مدتیه می خوام در باره گزارشی که دوست و همکارم در گروه اجتماعی روزنامه ایران ۵ بهمن در صفحه خانواده نوشته مطلبی بنویسم اما فرصت نشده .
قضیه ازاین قرار بود پنجشنبه (۵بهمن) که رزنامه را تورق می کردم چشمم به اسم دوستم هدی افتاد و تیتر مطلب نگاهی سرسری به گزارشش انداختم و سرم سوت زد . این چیزها چیه که ۰۰۰۰ نوشته . تعجبم از این بود که زرین که همیشه به نوعی حالت راهنما و هدایت کننده برای هدی( که تازه وارد این حیطه شده بود) را در تحریریه و گروه داشت چه طور این دقتی رو ی این قضیه نکرده . اما بعد فهمیدم قضیه خیلی مهمتر از این حرفهاست . وقتی دولت تغییر می کنه و اسم مرکز مشارکت زنان که عمده هدفش افزایش حضور زنان در فعالیت های سیاسی اقتصادی واجتماعیه را به زنان و خانواده تغییر میده این تحول به همین تغییر نام محدود نمی مونه و در و اقع در تمامی سیاستها خودش رو نشون میده . به خصوص در رسانه دولت که باید منعکس کننده دیدگاههای اون باشه . قضیه این بوده که خود هدا هم از محتوای نهایی گزارش چندان راضی نبود . چون انگار دبیر سرویس حسابی بر اساس نگاه ویژه خود به قضیه .گزارش رو پرداخت کرده بوده و حتی تیتر اون رو هم از زنان و فرصتهای نابرابر شغلی که خود خبرنگار بر اساس محتوای مطلب انتخاب کرده بوده به خانواده بر لبه تیغ اشتغال زنان تغییر داده بوده ....
موضوع گزارش و مطلبش دقیقا نشان از سایه انداختن همان نگاه کلیشه ای داشت که در بطن بخشی از جامعه و به خصوص نظام فکری و حزبی حاکم وجود دارد . بحث این بود که اشتغال زنان خانواده رو دچار بحرانهایی کرده و به اصطلاح بر لبه تیغ قرار داده . اگرچه دراین گزارش به مشکلاتی که بر دوش زنان شاغل مضاعف شده اشاره شده و اینکه زنان علی رغم بر عهده گرفتن مسولیت بیرون اما چیزی از بار مسولیت سنتی شان کم نشده و این آنها را از لحاظ جسمی و روحی ضربه پذیر تر ساخته و یکسیر راه حل هم طی مصاحبه با تعدادی کارشناس ارائه شده ....اما در نهایت گزارش نه تنها خواننده را به برداشت منسجمی هدایت نمی کند بلکه باتاکید بر نقش سنتی زنان در خانواده اشتغال زنان را امری درجه دو و کم اهمیت تر تلقی کرده و به خواننده عادی روزنامه این گونه تلقین می کند که در صورتی که شغل زن باعث بشه اون نتونه این وظایف رو به خوبی انجام بده شغلش چیزی غیر ضروریه . دقیقا همان چیزی که در قانون مدنی ما آمده و بسیاری از فعالان حقوق زنان به صورت های مختلف و همچنین در قالب کمین یک میلیون امضا در صدد تغییر آن هستند . انجا که همسر حق دارد به دلایلی که خود و احیانا قاضی موجه می داند مانع کار همسر شود .. حتی در گزارش آنجا که قرار است از دین هم مایه گذاشته شود .سعی نشده از افکار پیشروانه یا به اصطلاح روشنفکران مذهبی استفاده شود . بلکه از سنتی ترین نظرات موجود بهره برده است .اینکه از زبان کارشناس حقوقی مرکز زنان و خانواده گفته می شود : اسلام مخالف کار زنان نیست اما زنان را برای کسب در آمد و نان آوری تشویق نمی کند و در نهایت تامین معاش بر عهده مردان است . یا اینکه زن محور و مدار خانواده است یا زن زمانی می تواند با خیال راحت به ایفای نقش در خانواده بپردازد که ....در حالی که به طور مثال فعالان اصلاح طلب ( در جرگه مذهبی های پیشرو) به شرایط واقعیات و مقتضیات زمان و امکان انطباق آن با دین بسیار بیشتر توجه دارند . تا آنچه اصول جزمی می خوانندش.
می گویند تغییرات فرهگی تدریجی است . از خانواده گرفته تا نظام آموزشی ما در کودکستانها و مدارس و همینطور از رسانه های مکتوب و دیداری شنیداری گرفته تا چاپ کتاب و .....
تکلیف خانواده -مدارس و کودکستانها که روشن است تغییر محتوایی در سیستم آموزشی و تربیتی خانواده و همینطور آموزش رسمی (جدای از بار محتوایی کتابها )به تغییر دیدگاههای مدیریت خرد و کلان - مر بیان و معلمان و پدر و مادران نیاز دارد که به این سادگی میسر نیست و اگر هم باشد خود وابسته به عوامل دیگری مانند تولید و انتشار فکر از طریق رسانه هاست .یعنی اگر قرار باشد تغییر هم صورت گیرد باید صدا و سیمایی و روزنامه و کتابی باشد که پدر و مادر - معلم و مدیر و آن سیاست گذار ببیند و بخواند و در باره اش فکر کند تا تغییری رخ دهد . اما در صورتی که رسانه ما (نمونه اش گزارش روزنامه ایران ) خوراکی جز تکرار کلیشه ها برای مخاطب خود نداشته باشد . انتظار چه تحول فکری را داریم. این در صورتی است که نمی توان نقش روزنامه های تاثیر گذار را در دوره ۸ ساله قبل (حتی خود روزنامه ایران ) در این تغییر و تحول کتمان کرد . پرداختن به مسائلی که قبلا از آن خط قرمز بود یا صرفا بین قشر خاصی مخاطب داشت و آوردن آن به سطح و چاپ کتابهایی که تا پیش از آن محال می نمود . اجازه سخنرانی به بسیاری از فعالان زن و... به طور قطع و بسیار بسیار در تغییر نگرش بسیاری از جوانان از جمله خود ما و حتی بزرگسالان در این مدت موثر بوده و هست .
