تبليغاتX
sparethra
جمعه هفتم تیر 1387
تجاوز در اتاق جراحی ..
 

داخل  یکی از اتاقهای شهرداری یک شهر کوچک نشسته ایم. در اتاق رو به روی در سالن آمفی تئاتر شهرداری باز میشود که درست در همان لحظه  پر از جمعیت است . نشست استاندار با جوانان شهر. نگاه ما( سه دختر ) بی اختیار به جمعیت داخل سالن میافتد و شاید  نگاه جمعیت  هم به ما. بعد کسی می آید و میگوید خواهران خواهش میکنم بروید  روی صندلی های آن طرف اتاق بشینید چون پیدا هستید و برادرها دارند شما را میبینند!!!!

به خودمان نگاهی می اندازیم و متعجب از اینکه منظور طرف چیست از اینکه ما پیدا هستیم!...همکارم که خیلی بهش برخورده است  میگوید ما از جایمان تکان نمیخوریم. مرد هم که ما را در تصمیمان مصر میبیند  می رود و برای اینکه دیده نشویم  اوست که پشت سرش در را روی ما میبندد. ما سه نفر خبرنگار زن هستیم  یکی از ما چادریست و من و دیگری مانتو وشلوار ومقنعه تنمان است. معمولی معمولی، لباس فرم کارمندی...

دیروز ایمیلی از دوستی به دستم رسید ،حاوی  عکسهایی  از تجاوز پزشکی به بیمارش .    عکسها ( که معلوم بود از یک فیلم برداشته شده )پزشک یا پرستار بیمارستانی در اصفهان را  ( فرد مورد نظر  لباس ، کلاه و دهان بند سبز  اتاق عمل بر تنش بود )  درحال  تجاوز به زنی بیهوش در اتاق جراحی نشان میداد.  دوربین فیلم برداری  در محلی در سقف   اتاق عمل و به دنبال شکایت یکی از چندین بیمار این بیمارستان  کار گذاشته شده بود تا معلوم شود خطاکارکیست..  

نوشته شده توسط مهسا در 10:3 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387
22 خرداد و امروز وفردای ما زنان
 

دو سال پیش زمانی که فعالان اجتماعی در میدان هفت تیر تهران گرد هم آمدند تا به بهانه برگزاری سالگرد 22 خرداد سال قبل در مقابل دانشگاه تهران، صدای اعتراض خود را نسبت به قوانین نابرابر و تبعیض آمیز علیه زنان باز هم با صدایی رساتر و فراتر به گوش دیگران برسانند شاید هیچ کس گمان نمی برد که جنبش اجتماعی زنان این گونه مسیری سینوسی و تصاعدی بپیماید..... دو سال قبل در عصر فردای همان روز22 خرداد، در یکی از شهرکهای اطراف تهران در بعدازظهری گرم ، در میان زنانی که کودکان خود را به قصد گردش با کودکان خود و گپ و گفت با همسایگان و دوستان در پارک شهرک دور هم جمع شده بودند حرفهای جالبی به میان آمد... ادامه مطلب در سایت کانون زنان ایرانی

نوشته شده توسط مهسا در 12:52 | | لینک به این مطلب
جمعه سوم خرداد 1387
از مالکیت تا عشق
 

