تبليغاتX
sparethra -
سه شنبه دوم خرداد 1385

 

بازتولید تبعیض

زن که خلبان نمی شود

خیلی جالبه نمی دونم این مجرییای برنامه کودک و احیانامربیان تربیتی ای که مشاوربرنامه ها هستند (اگر مشاوری باشد) از کدوم آبشخور تغذیه میشوند

هیچ وقت روی حرفهاشون و تاثیری که روی بچه ها می تونه داشته باشه اصلا فکر می کنند؟

 من که تصور می کنم میکروفون رو می دن دستشون با یه مشت بچه. می گن برین یه ساعتی رو با هم همون حرفهای تکراری کلییشه ای  وبی محتوا رو با بچه ها تکرار کنین تا وقت برنامه یه جورایی پر بشه

دو روز قبل توی تاکسی نشسته بودم   رادیو هم روشن بود داشت برنامه ویژه کودک پخش می کرد طبق معمول یه مجری با چند تا بچه شعر می خوندند  مجری که یه خانم بود معمایی طرح می کرد وبه صورت موزیکال برای بچه ها اجرا می کرد اونها هم باید سعی می کردند جوابش رو پیدا کنند  . جواب معمایی که مجری برنامه طرح کرده بود هواپیما بود از بچه ها پرسید کسی فهمید منظورم من چی بود هرکسی جوابی می داد درست یا غلط بعداز اینکه جواب صحیح معلوم شد مجری سوالش رو این جوری ادامه داد اینکه ایا کسی می دونه اسم راننده هواپیما چیه  و کسی جواب داد اره :خلبان . بعد ناگهان مجری از بچه ها پرسید کسی دوست داره وقتی بزرگ شد خلبان بشه و بلافاصله پشت آن هم نه گذاشت و نه برداشت گفت مخصوصا شما اقا پسرا و قتی بزرگ شدین اگه دوست داشتین می تونین خلبان بشین  اما در همون لحضه یکی ازدختربچه ها گفت اره من دوست دارم من میخوام خلبان بشم اما مجری بلافاصله گفت نه شما نمی تونین خلبان بشین  خانمهانمی تونن خلبان بشن  اما اوندختر بازههم اصار می کرد که دوست داره وحتی دیده که خانمها هم خلبان هستند اما مجری که واقعاتوی باغ نبودگفت نه شاید او که تو دیدی مهماندار هواپیما بوده بله اگه دوست داری می تونی بزرگ که شدی مهماندار بشی...؟ مجری به صحبتهای خود ادامه میداد  درحالی که باز هم ان دختر اصرار داشت که دوست دارد و می تواند خلبان شود

من اولش خیلی ناراحت شدم با خودم گفتم ببین چه راحت ما مناسبات نادرست وتبعیض رو باز تولید می کنیم اصلا این مجری می فهمه داره چی به بچه می گه از حالااین رو تو ذهن بچه ها جا می اندازه  که اون شغل فرو تر راحت تر و کم تخصص تر مال دخترها واون یکی که هیجان ودورنمای زیباتری (انچه تصور ماست) دارد  مال پسرها فکر کردم این قضیه برای همون خانم مجری هم کاملا بدیهی شده و اصلا به خودش اجازه نمی ده یک  لحضه  فکر کنه که اصلا خانمها هم حق دارند حداقل به داشتن چنین شغلی بیاندیشن او حتی حق فکر کردن در این باره را هم برای همیشه از این دختر بچه گرفت درحالی که علی رغم این که می دونست در ایران خلبان زن(مشغول به کار)نداریم  یا قوانین نا نوشته الان متاسفانه  اجازه چنین کاری به خانمها نداده اند اما شاید تا 20 سال دیگر دری به تخته خورد و فکری نگاهی و خدای نکرده ارزشی عوض شد وخانمها هم در این کشور توانستند پشت رل  طیاره بنشینند و یا حتی از کجا معلوم این دختر درایران زندگی کند شاید برود کشور دیگری

آنجا چه  من فکرمی کنم سطح اطلاعات یا درک این مجری به همین محدوده گربه جغرافیایی خلاصه می شد که حتی حدس هم نتونست بزنه که شاید این دختر بچه توی فیلمی یا جایی خلبان زن دیده . چون رای محتومی داد به اینکه: نه خانمها نمیتوانند  خلبان شوند 

اما فرضیه دیگر : به فرض اینکه مجری سر رشته ای کامل  از علوم تربیتی هم داشته و می دانسته  چنین جوابی  برای یک کودک خردسال  می تواند عاملی باشد  برای  کور کردن یا منحرف کردن علاقه یا استعداد ذاتی طرف(با توجه به نقش کاریزما یی که مجریا ن ما گاه  برای کودکان دارند ) ولی ازترس باز خواست های احتمالی بعدی نه خواسته تپقی بیاندازد و  خارج از ارزشها وعرف معمول و خطوط قرمز نوشته ونانوشته برنامه ها صحبت کند که   بازهم باید از او پرسید آیا نمی توانست پاسخی بهتر و مناسب تر از انچه گفت به  این کودک دهد

نوشته شده توسط مهسا در 0:36 | | لینک به این مطلب