یکشنبه هفدهم شهریور 1387
سایه بالای سر برای اجاره کردن خونه ،برای پانسیون شدن ،برای زندگی ،برای.....
دوستی دارم که حدود دو ساله دور از شوهرش زندگی میکنه و در گیر و دار طلاق و جداییه دختری داره که باخودش زندگی میکنه. شوهرش بهش خیانت کرده و تو این دوسال که ازهم جدا هستن ظاهرا نه خبری از همسر ودخترش گرفته و نه هیچ کدوم از مسولیت هاش رو حداقل به عنوان پدر انجام داده .تو این دو سال دوستم زندگی خود و دخترش رو با تدریس زبان تامین کرده . مدتی قبل هزینه ها اون قدر روش فشار اورد که تصمیم گرفت برای اینکه درامد بیشتر وبهتری داشته باشه بره و ساکن تهران بشه.دو ماهه که وقت گذاشته برای پیدا کردن یه خونه مناسب برای خودش و دخترش. جدای از قمیتهای بالای رهن و اجاره که واقعا ازشون شاکی بود از برخوردها و قوانین نوشته و نانوشته ای که زندگی یک زن بدون شوهر رو تو این جامعه سخت و سخت تر میکنه گلایه داشت. میگفت چون اسم شوهرم هنوز تو شناسنامه من هست و من رسما هنوز مطلقه نیستم برای همه سوال پیش میاد که من چرا میخوام تنها با دخترم زندگی کنم پس شوهرم کجاست و یا اینکه چرا شوهرم برای پیدا کردن خونه وبستن قرارداد دنبالم نیست.ظاهرا هر جا متوجه این مساله میشدن بهش جواب رد میدادن.در حالی که به گفته اون این مساله فقط به خودش مربوطه و هیچ ارتباطی با صاحبخانه وبنگاه مسکن نداره که به خاطرش نخواهند که اپارتمانی رو بهش اجاره بدن. دوست من که از همه چیز و همه جا ناامید شده تصمیم میگیره که برای مدتی پانسیون بشه و دخترش رو هم بزاره پیش خانواده اش که شمال زندگی میکنن تا کمی اوضاع مالیش که رو به راه شد وتونست یا کار جداییش به سرانجام برسه و بالاخره صاحبخانه ای پیداکنه که بهش جایی رواجاره بده، دخترش روبیاره پیش خودش. میگفت : دوستش پرس و جو کرده بود یه پانسیون که شرایط و پرداختهاش هم مناسب بوده براش پیدا میکنه . اما زمانی که برای پانسیون شدن مراجعه میکنه .وقتی ازش پرس و جو میکنن و شناسنامه اش رو میبینن میگن" برای پانسیون شدن حتما اجازه شوهر لازمه "
دوستم می گفت اجازه کدوم شوهر؟ کسی که خیانت کرده؟ . میگفت میگن شوهرت بیاد چون اون مسول زندگی تو. اما کدوم مسول؟ مسولی که دو ساله رفته واصلا خبر نداره که من چه جور دارم زندگی خودم و تنها دخترم رو تامین میکنم؟ میگفت باید برم چی بگم ؟بگم بیا و اجازه بده که من بتونم زندگی کنم؟ اون هم شکلی از زندگی که بهم تحمیل شده و باعثش هم او بوده؟ از دست این قوانین شاکی بود که توش واقعیات و مسائل ادمها دیده نشده . از دست قوانینی شاکی بود که برای امروز نیست و به جای اینکه حلال مشکلات باشه سنگیست جلو پای زنان . قوانینی که زن رو به عنوان یک انسان کامل چه باحضور و وجود شوهر یا پدر چه بی حضورشون محترم نمیشناسه
نوشته شده توسط مهسا در 11:53 | | لینک به این مطلب