...........این طرز تفکر مالکانه انسان بر انسان واقعیات زندگی پر از درد و رنج امروزی انسانها و دلائل بسیارز از قتلها خودکشی ها قتلهای ناموسی و سلب و پایمال کردن حقوق انسانی را بر ما روشن می کند . با این گزاره ما اکنون نگاه دیگری به دلائل و علت بسیاری از فجایع اجتماع بشری داریم. آیا اینکه روزی یکی ازدو نفر راضی به ادامه این رابطه نیست و تمایل به ارتباط با انسان دیگری دارد ، به ما حق مالکیت بر او و گرفتن جان او یا تحت فشار گذاردن او را می‌دهد؟ آیا مگر دوستی واقعی و علاقه نسبت به یک نفر انسان نباید همراه با احترام به آزادی او ، مختار بودن وی درانتخاب مسیر زندگی اش و تعیین روابط انسانی به اختیار خودوی باشد. آیا در صورت علاقه‌مند شدن به یک نفر باید در این ارتباط هر طرف از نقطه منافع خود حرکت کند یا هر دو طرف از نقطه منافع طرف مورد علاقه به این ارتباط نگاه کنند.تا این دوستی وارتباط آزادانه ، آگاهانه بین دو انسان خود مختار منجر شود . اسارت انسانی به دست انسان دیگر وسلب حقوق انسان آزادی که حق دارد روابط خود را با انسانهای دیگر خود تعیین كند. موضوع مالکیت و تفکر مالکانه بر روباط انسانی در این حد محدود نشده و تبعات زیانبار این نوع تفکر را بر زندگی انسانها در همه ابعاد روابط اجتماعی هم مشاهده می  کنیم.........................................................

آیا در چنین نظام اجتماعی و اقتصادی نابرابر می‌توان از عشق وعشق آزاد یعنی رابطه دو انسان آزاد ،آگاه و خود مختار با حقوق برابر از رابطه مبتنی بر احترام متقابل همسران و آزادی آنان درارتباط اجتماعی ، از رابطه فرزندان با پدر و مادر بدون زورگویی و تسلط یک جانبه سخن گفت؟..... ادامه مطلب نوشته مهدی جزی زاده  را اینجا بخوانید

