دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
مثل پسرها
معلم زبان انگلیسی اصطلاح تام بوی(tom boy) را به کار میبرد یعنی مثل پسرها.. بعد میگفت اتفاقا یکی از خواهر های من هم همین طور است .مثلا پشت ماشین مینشیند آرنج چپش را مانند مردها ازپنجره بیرون می گذارد و با یک دست فرمان میدهد. دوست دیگری می گفت تو مثل پسرها می مانی در تایید حرفش و برای این که بگوید مثل پسر ها بودن من یک نکته مثبت تلقی می شود گفت دخترها از پشت خنجر میزنند اما تو مثل مردها رو در رو میجنگی. دوستی دیگر هم گفت تو اخلاقت مثل پسرهاست یک سری خصوصیت های دخترهای دیگر مثل حسادت و.. را نداری .
اما من هیچ کدام از این حرفها را نمیفهمم. با خودم میگویم من کی در رفتارم عمدا خواسته ام از الگوی جنسیتی خاصی تقلید کنم که دیگران را به چنین باوری کشانده. من فقط خواسته ام خودم باشم. آن گونه که راحتم . آن گونه که خواسته هایم به من حکم می کند . کمی هم که فکر میکنم میگویم شاید چون اصراری به عمل کردن به کلیشه های جنسیتی نداشته ام متهم شده ام به مردانه یا پسرانه رفتار کردن. اینکه در برخوردها و رفتارهایم کمتر به درخواستهای فرهنگ و جامعه تن داده ام و آنچه آنها از پیش برای من ساخته اند را نخواسته ام . نخواسته ام به قالب آن درآیم و حالا متهم به مردانه رفتار کردن هستم. باز هم می شنوم برخی از آن به خصوصیتی مثبت و برخی منفی یاد میکنند. وقتی به خودم نگاه میکنم می بینم اینکه از هفت روز هفته شش روزش را یادم رفته آرایش کرده از خانه بیرون بروم. یادم رفته همیشه ابروهایم تمیز و مرتب باشد یادم رفته ناخن هایم همیشه بلند و مانیکور کرده باشد. یادم رفته .... اینکه حرکاتم سریع وتند است . صدایم ملیح و آرام نیست. بعضی وقتها برای ثابت کردن خودم و حضورم داد کشیده ام و صدایم را بلند کرده ام. اینکه سعی کرده ام در روابطم با آدمها رک و صریح ویک رو باشم خنده هایم و نگاهم عشوه انگیز نیست و... این ها را برخی خودم عامدانه و آگاهانه انتخاب کرده ام . برخی خصوصیات شخصیتی من از کودکی بوده و برخی در طول زمان و مکان بر من تحمیل شده. و خلاصه اینها همه از من منی ساخته که از آن راضی ام فارغ از اینکه زن باشم یا مرد. تازگیها به این فکر می کنم که مگر حوزه اخلاق و رفتار هم مردانه و زنانه دارد.دوستی دارم که آهنگ صدایش بسیار ظریف و نازک است . رفتارهایش بسیار آرام است .حساس و عاطفی است اهل دوست و رفیق نیست. و بیشتر وقتش را با خانواده میگذراند. این دوست از سوی دیگران به دخترانه رفتار کردن متهم است ...! من باز هم نمیفهمم. آخر مگر خصوصیات رفتاری هم زنانه و مردانه دارد. اینکه شخصی آگاهانه یا ناآگاهانه عمدا یا سهوا خصوصیتی یا ویژگی های شخصیتی ای در خودش پرورانده باشد که ازآنها راضی است و با آن کنار آمده و دارد زندگی اش را میکند چه ربطی دارد به اینکه دختر است یا پسر. مهم این است که او این گونه است . خودش است . اینکه تو نخواهی یا نتوانی به قالب های رفتاری جنسیتی از پیش تعیین شده اجتماع وفرهنگ که معلوم نیست همیشه هم درست است یا نه و اگر هم درست است یا روزی درست بوده اصلا الان درآمدن به این قالب تا چه حد ضروری است و چه قدر مهم است و اصلا قرار است چه مشکل یا مساله ای را از تو حل کند یا نکند سوالی است که این روزها ذهن من را به خود مشغول کرده .. مهم این است که من از این شخصیت رفتاری واخلاقی خودم راضی باشم و با ان راحت. و این شخصیت به من در روند زندگی ام کمک کند..و اینکه اصلا چه کسی حق دارد این گونه ما را به کلیشه بکشاند. چه کسی حق دارد مانع رشد آزاد و آگاهانه شخصیت افراد بر اساس استعدادها علایق و انتخابها به دور از هر گونه تبعیض شود. مهم این نیست که شکل و شیوه رفتار واخلاق ما چگونه باشد مهم این است که تا حد ممکن آگاهانه و آزاد باشد . این که حسادت را در رسته اخلاق زنانه و جسارت را در رسته اخلاق مردانه قرار دهیم . اینکه بروز احساس و احساساتی بودن را در قالب زنانگی و غرور و خودداری را در زمره مردانگی قرار دهیم تبعیض و ظلمی مضاعف است به نوع انسان که تو را از رشد بر اساس آگاهی و انتخاب دور میکند هیچ چیز بدتر از این نیست که تو نااگاهانه به سمت نوعی خاص از رفتار کردن سوق داده شوی که خودت کمترین دخل و تصرفی در ایجاد آن نداشته ای
نوشته شده توسط مهسا در 18:17 | | لینک به این مطلب

