”نگاهی به افقهای پيش روی جنبش زنان و تعامل آن با جنبش دانشجويی
این مقاله پیش از این در سایت زنان ایران منتشر شده است.
راههای گسترش جنبش نوپا اما پيشرو زنان كدام است؟ چگونه مي توان موجهای ايجاد شده در جهت ايجاد عدالت جنسیتی در جامعه را در بستری مناسب به پيش برد تا چون جريانهای سست و بی پايهای كه هر از چندگاه تب تندشان جمع های روشنفكريمان را فرا ميگيرد و سپس خيلي زود با وزش نسيمی مخالف نيست و نابود ميشود، تسليم سدهای گاه مستحكم پيش رو كه شمارشان هم كم نيست، نگردد و تا حصول نتيجه مطلوب به راه دشوار خود ادامه دهد؟ اگر به حركتهای انجام شده توسط فعالين مسائل زنان در حوزههای مختلف دقيق شويم و حاصل فعاليتهای آنان را كه عليرغم كارشكنيها و دشواريهای موجود همچنان پايرجا ماندند بررسي نماييم، به نقطه ضعف مهمي برميخوريم. نقصان قابل جبرانی كه هميشه پاشنه آشيل بحثهای روشنفكری كشورمان بوده و نگذاشته اين بحثها از سطوح بالای جامعه به لايههای متوسط و زيرين آن نفوذ كند و مقبوليت عام بيابد: ”آگاهی عمومی“
مبحث آگاهی و روشهای مختلف بسط و گسترش آن، همواره از دغدغههای اصلی انديشهورزان و صاحب نظران مسائل اجتماعی مختلف بوده و هر جريانی براي شناساندن و اشاعه نظريات خود، ناگريز بايد به روشهای متنوع و مؤثر بالا بردن آگاهی عمومی نسبت به موضوعات كاری و فعاليتهای اجتماعي خود بيانديشد. در اين ميان هر چه نظام حاكم بر هر كشور و گردانندگان آن سياستهای بازتری را در عرصه اطلاع رساني و مواجهه با رسانهها اتخاذ كنند، راههای گسترش نظريات و اطلاعات، متنوعتر و تأثير آن، به سبب حجم بالای آگاهی رسانيهای بیواسطه و مستقيم، بهتر و بيشتر خواهد بود. متأسفانه امروز، درشرايطي كه رسانههاي ملی و خصوصی، اعم از صدا و سيما و مطبوعات و جرايد مختلف وضعيت اسفناكی را تجربه ميكنند، سايتها و وبلاگهاي اينترنتي فیلتر و تحدید ميشوند و از گوشه و كنار هم خبرهايی مبنی بر افزايش برخورد با NGOها و نهادهای اجتماعی غيردولتی شنيده ميشود، مبحث اطلاعرسانی به معضل بزرگی برای همه جريانهای فرهنگسازبدل شده و به جای جريان آگاهی، بيشتر بايد از بحران آگاهی در جامعه سخن گفت! بحرانی جدی كه گاه در روند فرسايشي مقابله با آن، بيشينه نيرو و انرژی جنبشهای اجتماعی گرفته ميشود و توانشان آن چنان تحليل ميرود كه نفس ها به شماره ميافتد. حال اگر حيطه كاری آن جنبش، زنان و مسائل مربوط به اين قشر از جامعه باشد كه همواره در سايه سنتهای غلط و تنگ نظريهای باطلی كه نشان از ناآگاهی سطوح مختلف اجتماع دارد ماندهاند، اين معضل جدی تر و پررنگتر ميشود. چرا كه عمده مشكلات در راه اعاده حقوق زنان، سرسختیها و خشك انديشیهای رواج يافته در جامعه است كه ريشه در ناآگاهی افراد و فقدان راههای ارتباط مستقيم آنها با حلقههاي روشن اندیشی و مباحث روشنگرانه مطرح در این حلقه ها دارد و گاه تا آنجا گسترش مييابد كه تعويض نسلها هم، كه غالباَ به شكستن و كم رنگ شدن باورهای عمومی مي انجامد، افاقه نميكند و فرزندان برآمده از دل اين تفكر، به واقع فرزندان خلف نسل پيش ميشوند و چون آنان در همان قالبهای غيرقابل انعطاف فكری سير ميكنند. اگر همين گونه پيش برويم و در همين فضا به ادامه تحليل شرايط موجود بپردازيم، شايد به دورنماي نه چندان روشنی در عرصه فعاليتهاي اجتماعی، به خصوص در حوزه زنان برسيم. دورنمايی كه چندان هم بيراه نيست و شايد به قول يكي از فعالان اين حوزه، بايد خود را براي يك دوران *آفتاب نشيني و فطرت، با مدت نامعلوم آماده كنيم. اما اين امر وقتي محقق ميشود كه مطمئن باشيم از تمام ظرفيتهاي موجود استفاده شده و هيچ راهی برای انجام كنش مستقيم باقی نمانده است. اگر بار ديگر نگاهی به شرايط موجود و فرصتهای پيش رو بياندازيم، به فضايی بكر و مستعد برمیخوريم كه جدی انگاشتن آن فصلی تازه را پيش روی فعالين حوزه مورد بحث می گشايد.