نوشته شده توسط مهسا در 11:56 | | لینک به این مطلب
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
مثل پسرها
معلم زبان انگلیسی اصطلاح تام بوی(tom boy) را به کار میبرد یعنی مثل پسرها.. بعد میگفت اتفاقا یکی از خواهر های من هم همین طور است .مثلا پشت ماشین مینشیند آرنج چپش را مانند مردها ازپنجره بیرون می گذارد و با یک دست فرمان میدهد. دوست دیگری می گفت تو مثل پسرها می مانی در تایید حرفش و برای این که بگوید مثل پسر ها بودن من یک نکته مثبت تلقی می شود گفت دخترها از پشت خنجر میزنند اما تو مثل مردها رو در رو میجنگی. دوستی دیگر هم گفت تو اخلاقت مثل پسرهاست یک سری خصوصیت های دخترهای دیگر مثل حسادت و.. را نداری . اما من هیچ کدام از این حرفها را نمیفهمم. با خودم میگویم من کی در رفتارم عمدا خواسته ام از الگوی جنسیتی خاصی تقلید کنم که دیگران را به چنین باوری کشانده. من فقط خواسته ام خودم باشم. آن گونه که راحتم . آن گونه که خواسته هایم به من حکم می کند . کمی هم که فکر میکنم میگویم شاید چون اصراری به عمل کردن به کلیشه های جنسیتی نداشته ام متهم شده ام به مردانه یا پسرانه رفتار کردن. اینکه در برخوردها و رفتارهایم کمتر به درخواستهای فرهنگ و جامعه تن داده ام و آنچه آنها از پیش برای من ساخته اند را نخواسته ام . نخواسته ام به قالب آن درآیم و حالا متهم به مردانه رفتار کردن هستم. باز هم می شنوم برخی از آن به خصوصیتی مثبت و برخی منفی یاد میکنند. وقتی به خودم نگاه میکنم می بینم اینکه از هفت روز هفته شش روزش را یادم رفته آرایش کرده از خانه بیرون بروم. یادم رفته همیشه ابروهایم تمیز و مرتب باشد یادم رفته ناخن هایم همیشه بلند و مانیکور کرده باشد. یادم رفته .... اینکه حرکاتم سریع وتند است . صدایم ملیح و آرام نیست. بعضی وقتها برای ثابت کردن خودم و حضورم داد کشیده ام و صدایم را بلند کرده ام. اینکه سعی کرده ام در روابطم با آدمها رک و صریح ویک رو باشم خنده هایم و نگاهم عشوه انگیز نیست و... این ها را برخی خودم عامدانه و آگاهانه انتخاب کرده ام . برخی خصوصیات شخصیتی من از کودکی بوده و برخی در طول زمان و مکان بر من تحمیل شده. و خلاصه اینها همه از من منی ساخته که از آن راضی ام فارغ از اینکه زن باشم یا مرد. تازگیها به این فکر می کنم که مگر حوزه اخلاق و رفتار هم مردانه و زنانه دارد.دوستی دارم که آهنگ صدایش بسیار ظریف و نازک است . رفتارهایش بسیار آرام است .حساس و عاطفی است اهل دوست و رفیق نیست. و بیشتر وقتش را با خانواده میگذراند. این دوست از سوی دیگران به دخترانه رفتار کردن متهم است ...! من باز هم نمیفهمم. آخر مگر خصوصیات رفتاری هم زنانه و مردانه دارد. اینکه شخصی آگاهانه یا ناآگاهانه عمدا یا سهوا خصوصیتی یا ویژگی های شخصیتی ای در خودش پرورانده باشد که ازآنها راضی است و با آن کنار آمده و دارد زندگی اش را میکند چه ربطی دارد به اینکه دختر است یا پسر. مهم این است که او این گونه است . خودش است . اینکه تو نخواهی یا نتوانی به قالب های رفتاری جنسیتی از پیش تعیین شده اجتماع وفرهنگ که معلوم نیست همیشه هم درست است یا نه و اگر هم درست است یا روزی درست بوده اصلا الان درآمدن به این قالب تا چه حد ضروری است و چه قدر مهم است و اصلا قرار است چه مشکل یا مساله ای را از تو حل کند یا نکند سوالی است که این روزها ذهن من را به خود مشغول کرده .. مهم این است که من از این شخصیت رفتاری واخلاقی خودم راضی باشم و با ان راحت. و این شخصیت به من در روند زندگی ام کمک کند..و اینکه اصلا چه کسی حق دارد این گونه ما را به کلیشه بکشاند. چه کسی حق دارد مانع رشد آزاد و آگاهانه شخصیت افراد بر اساس استعدادها علایق و انتخابها به دور از هر گونه تبعیض شود. مهم این نیست که شکل و شیوه رفتار واخلاق ما چگونه باشد مهم این است که تا حد ممکن آگاهانه و آزاد باشد . این که حسادت را در رسته اخلاق زنانه و جسارت را در رسته اخلاق مردانه قرار دهیم . اینکه بروز احساس و احساساتی بودن را در قالب زنانگی و غرور و خودداری را در زمره مردانگی قرار دهیم تبعیض و ظلمی مضاعف است به نوع انسان که تو را از رشد بر اساس آگاهی و انتخاب دور میکند هیچ چیز بدتر از این نیست که تو نااگاهانه به سمت نوعی خاص از رفتار کردن سوق داده شوی که خودت کمترین دخل و تصرفی در ایجاد آن نداشته ای
نوشته شده توسط مهسا در 18:17 | | لینک به این مطلب
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
همایشی درباره زنان.....

 

"ساعت ۱۵ روز یکشنبه ۲۹ اردیبهشت کانال چهار همایشی از سال ۱۳۸۵ را نشان داد که «دفتر مطالعات و تحقیقات زنان و امور بانوان وزارت کشور» در مشهد برگزار کرده بود. فیلمبردار چرخی در سالن زد و تعداد زیادی زن دولتی را با حجاب سفت و سخت نشان داد که پای صحبت یک مرد نشسته بودند.

