"خبر فوری: ۵ شنبه ۳۱ خرداد ساعت ۹ صبح روبه روی بهشت زهرای تاکستان دو نفر را سنگسار می کنند."
اعضای کمپین مبارزه با سنگسار پس از تلاش های بسیار تایید خبر را گرفته اند. یعنی موثق است و اگر همین طور پیش برود اجرای حکم قطعی است.
از مردم هم قرار است که دعوت شود برای تماشای انجام مجازات. فعلا هم آن هایی که از عدم اجرای سنگسار در این کشور خبر می دادند سکوت کرده اند!
چه می شود؟
تلاش ها برای لغو حکم:
فراخوان عمل فوری: فقط چند ساعت وقت باقی مانده
URGENT ACTION ALERT
مقامات محلي تاکستان: سنگسار مي کنيم
دادگستري تاکستان مقدمات اجراي سنگسار را فراهم مي کند(علیرغم احتمال لغو حکم)
اخبار تکمیلی:
اجرای حکم سنگسار متوقف شده است. این به معنای لغو حکم نیست اما. کاش خبر های خوش بیشتر شوند.
خبر توقف حکم در خبرگزاری فارس
توقف حکم از نگاه وارش
بيانيه فعالان كمپين "قانون بي سنگسار"
بيانيه سازمان ديده بان حقوق بشر
نامه سرگشاده کميسيون حقيقت ياب مجازات سنگسار در ايران به هاشمي شاهرودي
انتقاد سازمان ملل از برنامه ي سنگسار علنی در ايران
عالیست که چنین واکنش گسترده ای داشته است در سطح جهان. کاش بتوانیم زودتر قانون بی سنگسار را ببینیم.
چرا در تاريخ، زن محور مسووليتهاي اجتماعي قرار نگرفته است؟
سید محمد خاتمی در سخنرانی اخیرش در موزه ملي قرآن كريم و ضمن بزرگداشت حضرت زهرا تلاش کرده تا به مقایسه جایگاه فعلی زنان و مردان در جامعه بپردازد و دلایل عقب نگاه داشته شدن زنان را در عرصه عمومی بیان کند. بخش های خیلی جالبی دارد این سخنرانی:
"محور و مدار مسووليتهاي اجتماعي در
جامعه بشري مرد بوده است. يعني تاريخ بشري، تاريخ مردانه است و داراي نگاه مردانه. در مردانه بودن آنچه كه در اسلام تاريخي تحقق پيدا كرده است، ترديدي نبايد بكنيم. نگاه مردانه به تاريخ و به انسان، ناشي از يك ديد مادي و سطحينگرانه است."
"عضلات مرد نوعا قويتر از عضلات زن است، تواناييهاي جسماني مرد نوعا بيشتر از زنان است و اين نگاه مادي، به همه شئون و جنبههاي انساني سرايت پيدا كرده است؛ در نتيجه يك ديد ماترياليستي، مادي و سطحي بر تاريخ بشر حاكم شده است و آن اينكه مرد جنس شايستهتر و اولاست و زن و جنس دوم."
"اين بينش چنان قوي بوده است كه در فرهنگ و تاريخ و ادب و هنر و ارزشگذاري و فلسفه و اخلاق و فقه و حقوق و همه روابط اجتماعي بشر تاثير گذاشته است؛ يعني ديد مردانه به تاريخ و مرد را جنس برتر دانستن، زن را جنس دوم و پايينتر دانستن. اين واقعيتي است كه در تاريخ رخ داده است. حتي اگر ما با يك نگاه سطحي هم به متون مراجعه كنيم - متون هم با زبان رايج و مخاطب قرار دادن ذهنهاي جامعه سخن ميگويند - غلبه نگاه مردانه را در آنها مشاهده ميكنيم."
"وقتي آن ديد بر جامعه حاكم است، خود به خود يك نوع عقبماندگي هم در بخشي از جامعه كه نگاه تحقيرآميز به او ميشود، ايجاد ميگردد. اگر ما در تاريخ ميبينيم كمتر بودند زناني كه بتوانند مسووليتهاي اجتماعي را بپذيرند و جامعه اگر هم اعتقاد داشته كه ميتوانند، نميتوانسته ريسك و خطر بكند و سرنوشت جامعه را با مشكل روبهرو كند، اين امر خودش معلول آن بينش غلط است. رشد، يك امر اجتماعي است. اگر شما دو انسان را با همه مشخصات مساوي خودشان، يكي را در معرض تربيت، آموزش و تمرين قرار دهيد و يكي را در جايي حبس كنيد و اجازه حركت به او ندهيد و بعد از يك سال، بخواهيد كه اين دو با هم مسابقه بدهند و آن انسان آموزش نديده شايد استعدادش بيشتر از آن كسي باشد كه آموزش ديده است، اما طبيعي است كه آن فرد آموزش نديده اصلا نميتواند رقابت كند. شما وقتي گفتيد زن بايد در خانه بنشيند و در عرصه اجتماعي حضور نيابد، طبيعي است كه خيلي از استعدادهاي او رشد نخواهد كرد و در عمل ناتوانتر از مرد جلوه خواهد كرد، اما آن ناتواني معلول آن ديد غلط و نتيجهاي است كه از آن ديد غلط گرفته شده و نه علت آن."
