وضعیت زنان ایرانی خواهان تغییر در جامعه امروز به یک طنز تراژیک شبیه است ،به غیر از تلاشهای سخت و جانفرسایی که زنان طی این سالها و دراشکال مختلف برای یافتن روزنه ای، جهت ورود و تاثیر گذاری بر ساخت قدرت به سود زنان و ایجاد فضایی برابر انجام داده اند ، این سالها و روزها مدعیانی هم پیدا شده اند که در این آب گل آلود به دنبال ماهی می گردند .. اگر مردان سنتی ، محافظه کار، راست نشین و اصولگرا ، دیدگاه خاصی نسبته به زنان دارند( هر چند در ضدیت با اندیشه ما) ، اما حداقل صدق گفتار و کردارشان یکی است و درعمل آنچه می کنند همان است که معتقدند... این وسط اما چند سالی است که در بین اندیشه های اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی ، در بین مردان خواهان تغییر وضعیت موجود و ساختار قدرت فعلی بحث حقوق زنان مورد توجه قرار گرفته است،چون آنها هم به این نتیجه رسیده اند که تغییر واقعی و بهبود وضعیت ،زمانی حاصل می شود که تغییر همه فضاهای نابرابرموجود را در بر گیرد نه تنها بخشی ازجامعه را، ، در حالی که تصور می شد این همراهی مردان در نهایت به نفع زنان در راستای تسهیل و بهبود وضعیت تبعیض آمیز موجود اما متاسفانه در عمل بسیاری از مواقع این گونه نیست، از حرف تا عمل از اعتقاد تا نگرش ،فاصله ای بس طولانی است ، در ساختار مردانه همه چیز حل می شود و حرفها تبدیل می شود به شعاری فانتزی. اتفاقاتی که رخ میدهد گویای این است که در بسیاری از موارد نگاه واقعی و درونی به مسئله زنان وجود ندارد،و هنوز حضورموثر به معنای اصلی عمدا یا سهوا نادیده گرفته می شود ، سهم خواهی زنان از حوزه مدیریت و تصمیم سازی همچنان حلقه مفقوده است . جالب این که به واسطه ممانعت از حضور تو درعرصه تصمیم سازی یا باید از طرح ایده ها و پیشنهاد هایت منصرف شوی یا صادقانه وخالصانه آنها را به شکل غیر رسمی و از سر دلسوزی با یکی دو نفر از همان مردان مطرح کنی، جالب اینکه در این مواقع میبینی که پیشنهاد تو چه قدر با اشتیاق پذیرفته می شود و مورد توجه قرار میگیرد و بعد هم از آن استفاده می شود، اما چه کسی خبردار می شود که این پیشنهاد از آن تو بوده ، ایده های زنان در بسیاری از موارد به علت عدم امکان حضور انها در عرصه مدیریت و قدرت یا نادیده می شود یا چنین سرنوشتی پیدا میکند. در چنین ساختاری که به جد در برابر زنان ایستاده پس از چه راهی باید خود را ثابت نمود وزنان چگونه باید به خودشان و به دیگران باورانده شوند و جایگاهشان را تثبیت کنند ، تا کم کم عرصه را برای حضور دیگران هم فراهم کند . اگر همیشه گلایه ازحاکم بودن رابطه به جای ضابطه و شایسته سالاری بوده ، این بار در مورد زنان باید جنسیت هم اضافه کرد ..می بینید که کار چه قدر سخت تر است برای زنان و اینکه تلاشی مضاعف را برای اثبات حضور می طلبد . متاسفانه آنچه در بطن و بافت رفتارها از سوی مردان مدعی اصلاح طلبی رخ میدهد، تفاوت چندانی با دیگرانی که چنین ادعایی ندارند ندارد... مشاهدات من از ستادهای حامی موسوی در اصفهان ( به خصوص ستادهای مرکزی و تصمیم گیر ) نیز مبین همین است . زنانی که دراین روزها برای رای اوری او در تلاشند در حقیقت امید دارند که با انتخاب او فضایی بهتر برای پی گیری مطالبات زنان ایرانی فراهم شود یا حداقل در بدبینانه ترین شکل جلو تشدید سیاستها و برنامه هایی که در این 4 سال به دنبال خانه نشین کردن زنان بود تا حدی گرفته شود .اما فضای حاکم بر ستادها علی رغم ظاهر ،شباهت چندانی به شعارهای موسوی در رابطه با زنان ندارد، الهه کولایی گفته بود موسوی زنان را باور دارد . اما متاسفانه در مرکز تصمیم گیری ستادهای اصلی یا مردمی ، حداقل در اصفهان ،به جز تعدادی زنان مشخص اصلاح طلب که در سالهای قبل به نوعی در بدنه جنبش اصلاح طلبی به شکل نماینده مجلس ومدیر دفاتر یا مراکز امور بانوان استانداری ها و فرمانداریها و ارگانها حضور داشته اند ، (و متاسفانه کمتر نماینده واقعی زنان بودند وکمتر نقش تاثیر گذاری در رابطه با بهبود و تغییر وضعیت زنان داشته اند تا چه رسد به اینکه بخواهند نماینده مطالبات نسل دوم وسوم باشند ) هیچ رد پایی از حضور موثر زنان نیست ،چند روز قبل همایشی دررابطه با مطالبات زنان در محل یکی از ستادها برگزار شد که سخنران هم اعظم طالقانی بود ... در همایش زنان اما، زنان همچنان نقش پیاده نظام را داشتند ،مهمترین نقشی که دختران و زنان فعال در ستاد موسوی داشتند توزیع بروشور وپخش تراکت و روبان سبز بود ، البته مجری هم یک زن بود و چند نفر زن هم سوالاتی مطرح کردند ، در حالی که مدیریت همایش و گرداننده آن، برنامه ریز وخلاصه هماهنگ کننده و انتظامات و..