 

آقای مرد، «دکتر کرمی» نام داشت و سمَتش ریاست دفتر مزبور در تهران بود. او سخن را با این اعتراض آغاز کرد که در تمام ۳۰ سال حکومت اخیر ایران حتی یک ریال هم خرج خانواده نشده است و تمام بودجه‌های تحقیقاتی «خانواده» مصروف «زنان» شده ‌است. (البته نه تنها این اعتراض به طرز وحشتانکی بیجا است، حتی وارد هم نیست و اوضاع کاملا برعکس است) سپس به وضعیت دانشگاه‌ها اعتراض کرد که چرا استادان طراز اول رشته مطالعات زنان درس «نظریه‌ها» می‌گویند، استادان طراز دوم، درس «جنبش‌ها»، و فقط استادان درجه سوم به مبحث پراهمیت «خانواده» می‌پردازند. (بماند که فغان دوستان من در رشته مطالعات زنان بلند  است که درس نظریه‌ها در دانشگاهشان اصلا نظریه‌ها نیست و استادان عزیز، خود نظریه‌ها را رد کرده، ناگهان نقد آن نظریه‌‌ها را می‌گویند.) دکتر کرمی سپس اعتراض کرد که چرا «سند ملی زنان» بدون هیچ (!؟) تغییر محتوایی شده است «سند زن و خانواده»، یعنی چرا هنوز به مسایل و مشکلات زنان می‌پردازد با اینکه به ضرب دگنگ نامش را تغییر داده‌اند.

 

پس از آن آقای کرمی گفتند «پسران و مردان ما برای خانواده تربیت نمی‌شوند.» قلبم داشت قدری روشن می‌شد که شوربختانه افکار خود را بیشتر توضیح دادند: «پسرهای امروز برای ازدواج به دنبال دختری می‌گردند که شاغل باشد» و آن را بسیار مذموم دانستند. سپس به عنوان فاجعه پسری را مثال زدند که از وی شنیده بود دوست دارد همسرش نه شغل موقت و پیمانی، بلکه «شغل رسمی» داشته باشد!! (ممکن است این مبحث محل اختلاف بین خود فمینیست‌ها هم باشد، اما مثال آخر ایشان... بگذریم)

 

نکته دیگری که ایشان از عقاید خود روشن کردند این بود که معضلات خانواده در سطح جهانی ناشی از مدرنیته است و می‌توان گفت مدرنیته با تفکیک قلمرو خصوصی و عمومی آغاز شده است و حوزه خصوصی قلمرو خطرناکی است که دست حکومت بدان کمتر می‌رسد."

 

به نقل از یک دوست

 

نوشته شده توسط مهسا در 8:34 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387
ما مرد نیستیم

از روز پنجشنبه اول ماه مه ترانه رپی بنام "ما مرد نیستیم" روی سایت اینترنتی معروف یوتیوب قرار گرفته است. در عرض ۳ روز اخیر بیش از ۷۴۰۰ نفر این ترانه را گوش داد‌ه‌اند. این رپ با شعر و صدای شاهین نجفی و با موسیقی گروه تپش ۲۰۱۲ است. چه چیز این همه بیننده و شنونده را جذب این ترانه کرده است؟

رپ *"ما مرد نیستیم"* با هر مصراع، گویی بر صحنه‌ای از زندگی زن دردمند ایرانی نور می‌اندازد و از آن عکس می‌گیرد. تظاهر به باکرگی‌، خودسوزی، انزوا، حجاب، تحمل تحقیر و خشونت، بازیچه بودن برای هوس‌های جنسی مرد. شاهین نجفی، شاعر و خواننده این رپ، واژه‌ها را دقیق انتخاب کرده است. هر مصراع دردی را بازگو کرده، انتقال می‌دهد. موسیقی این رپ از *گروه تپش ۲۰۱۲ *است، گروهی ایرانی – آلمانی به سرپرستی امید پوریوسفی، که از سال ۲۰۰۶ آغاز به کار کرده و در آلمان از رسمیت و شهرت برخوردار است. شاهین نجفی سال پیش همکاری‌اش را با این گروه آغاز کرد.....