"اگر زمينههاي اجتماعي و بينش عوض شد، آنگاه سيستم ارزشگذاري ما، فقه ما، حقوق ما و بسياري از مسائل ما عوض ميشود همچنان كه ديدهايم در طول زمان عوض شده است. صحبت بر سر اين است كه آيا ما بايد بگذاريم هزينههاي فراواني بپردازيم و زيانهاي فراواني ببينيم تا جبر زمان ما را وادار كند كه به يك واقعيت تن بدهيم يا با واقعنگري و ديد عميق و حتي با رجوع به منابع فكر و فقه اسلامي، ما آن انحراف تاريخي را تشخيص بدهيم و خودمان قبل از آنكه جبر روزگار ما را مجبور كند، انتخاب كنيم و آن واقعيت را كه به نظر ما در متن دين و گوهر دين نهفته است، بيابيم تا در عرصه اجتماعي هم موقعيت دين را شاهد باشيم."
جالب بود برایم که امروز صبح پخش مستقیم مسابقات اتوموبیلرانی کلاس 1600 جی تی را این قدر با اشتیاق دنبال می کردم و دوست داشتم تنها شرکت کننده زنِ در آن قهرمان شود. لاله صدیق که اکنون دیگر راننده با تجربه ای به حساب می آید و جایگاه خود را در این رشته به همه ثابت کرده، به خاطر مقام های قبلی در خط اول مسابقه قرار گرفته بود و تا آخر هم جایگاه خود را حفظ کرد و با فاصله نسبتاً زیاد با نفر دوم، قهرمان مسابقات اتوموبیلرانی کشور در این کلاس شد. مجری برنامه هم از تعریف کردن کم نگذاشت و به خصوصیات خیلی خوب رانندگی و کنترل ماشین او چندین بار اشاره کرد.

به نظرم در شرایط حاضر کشورمان که زنان این قدر با محدودیت های گوناگون در همه عرصه ها و از جمله ورزش روبرویند، قهرمانی لاله صدیق با وجود حضور مردانِ با تجربه مساله مهمی است و نمی توان صرفاً با دید انسانی به آن نگاه کرد و تفاوتی برای او به سبب زن بودنش قائل نشد. متاسفانه این فرهنگ جنسیت زده موجود است که نگاهی جنسیتی را به ما هم تحمیل می کند و سبب می شود تفاوت بگذاریم میان قهرمانی که موانع بسیار بیشتری را پشت سر می گذارد برای رسیدن به سکوی نخست و دیگرانی که در ابتدای راه چندین دور نسبت به او پیش تر بوده اند و مسیری سهل تر را پیش رو داشته اند برای ورود و ادامه کار در این عرصه. شاید این از جمله تبعیض های مثبتی باشد که این بار تنها در درونمان برای ورزشکاران سخت کوشی در نظر می گیریم که بی شک راه یکسانی را نپیموده اند نسبت به رقیبان غیر هم جنس برای قهرمانی. افزایش شمار این افراد، برابری زنان و مردان را در بسیاری از عرصه ها ثابت می کند و راه را بر اندیشه های ناصوابی که فرهنگ فرادست و فرودست رایج را بازتولید می کنند، می بندد.
بی صبرانه روزی را انتظار می کشم که بتوان بدون نگاه به جنسیت افراد، معیارهایی حرفه ای و تکنیکی برگزید برای ارزش گذاری نحوه کار و کوشش زنان و مردان کشورمان در همه حضورهای عمومی و بی مشکل آن ها در جامعه. اما تا آن وقت حق بدهید که گاهی از موفقیت زنان در ارزیابی های مشترک با مردان، بیشتر خوشحال شویم و این را به حساب دیدگاه جنسیتی دلخواه ما و افتادن از سمت دیگر بام نیاندازید.
