابقه اتومبيلراني بود. ولي در آخرين لحظات معلوم شد که باز هم حراست حرف آخر را زده است "شما اجازه شركت در مسابقه را نداريد".
اين پايان دو هفته کشمکش لاله صديق، قهرمان زن رالي در مسابقات سرعت، با مسئولاني بود که همگي مي گويند هيچ قانوني وجود ندارد اما همگي منتظر ماندند تا از بالا خبر برسد که بالاخره هم رسيد.
ادامه مطلب