به نقل از :سایت کارگر امروز  

برای مشاهده ادامه مطلب .را کلیک کنید

 

نوشته شده توسط مهسا در 11:42 | | لینک به این مطلب
جمعه سوم اسفند 1386
تبعیض، گریبان پلیس زن را هم گرفت

 

"ما نمی خواهیم نمایش و مانور  بدهیم . "این پاسخی است که ریس پلیس راهور استان می دهد، زمانی که از او سوال می شود چرا زنانی که در رسته راهنمایی رانندگی از دانشکده پلیس فارغ التحصیل شده اند همانند افسران مرد اجازه کار به عنوان کارشناس تصادف و پلیس چهارراه در سطح شهر را ندارند ... .

زمانی که دانشکده پلیس در تهران اقدام به جذب دانشجویان دختر از سراسر کشور کرد قرار بود این نیروها در قالب افسر پلیس در رسته های شش گانه در سطح کشور مشغول به کار شوند . یکی از این رسته ها راهنمایی رانندگی است که در سالهای گذشته فارغ التحصیلانی هر چند محدود داشته است . این افسران زن عمدتا در تهران و یکی دو شهر بزرگ مانند اصفهان و مشهد و کرمان هم اکنون مشغول کارند ، اما مانند هم رده های مرد خود امکان حضور در پست کارشناس تصادف و افسر چهار راه را  سطح شهر ندارند آنها عمدتا در فضای اداری  یا در قرارگاه تصادفات به عنوان کارشناس یا تحت عناوین دیگری مشغول به کارند. در واقع راهنمایی رانندگی ترجیح داده از نیروی های توانمند و تحصیلکرده زن بیشتر در فضای بسته کاری استفاده کند تا در سطح شهر، این در حالی است که عمده کار و وظیفه اصلی یک پلیس راهنمایی رانندگی فارغ از جنسیت او حضور در عرصه عملی کار است ، تا بتواند دریافتها واطلاعات علمی خود را به محک تجربه گذارد،بسیار ساده انگارانه خواهد بود اگر تصور کنیم جذب و تربیت نیروی زن در دانشکده پلیس با هدف تولید کا  در دفتری بوده است !. این نکته ایست که حتی پلیس راهور استان هم روی آن انگشت می گذارد اما توجیه می کند که فعلا امکان حضور پلیس زن در سطح شهر نیست یکی از دلایل او مثلا تعداد کم زنان فارغ التحصیل این رسته در استان است می گوید این تعداد جوابگو نیست ، وقتی از او سوال می کنم مگر ملاک تعداد است؟ می گوید : الان تعداد موجود جوابگو نیست. استفاده از یکی دو نیروی زن در سطح شهر مانند این است که داریم تظاهر می کنیم، یک نفر توی چشم میزند الان بهره دهی آنها در پستی  که در حال حاضر انجام می دهند بیشتر است.پیش از این دلایل دیگری هم از سوی مسولان مطرح می شد.  ظاهرا مسولان نیروی انتظامی به گونه ای مساله را عنوان می کنند که انگار به نوعی دچار ابهام در اجرای یک تجربه جدید  و حتی ترس از برخی بازخوردها هستند. اینکه مثلا اگر یک زن سر چهار راه بایستد آیا جامعه ما ظرفیت قبول این مساله را دارد ؟ آیا مشکلی پیش نمی‌آید؟ این .که یک افسر زن در ماشین پلیس با راننده مرد این طرف و آن طرف برود ممکن است موجب اعتراض برخی شود ؟ و این در شرایطی است که تجربه استفاده از نیروی زن در فضای غیر اداری نیروی انتظامی به هیچ عنوان چیزی جدید نیست .نیروهای  زنی که  در حوزه مبارزه با مفاسد اجتماعی و ماشین های گشت ارشاد در سطح شهر درتردد اند  نمونه ملموسی است که روزانه بارها رو بارها در همه ما دیده ایم. با این تفاوت که مشکل تعداد( ظاهرا تنها معضل پیش رو) اینجا حل شده است! چندی قبل یکی از همین زنان فارغ التحصیل رسته راهنمای رانندگی با اجازه مافوق خود هر از گاهی به همراه یک افسر مرد به طور آزمایشی در یکی از چهار راههای اصفهان حضور میافت که آن هم  بیشتر جنبه کارآموزی و ازمایشی داشت. او تجربه بسیار خوبی از افسر سر چهار راه بودن دارد و معتقد است که برخورد 80 درصد مردم با او خوب بوده است . او و هم دوره ای هایش فقط به فضایی نیاز دارد تا در عرصه عمل هم توانایی‌های خود را اثبات کند. مانند همه دیگر زنان... .