توی مصاحبه مطبوعاتی بودیم. همکارم که متخصص حوادثه همین جور که رییس آب منطقه ای اصفهان داشت حرفهاش رو می زد، برام خبر یک قتل فجیع ناموسی که تو این هفته اتفاق افتاده را تعریف کرد. خواستگاری تو روستای مبارکه اصفهان وقتی از دختر مورد علاقه اش یا خانواده اون جواب رد می شنوه و پافشاریهاش به جایی نمی رسه، برای دختره یه دسیسه می چینه. وانمود می کنه که اون دوست پسر داره و با هاش رابطه هم داره. چه جوری معلوم نیست اما بالاخره پدر دختره حرفهای طرف را باور می کنه و نقشه قتل دخترش رو می ریزه. اون هم به شیوه زجر کش کردن. او رو به مزرعه می بره و درمسیر یه ضربه چاقو به گردنش می زنه. در حالی که خون از گردن دختر می ریخته مجبورش می کنه به راه رفتن ادامه بده. بعد ضربه دوم رو می زنه. خون فواره می کنه و همین طور تا به ضربه سوم می رسه. دختر نقش زمین می شه. به اعتراف خود پدر تا زمان مرگ چند دقیقه ای جون می کنه. جایی که جسد پیدا شده دور آن فضایی دایره ای شکل کمی گود شده بوده. نشانه های حاکی از این بوده که دختر مدتی تا جان بدهد در حال تقلا و تلاش بوده و دور خودش چرخ می زده و در تمام این مدت پدر ناظر مرگ دخترش بوده. بعد از اطمینان از مرگ دختر با همسرش تماس می گیره و میگه بیا جسد دخترت رو ببر. پدر بعد از دستگیری در حالی اعتراف می کنه که دخترش مستحق مرگ بوده که همه همسایه ها مرگ دختر را ناشی از سوءظن پدر اعلام کرده اند. ماموران ظاهرا خواستگار رو که محرک این قتل و توطئه چین آن بوده رو هم دستگیر کرده اند. چون همسایه ها و اقوام که همگی مقتول را می شناخته اند امکان هر گونه ارتباط وی با فرد دیگری را نیز منکر شده اند. اما نکته جالب تر این که علی رغم شهادت دیگران مادر و برادر او احتمالا تحت فشارها یا ترس از مرد خانواده ادعا کرده اند که دخترشان فاسد بوده تا به این وسیله عمل پدر توجیه و از محکومیت رها شود... .
در واقع باید گفت اصلا مهم نیست که تو عمل یا رفتاری انجام دهی که به نظر عرف یا سنت نادرست است تا مستحق مجازات آن هم از نوع شخصی شوی. صرفا تصور اینکه تو مرتکب گناه( به زعم سنت و عرف) شوی نیز تو را مستحق مرگ، آن هم در دادگاه وجدان مردانی از نزدیکانت می کند. قتلهای ناموسی همچنان در کمین زنان و دخترانی است که در جوامع سنتی در چمبره فرهنگ قوی مردسالار با قوانینی ناقص و ناقض حقوقشان زندگی می کنند.
خیلی جالبه بازهم نگاه مردانه در ساختار مردانه خودش را نشان داد. وزیر کشور اعلام کرده باید ازداوج موقت به عنوان یک راهکار برای جوانانی که امکان ازدواج دائم ندارند با جسارت ترویج شود . خب اشکالی هم ندارد اگر به منطق پشت این حرف دقت کنید می بینید که چیز عجیبی هم گفته نشده است .آقای وزیر از نگاه جنس خودشان صرفا به مساله غریزه جنسی نگاه کرده اند . با توجه به اینکه در عرف جامعه در ازدواج دائم دختران مساله ای به نام بکارت هنوز مهم است . صیغه شدن دختر باکره به هیچ عنوان مرسوم نیست وبر اساس همین فرهنگ دختری که حضور مرد دیگری را رسما – قانونا و علنا- در زندگی خود اعلام کرده باشد به سختی می تواند ازدواج دائم مناسب و متناسبی داشته باشد .وباتوجه به اینکه شخص خود آقای وزیرعمرا حاضر باشد دختر 20 ساله اش حتی برای یک بار به صیغه مردی در آید . به نظر می رسد گفته او باید این گونه ترجمه شود :
ازدواج موقت برای مردانی که امکان ازدواج دائم ندارد باید ترویج شود .
