يكسالي است كه دوچرخه تنها وسيلهء نقليهء اوست، مريم صالحي تنها زن53 ساله اصفهاني است كه براي انجام اغلب كارهاي خود به جاي تاكسي و اتوبوس از دوچرخه استفاده ميكند. ازكارهاي اداري و بانكي گرفته تا سر زدن به دوستان و آشنايان و يا حتي خريدهاي سبك. اگرچه استفادهء دختران جوان از دوچرخه گاه گاهي در سطح شهر يا حاشيهء زايندهرود هم ديده ميشود. اما دوچرخهسواري بدون دغدغه در سطح شهر آرزوي خيلي از دخترهاست كه يا جرات و شهامتش را ندارند و يا حاضر به پذيرفتن ريسك ناشي از برخوردهاي غيرقابل پيشبيني نيستند... ادامه مطلب در روزنامه سرمایه
این بار از انتشار خبرش هم هراس دارند و کسی خبر را تایید نمی کند!
"اخبار موثق حاکي از آن است که پنجشنبه گذشته، جعفر کياني، مردي که به اتهام زناي محصنه با مکرمه ابراهيمي به سنگسار محکوم شده بود و قرار بود دو هفته پبش همراه وي در بهشت زهراي تاکستان سنگسار شود، سنگسار شده است. به گزارش خبرنگار "ميدان زنان"، برخي از منابع از سنگسار وي در ملاءعام خبر داده اند." این بار میان زنان و مردان هر گونه تبعیض محو شده. همه سنگسار می شوند!
تلاش کرده اند اجرای مجازات در ملا عام و البته در روستایی اطراف تاکستان باشد. اما جز چند نفر از مردم کسی حاضر به شرکت در مراسمشان نشده و به ناچار از خودی ها استفاده شده برای تمام کردن کار!
می خواهیم نامه بفرستیم. آن قدر نامه بفرستیم تا رویشان نشود این قدر راحت خواسته هامان را نادیده بگیرند و محدوده ورودمان را در مکان های عمومی به دلخواه و سلیقه خودشان مشخص کنند. اگر تا دیروز "کمپین دفاع از حق ورود زنان به استادیوم های فوتبال" نمادی بود برای مقابله با تفکیک های جنسیتی روزافزونی که به بهانه های مختلف توسط مسوولان پر رنگ و پر رنگ تر می شود، امروز خواندن خبر عدم ارسال مدارک لازم برای میزبانی جام ملتهای آسیا به خاطر راه ندادن زنان به استادیوم ها سبب شده که پیگیری خود هدف مهم تر شود و بتوان آن را راحت تر موضوعی همگانی و ملی دانست. می خواهیم به روسای فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا نامه بنویسیم و از آنان بخواهیم تحقق این خواسته مدنی را پیگیری کنند.
بارها و بارها از فعالان کمپین دفاع از حق ورود زنان به استادیوم پرسیده شده که چرا از بین این همه حوزه بالقوه برای فعالیت در جنبش برابری خواهی جنسیتی چنین هدفی و چنین حوزه فعالیتی را برگزیده اند. این روزها که برنامه های جدیدی داریم برای کمپین استادیوم و پیگیری این حق مدنی فکر کردم مرور این مقاله نباید خالی از لطف باشد. و البته دوست دارم نظر خوانندگان را هم بدانم.
روزی یکی از دوستانم که در مدرسه همکلاسی من بود دوست دختری پیدا کرد . تمام بچه های مدرسه با او دشمن شدند و او را کتک می زدند . البته در راه خانه و شبانه به مجتمع مسکونی آنها رفته و دوچرخه او را شکستند. اسپوکهای دوچرخه ۲۵۰ هزارتومانی او را شکستند و فردا در زنگ تفریح در کیفش انداختند و او حتی جرات نداشت به مادر و پدر و مدیریت و معاونان مدرسه بگوید. و یکی دیگر از کارهایی که با او کردند این بود که میزی که او در آن می نشست را شکستند و تقصیر او انداختند و او مجبور شد در باره دوچرخه به مادر و پدرش هم دروغ بگوید . او وقتی از مدرسه می آمد خودش را زخمی کرد و گفت : من تصادف کرده ام و او مجبور شد رابطه اش را با دوست دخترش قطع کند و به او فحش بدهد .او هیچ دوستی غیر از من نداشت و همه غیر از من با او قطع رابطه کردند .او بیشتر مواقع در راه خانه و در زنگهای تفریح پیش من می آمد و دردل می کرد و گریه می کرد. و او حتی مجبور شد پیش بچه های مدرسه بیاید و به آنها بگوید غلط کردم...
یه چیز جالب: عنوان مطلب بالا به نظر خواهی از دو پسربچه - (پسرخاله ویپسر خواهرم ) انتخاب شده ...