همگی مردان جوانی بودند که اتفاقات مدام داعیه حمایت از زنان دارند، جالب اینکه در همین همایش یکی از همین ازدوستان با عصبانیت می گفت که : راست می گویند که نمی شود هیچ کاری به زنان واگذار کرد، با زنان اصلا نمی شود کار کرد....!) و نکته جالب تری که من به چشم دیدم این بود که بعد از سخنرانی خانم طالقانی و ترک حیاط به سمت ساختمان ، این مردان بودند که با او همراه شدند به داخل ساختمان رفتند و از حضور باقی زنان زنان ودخترانی که قصد دیدار و صحبت و سوال با طالقانی را داشتند منع می شدند .. مردها جلو در ورودی حائل شده بودند و از ورود زنان به داخل ساختمان جلو گیری می کردند . اما دوستان همجنس خود با کمی اغماض وارد ساختمان می شدند .. جالب تر اینکه حتی دختری که سخنران مراسم و عضو کمیته بانوان بود امکان ورود به ساختمان را نداشت . ا و با عصبانیت می گفت من خودم عضو کمیته بانوان هستم بگذارید داخل شوم... ،زنانی که قصد دیدار و صحبت با خانم طالقانی را در همایش زنان حامی موسوی داشتند امکان دیدارخصوصی با او نیافتند اما مردهای گرداننده همایش به راحتی امکان همراهی با او را یافتند . .قضیه به همین جا ختم نمی شود. متاسفانه در بدنه تصمیم گیریهای ستادها به جز همان زنان مشخص و معلوم هیچ نماینده ای از نسل زنان و جوان که اتفاقا سابقه فعالیتهای اجتماعی و سیاسی هم دارند حضور ندارد..یک بار که خود من اعتراض کردم که چرا این قدر حوزه مدیریتی ستادها مردانه است،و هیچ زنی که نماینده نسل فعلی باشد وجود ندارد؟ آن هم در حالی که مدام شعارهایی در حمایت از حقوق و مطالبات زنان مطرح می شود. پاسخ هایی شنیدم که اصلا انتظار نداشتم . پاسخ هایی که انگار بهانه ای بیش نبود ، وقتی من ویکی از دوستان گفتیم می خواهیم به عنوان نماینده نسل دوم و سوم زنان در شورای هماهنگی و در بخش تصمیم سازیها حضور داشته باشیم ، پاسخ هایی از جنس دیگر شنیدیم، اینکه شما برای ورود و حضور نیاز به مهره بودن ، وزنه بودن و... دارید ، خب وزنه بودن درمرام مردانه ظاهرا یا به زور بازوست یا به تعداد زیردستان وبه اصطلاح نوچه ها... فرقی هم ندارد در حوزه سیاست باشی یا .....
ساختار قدرت مردانه عمودی است . سلسله مراتبی است و رییس و مرئوس دارد. آدمها دو بخش اند بالادستی و زیر دستی .دستور می دهی ، اجرا می کند...اما زنان با شکستن این ساختار در صدد افقی کردن سلسله مراتب اند . در ساختار زنانه تلاش می شود در تصمیم گیری واجرا همه دخیل شوند ، اظهار نظر کنند و وظایف نیز براساس علاقه و توانایی تقسیم می شوند .در ساختار زنانه کسی به واسطه اینکه مهره و وزنه نیست دچار برخورد حذفی نمی شود . در واقع همه صحبت فعالان زن اعتراض به سیستم انحصار گرانه قدرت جامعه مردسالار است و همه تلاشها در راستای به هم زدن این بازی است تا کسی صرفا به واسطه اینکه بر اساس قاعده بازی مردانه ضعیف یا زن پنداشته می شود ، دچار حذف نگردد ...
،متاسفانه زنان، به خصوص دختران جوان صاحب ایده و فکر در ستادها هنوز جدی گرفته نمیشوند. جالب اینکه وقتی هم در یک جلسه قرار بود بحث مطالبات زنان در قشرهای مختلف مطرح شود ، مدام این مردان بودند که به جای ما اظهار نظر می کردند و تازه استدلالها و نظرات ما را هم قبول نداشتند و به آن خرده می گرفتند، در همان جلسه اگر قرار بود یک زن حرفی بزند مدام صحبت های او قطع میشد، علاقه ای به شنیدن صحبت ها دیده نمی شد در حالی که وقتی نوبت به اظهار نظر مردان می رسید فضا به شکل فاحشی متفاوت می شد .. حتی کارگاههایی که در راستای تنظیم سند مطالبات زنان اصفهان برپا میشد را نیز یک مرد برگزار می کرد .ما وقتی با سدی برای حضور در بدنه مدیریت مواجه شدیم تصمیم گرفتیم تا طرح وایده هایمان را با یکی از اعضا شورای مرکزی در میان گذاریم و از این طریق بتوانیم توانایی خود را ثابت کنیم ، با یکی دو نفرشان جلسه ای جداگانه داشتیم ، دوستم که سالهاست در حوزه روزنامه نگاری و زنان در اصفهان فعال است طرحی داشت در رابطه با تهیه پوسترهای ویژه تبلیغاتی با رویکرد مطالبات زنان ، من هم طرحی در رابطه با چگونگی برخورد با تحریمی ها و تشویق انها به پای صندوقهای رای داشتم. گفته شد طرح را مکتوب ارائه کنید و یکی دو جلسه هم صحبت اما.....فکر میکنید سرنوشت طرحها چه شد؟.... بایگانی شد...