آقای وزیر در حالی خواسته اند به قول خودشان مشکل جوانان را حل کنند که هم اکنون صیغه نه در میان جوانان که میان مردان متاهل رواج دارد و تبلیغ و علنی کردنش کار را تنها برای این قشر تسهیل تر می کند و زنان متاهل را آسیب پذیرتر. دیگر اینکه عرفادختران و پسران جوان به هنگام ازدواج دائم خیلی راحت تر با اینکه طرف مقابلشان ( چه پسر چه دختر)قبلا رابطه جنسی داشته است کنار می آیند تا اینکه همسر قبلی ای داشته باشد .
خب حالا که معلوم شد مساله ازدواج موقت قرار نیست اصلا مشکل جوانان که امکان ازدواج ندارد را حل کند و تنها برای حل مشکل نوع مذکر ارائه شده باید گفت ظاهرا آقای وزیر تنها به فشار جنسی که دارد بر هم جنسانشان وارد می شود توجه داشته اند . خب با توجه به اینکه دختران جوان و نوجوان حاضر به صیغه شدن نیستند ( دختری که می خواهد تن به رابطه جنسی بدهد اما از سویی گزینه ازدواج دائم را از دست ندهد در این فرهنگ هیچ وقت خود را گاو پیشانی سفید نمی کند؟ یعنی نمی آید با صیغه شدن و دفتر و دستک راه انداختن و... اسم مردی را آن هم برای مدت کوتاهی به دنبال خود یدک بکشد چون قاعدتا از گفته های آقای وزیر این گونه بر می آید که ترویج صیغه یعنی اینکه اگر دختر یا پسری صیغه شد یا داشت پنهان نکند ..یعنی عمومی و علنی شود.یعنی از خانواده و فامیل و ... مخفی نماند . این به نظر شما جور در می آید ؟ مثلا شما دختری یا پسر ی که همکارتان است را با را مردی یا زنی می بینید بعد به شما بگوید که صیغه هم هستند بعد دو ماه دیگر یکی دیگر و.. یا حتی در میان خانواده ها . کدام خانواده می پذیرد که دخترش صیغه شود تنها به این استدلال که شرعی است و قانونی ؟). پس با توجه به این مساله شخص وزیر هم حتما راهکارهای دیگر در این زمینه دارند .یکی از راهکارهای ایشان حتما می تواند این باشد که این همه زن بیوه و مطلقه در کشور وجود دارد که نیاز به سرپناه دارد ( معلوم نیست صیغه ای که فرد نه اسمش در شناسنامه طرف ثبت می شود و نه ارثی می برد و نه نفقه ای مثلا چه جور سرپناهی می تواند باشد ) .خب به زعم ایشان اگر دختری حاضر به صیغه نشد این قشر از زنان می تواند با کمترین چشم داشتی نیاز جنسی هم نوعانش را تامین کند. مثلا با یک سکه یک هفته به صیغه مردی یا پسری درآید . یک هفته برای اینکه تعداد پسران و مردان مجرد بیش از زنان مطلقه و بیوه است و باید نوبت به همه اینها برسد.....
پنجمین جلسه اسپارترا امروز برگزار شد .
در جلسه امروز ادامه بحث اشتغال و جنسیت با ارائه گزارشی از وضعیت جهانی تبعیض جنسیتی در اشتغال - ارائه مفادی از قانون کار در مورد زنان - ارائه گزیده ای از اخبار سطح جامعه و روزنامه ها و....ادامه یافت . به جز بحثهای پیرامون این موضوعات مقداری بحثهای حاشیه ای ناشی از سو تفاهم در درک منظور و تفاوت دیدگاه نظریه ای و مبنایی دوستان نیز پیش امد ( به طور مثال بحث نسبی گرایی و مطلق گرایی ارزشها ی انسانی ....) که صلاح دیده شد. برای جلوگیری از انحراف بحث از موضوع و اتلاف وقت تا حد ممکن افراددر هنگام بحث از ایجاد چنین سو تفاهم هایی جلوگیری کنند .
قابل توجه دوستان:به علت هم زمانی برگزاری جلساه بعدی با امتحانات پایان ترم اکثر دوستان . جلسه آینده زودتر از موعد و در هفته بعد 11 خرداد برگزار می شود .
شاگر راننده اما یه چیزهایی می گفت در باره دزدی و اینکه ظاهرا یک بار مسافری ادعا کرده بوده که دو میلیون پولش رو توی اتوبوس دزدیده اند . اما این چه ارتباطی با پیاده کرده مردان داشت و اگر کسی این همه پول دنبال خودش داره بی خود می کنه توی اتوبوس بذاره و پیاده بشه و مگر دزدی صرفا عملی مردانه است .....
