جمعه نوزدهم بهمن 1386
روایت سه زن؛ فاطمه صادقی
رابطۀ استثماری میان زن و مرد با هر نوع رابطۀ استثماری دیگر دقیقاً به
دلیل وجود همین مناسبات عاطفی فرق دارد، زیرا برای مثال رابطۀ میان برده
دار و برده هرگز رابطۀ عاشقانه نیست، رابطۀ مبتنی بر نفرت است. اما غلبه
بر هر نوع رابطۀ استثماری با همۀ دیگر شوریدن ها و غلبه ها مشابه است و آن
نیست مگر ایجاد مقاومت های جمعی. زیرا که از مقاومت های فردی جز آنچه
رابعه و اِما کردند، بر نمی آید. بدبختانه در این یک نیز مشکلات فراوان
است، زیرا زنان در همه جای جهان چنان در بند مناسبات کنیزواره در خانواده
اسیرند و چنان روحاً و ذهناً فسرده و در بند اند که بیرون آمدن شان از
این مناسبات بسیار سخت تر از بسیج و همبستگی بردگان بر ضد برده دار و یا
دیگر محرومان از چنگال استثمار کنندگان است. پس گاه که این امکان پدید می
آید، باید بسی خرسند بود. شاید باید در وهلۀ نخست در برابر عشق مقاومت کرد
و به سوی مناسباتی برابر توأم با مسئولیت پذیری رفت. باید راوی زندگی ها و
دردهای مشترک باشیم تا کنشی جمعی بر اساس دردی مشترک که در کنج دل ها
پنهان شده، پدید آید. باید همانند تو شروع کرد به روایت و نقد آنچه در
پستوی خانه ها می گذرد. به گمانم ما تا به امروز این مسیر را نپیموده رها
کرده ایم. بیا هم صدا با نادیا انجمن که خود قربانی این وضع بود، بخوانیم:
«... من که منفور زمانم، چه بخوانم، چه نخوانم، چه بگریم، چه بخندم، چه
بمیرم، چه بمانم...»
کل مقالهی زیبای فاطمه صادقی را در میدان زنان بخوانید.
نوشته شده توسط روزبه در 0:30 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دهم بهمن 1386
مردانِ بیقرار
شنیدن
عبارتهایی شبیه به "جنبش زنان" و یا "تلاشهای برابریخواهانهی جنسیتی"،
احتمالاً ذهن شنونده را به سمت تصور عدهای از زنان سوق میدهد که به
روشهای گوناگون، حقوق معوقماندهی خود را طلب میکنند و در این راه،
زنان دیگر را هم به یاری میطلبند. تصور اجتماعی زنانه، بدون حضور، مشارکت
و یا حتی همراهی صوری مردان، عموماً رایجترین تصوری است که دربارهی
موضوع پیشگفته وجود دارد. این همه در حالی است که دامنهی اثر تکتک
مباحث و خواستههای مطرح شده توسط این جنبش، به سبب داشتن ریشهی اجتماعی
و گره خوردن با زندگی هرروزهی افرادِ مختلف، همهی اجتماع انسانی را
دربرمیگیرد. اجتماعی که از زنان و مردان تشکیل شده و نادیده گرفتن نقش
هریک از این دو جنس در ایجاد تغییرهای اجتماعی، تولد مخلوقی نارس یا ناقص
را به دنبال خواهد داشت. این تفکر که راه تغییر فرهنگها و قوانین
تبعیضآمیز و نادرستِ موجود، تبدیلِ آنها به خواستهای عمومی و همهگیر
است و مردان هم به اندازهی زنان در این امر نقش دارند، از چنین
اعتقادی ناشی میشود. اما با مرور موضوعات مختلفی که در تلاشهای
برابریخواهانه نمود بارزی دارند، گاهی به مواردی برمیخوریم که مربوط
دانستن آنها به هر دو جنس و بالاخص نقد آنها از زاویهی دید مردان،
دشوار به نظر میرسد. مسألهی محدودیت در پوشش و حجاب هم که جز در مواردی
جزئی و قابل چشمپوشی، تنها برای زنان کشورمان مطرح بوده، ظاهراً از
جملهی همین موضوعات است...
ادامه در سایت میدان
ادامه در سایت میدان
نوشته شده توسط روزبه در 10:18 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم بهمن 1386
به همین سادگی!
دلم بیشتر به حال جامعهمان میسوزد که
سلامتِ لطیفِ روحی، فکری و روانیَش اینقدر راحت به مخاطره میافتد و
آنچنان مشکلش حاد میشود که برای حل این معضل چارهای جز تعطیلی نشریهای که از انتشار اولین شمارهاش 16 سال است که میگذرد، وجود ندارد!
نوشته شده توسط روزبه در 23:54 | | لینک به این مطلب