  ستوان مظفری که رشته و کار خود را با علاقه انتخاب کرده است دختر جوان ومحکمی به نظر می رسد . می خندد و خوشبینانه می گوید: ما پای قضیه ایستاده ایم و کوتاه نمی آییم. البته خبرهای خوشی هم دارد او که شیفته کارخود در عرصه عملی است با خوشحالی می گوید تا دو ماه دیگر حکم ما پس از بررسی در تهران صادر می شود. مظفری اعتقاد دارد که نگاه  رییس پلیس راهور استان اصفهان در این خصوص بسیار مساعد است اما اضافه می کند: این مساله به تدابیر فرماندها ن بالاتر هم بستگی دارد... ستوان مظفری دختری توانمند در رشته و شغلش است مدارج و مراحلی که میبایست تا کنون طی می کرده را به خوبی پشت سر گذاشته  نه تنها چیزی از هم رده های مرد خود کم ندارد بلکه گاهی شاید نگاه زنانه اش هم به کمکش آید و دریچه های جدیدی پیش رویش گشاید. قطعا مظفری مانند همه زنان احساس خوبی پیدا نمیکند وقتی متوجه می شود با نگاه جنسیتی تصمیم درباره اش تصمیم  گرفته میشود .به طور حتم احساس خوبی پیدا نمی کند وقتی میفهمد قرار است از بخشی از توانمندیهایش استفاده نشود چون اوفعلا تنهاست. چون حالا که نوبت او شده، تعداد ملاک است و جنسیتش توی چشم آقایان میزند. در حالی که دردفترچه کنکور و هنگام پذیرش در دانشگاه هیچ کس حرفی از تعداد و جنسیت  نزده بود... .

 

نوشته شده توسط مهسا در 2:14 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفدهم دی 1386
زنان اصفهاني به حاشيهء اشتغال رانده مي‌شوند

موضوع به حاشيه راندن زنان در اشتغال به عنوان يكي از سياست‌هاي نه چندان صريح كنوني، هم در دستورالعمل‌ها و هم به شكل شفاف‌تري در عمل دنبال مي‌شود. ظاهرا در استان اصفهان اين رويهء فكري طرفداران جدي‌تري دارد، شنيده‌ها و ديده‌ها حاكي از اين است كه برخي از مديران دستگاه‌هاي دولتي و نيمه دولتي در جذب نيروي قراردادي، كارورز وكارآموز و حتي چينش نيرو در سازمان يا ادارهء تحت مديريت خود، درصدد اعمال نگاه جنسيتي هستند. ادامه مطلب را در روزنامه سرمایه بخوانید

 

نوشته شده توسط مهسا در 14:17 | | لینک به این مطلب
یکشنبه یازدهم آذر 1386
.....................
جلوه جواهری از فعالان حقوق زن و دانشجوی ارشد رشته جامعه شناسی هم بازداشت شد...اینجا ایران است ، سرزمین گل و بلبل

