برای روشن تر روشن بحث چگونگی حضور مردان در جنبش برابری جنسیتی و درک لزوم آن، خواندن مقاله زیبای راشل جونز که پویا ترجمه اش کرده بسیار مفید است:
"آگاهي، هوشياري و به رسميت شناختن برابري جنسيتي و حقوق زنان، در سطح بين المللي طنين انداز شده است. اهداف برنامه ي پيشرفت اجتماعي در اين هزاره، موجب تقويت و شتاب اين برداشت شده که برابري جنسيتي کليد پيشرفت اجتماعي است. با اين حال مسئله اي که در حاشيه ي اين موضوع مطرح شده، بحث ضرورت و اهميت شرکت دادن مردان و تشويق آنها به همراه شدن در مبارزه براي برابري جنسيتي است.
امروزه تغييرات مفهومي و برداشت ها در گفتمان توسعه اجتماعي پديد آمده است، يعني تغيير از مفهوم "زنان درتوسعه اجتماعي" (Women in Development) به مفهوم "جنسيت وتوسعه اجتماعي" (Gender and Development). اين تغيير، منعکس کننده ي اين مطلب است که در حاليکه نياز شديد به برنامه ها و طرح هاي متمرکز روي موضوع توانمندسازي (empowerment) زنان وجود دارد، روابط بين جنسيتي، روابط ميان مردان و زنان هم از موضوعات مرکزي و مهم براي آشکار ساختن و شناسايي نابرابري ها هستند. نابرابري هايي که موجب تقويت ِ انقياد و بندگي زنان مي شوند.
با اين حال، کار با مردان و درگير کردن آنان در مسائل مربوط به حقوق و توانمندسازي زنان، موجب ترديدها و نگراني هايي در محافل فمينيستي مي شود. در اينجا بحث جا افتاده اي وجود دارد که چگونه و تا کجا مردان مي توانند در تلاش براي دست يافتن به حقوق زنان و برابري جنسيتي شرکت کنند.
در واقع بعضي از پرسش هايي که مطرح شده است "ما را به عمق فرضيات، ادراک ها، سياست ها و ايدئولوژي هاي ما درباره ي موضوع برابري جنسيتي مي برند ... برابري جنسيتي يک امر ثابت نيست، بلکه خلاصه و کوتاه شده ي يک روند طولاني ِ تغيير در روابط جنسيتي است. تغييراتي که شامل برابرتر ساختن، عادلانه تر کردن، دموکراتيک تر کردن اين روابط و کاهش ستم و خصلت پدرسالارانه ي آنهاست. اين، با موضوع تغيير دادن مردان ارتباط پيدا مي کند". (1) ولي چگونه مي توان به اين رسيد؟"
