توی مصاحبه مطبوعاتی بودیم. همکارم که متخصص حوادثه همین جور که رییس آب منطقه ای اصفهان داشت حرفهاش رو می زد، برام خبر یک قتل فجیع ناموسی که تو این هفته اتفاق افتاده را تعریف کرد. خواستگاری تو روستای مبارکه اصفهان وقتی از دختر مورد علاقه اش یا خانواده اون جواب رد می شنوه و پافشاریهاش به جایی نمی رسه، برای دختره یه دسیسه می چینه. وانمود می کنه که اون دوست پسر داره و با هاش رابطه هم داره. چه جوری معلوم نیست اما بالاخره پدر دختره حرفهای طرف را باور می کنه و نقشه قتل دخترش رو می ریزه. اون هم به شیوه زجر کش کردن. او رو به مزرعه می بره و درمسیر یه ضربه چاقو به گردنش می زنه. در حالی که خون از گردن دختر می ریخته مجبورش می کنه به راه رفتن ادامه بده. بعد ضربه دوم رو می زنه. خون فواره می کنه و همین طور تا به ضربه سوم می رسه. دختر نقش زمین می شه. به اعتراف خود پدر تا زمان مرگ چند دقیقه ای جون می کنه. جایی که جسد پیدا شده دور آن فضایی دایره ای شکل کمی گود شده بوده. نشانه های حاکی از این بوده که دختر مدتی تا جان بدهد در حال تقلا و تلاش بوده و دور خودش چرخ می زده و در تمام این مدت پدر ناظر مرگ دخترش بوده. بعد از اطمینان از مرگ دختر با همسرش تماس می گیره و میگه بیا جسد دخترت رو ببر. پدر بعد از دستگیری در حالی اعتراف می کنه که دخترش مستحق مرگ بوده که همه همسایه ها مرگ دختر را ناشی از سوءظن پدر اعلام کرده اند. ماموران ظاهرا خواستگار رو که محرک این قتل و توطئه چین آن بوده رو هم دستگیر کرده اند. چون همسایه ها و اقوام که همگی مقتول را می شناخته اند امکان هر گونه ارتباط وی با فرد دیگری را نیز منکر شده اند. اما نکته جالب تر این که علی رغم شهادت دیگران مادر و برادر او احتمالا تحت فشارها یا ترس از مرد خانواده ادعا کرده اند که دخترشان فاسد بوده تا به این وسیله عمل پدر توجیه و از محکومیت رها شود... .
در واقع باید گفت اصلا مهم نیست که تو عمل یا رفتاری انجام دهی که به نظر عرف یا سنت نادرست است تا مستحق مجازات آن هم از نوع شخصی شوی. صرفا تصور اینکه تو مرتکب گناه( به زعم سنت و عرف) شوی نیز تو را مستحق مرگ، آن هم در دادگاه وجدان مردانی از نزدیکانت می کند. قتلهای ناموسی همچنان در کمین زنان و دخترانی است که در جوامع سنتی در چمبره فرهنگ قوی مردسالار با قوانینی ناقص و ناقض حقوقشان زندگی می کنند.