نوشته شده توسط مهسا در 1:6 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هفتم آذر 1386
دغدغه اصلی دولت باید اشتغال مردان باشد! سیاست بازگشتن زنان به خانه ...
 سرم سوت کشید. نه داغ کرد... نمی دونم. اما از شدت عصبانیت داشتم منفجر می شدم.. آخه دگماتیسم و تحجر هم حدی داره . سیاست بازگرداندن زنان به چارچوب خانه از سر گرفته می شود . واقعا تو فکر این جماعتی چی میگذره که این اندازه براشون سخته به زن به عنوان یک انسان ، فقط یک انسان نگاه کنند نه یک موجود دست و پا بسته که نیاز داره خواسته ها وتواناییها و وظایفش از طرف مردان تفسیر و تبیین بشه.... آخه یکی نیست بهشون بگه  یعنی ما به عنوان یک انسان واقعا نیاز داریم افراد دیگری بنشینند و تصمیم بگیرند که چه کارهایی برامون خوبه و چی خوب نیست ؟مگه خودمون صاحب عقل وشعور نیستیم؟مگه قوه تشخیص نداریم. مگه خودمون تواناییها و علائقمون رو نمی شناسیم.؟ واقعا اگه یک زن به شغل مکانیکی علاقه مند باشه  با کدوم منطق و قانون می تونند جلو مکانیک شدن یک زن رو بگیرند؟. واقعا چی فکر می کنند..؟

تو رو خدا به گزارش خبرگزاری فارس از شورای فرهنگ عمومی استان نگاه کنید:

 سيد يوسف طباطبايي‌نژاد شامگاه گذشته در جلسه شوراي فرهنگ عمومي استان اصفهان تصريح كرد: داشتن شغلي مناسب و آتيه‌دار براي مردان در جامعه اسلامي در اولويت قرار دارد و دولت بايد دغدغه اصلي خود را در راه اشتغال مردان به كار گيرد.
امام جمعه اصفهان گفت: دولت بايد اولويت شغلي را به مردان اختصاص دهد تا شرايط ازدواج مهيا شود، چرا كه در اسلام وظيفه مرد اداره كردن خانواده است.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اصفهان نيز در اين جلسه گفت: حدود مشاغل متعارف و نامتعارف در زنان بايد مشخص شود و به تعريفي واحد برسد.
سيدعليرضا حسيني اظهار داشت: قبل از آنكه اين مشاغل نامتعارف در جامعه در مورد زنان مرسوم شده و به يك معضل بزرگ تبديل شود بايد براي آن حدود تعريف شود چرا كه انجام كارهايي سخت مانند جوشكاري براي زنان كاري نامتعارف است.
در ادامه استاندار اصفهان نيز در خصوص نقش زنان گفت: قهرماني زن به مادر بودن اوست و اين جايگاه اصلي زنان در جامعه اسلامي است.
سيد مرتضي بختياري افزود: با برنامه ريزي هاي مشخص در جامعه بخش‌هايي كه قابل فعاليت براي بانوان است بايد مشخص و تعريف شود.
وي تصريح كرد: كارهاي سخت زنان در تربيت فرزندان تاثيرات منفي خواهد داشت، كار و فعاليت زنان در كنار مردان از سنت هاي اصيل در روستا سرچشمه مي‌گيرد و جامعه با اين مسئله نا آشنا نيست اما در مورد چگونگي آن در جامعه كنوني بايد بررسي بيشتري شده و فرهنگ سازي شود.
دبيركل نهاد كتابخانه هاي كشور نيز گفت: خوشبختانه دولت نهم به مسائل فرهنگي نگاه ملي دارد و به افرادش توجه مي كند و ما اكنون در بهترين شرايط به سرمي‌بريم.
منصور واعظ در خصوص مسائل بانوان اظهار داشت: جديت برخي از بانوان در علم‌آموزي مهمتر از مردان است و نگراني ما در آينده اين است كه چگونه مردان را به علم علاقمندتر كنيم. .

نوشته شده توسط مهسا در 0:26 | | لینک به این مطلب