دانشگاه از اولين نمادهای دنيای مدرن است. فضای ويژه و شرايط سنی كم و بيش يكدست اعضاي اين جامعه نه چندان كوچك، آن را مكانی مساعد براي مطرح شدن آراء و عقايد مختلف و گاه متضاد قرار داده به طوری كه نقد بزرگترين و اصلیترين تابوهای موجود در كشور، تنها در اين نهاد مدنی كه بشر براي علم آموزی و تبادل آگاهی تأسيس كرده ممكن است. دامنه نفوذ بالای اين جامعه گسترده كه ستونهای آن در دور افتادهترين نقاط كشور هم بالا رفته، از آن بستری مناسب برای پراكندن نظريات جديد و اشاعه آن در سطح وسيع ساخته است. به ويژه كه در كشور ما دانشجو بودن و دانشگاه رفتن از چنان رونق وسيعی برخوردار است كه در دورترين نقاط كشور هم شايد كمتر خانوادهای يافت شودكه عضوی از آن در يكی از شعبههای اين نهاد فرهنگ ساز به تحصيل مشغول نباشد. تحصيلی كه چون با مواجهه با تفكرات و خطوط انديشه هاي نو ممزوج شود، از هر يك از آنان سفيری قابل ميسازد كه در ادامه روندی رو به رشد كه نطفه آن در بستر فعاليتهای دانشجويي بسته شد، سبب بسط و انتشار حجم وسيعي از اطلاعات و نظريات نو ميگردد و گاه تغييرات شگرفی را در اذهان سنتی خانوادههايی كه چون جمع زده شوند افراد يك ملت را ميسازند، رقم ميزند.
اگر به تفکری كه اين روزها كم كم در اذهان فعالين جنبش دانشجويی و تأثيرگذاران اين جريان ديرپای دانشگاهها شكل ميگيرد و به عنوان فصل مشترك آرا و عقايد نمايندگان دانشجويان پذيرفته ميشود توجه كنيم، نقش دانشجو و جريانهاي راستين دانشجويی را در عرصه فعاليتهای اجتماعی و سياسی كشور چنين مييابيم: "انتقاد مستمر از قدرت و ايجاد بستر براي انتقال و گسترش مباحث روشنگرانه از محافل فكری كوچك، به كل جامعه". نقشهای تأثيرگذاری كه همان طور كه پيشتر گفته شد، ارتباطي مستقيم با فعاليتهای روشنگرانه در همه زمينهها از جمله مسائل زنان دارد. جنبش دانشجويی با حمايت از حركتهای مربوط به حقوق زنان و فعاليت در اين زمينه علاوه بر جلب حمايت بخش وسيعی از دانشجويان كه اين روزها همراهی كمتری با فعاليتهای مستقيم سياسي كه گاه پرهزينه هم هست نشان ميدهند، ميتواند به تربيت نيروهايی آگاه و كارآزموده نيز اميدوار باشد. نيروهايی كه اين بار قاطبه آنها تنها ا زيك جنس خاص دستچين نشدهاند و موجب اتصال آنان با شمار بيشتری از دانشجويان میگردند. فعالين خارج از دانشگاه جنبش زنان هم با جدی گرفتن فعاليتهای درون دانشگاهی زمينه را براي رساندن صدای خود به گوش بخش بزرگی از جامعه، به سبب گستردگي مخاطبين دانشجويان، مساعد مييابند و افقهای گسترده و دستنخوردهای را در برابر خويش میبینند. برگزاری تريبونها و سخنرانيهای متعدد در اين زمينه، برگزاری كارگاههای آموزشی، نمايشگاهها و جلسات نقد و پرسش و پاسخ و کتابخوانی و ... از جمله کارهای مشترکی است که مي توان در اين زمينه انجام داد و به انتظار نتايج خجسته آن در عرصه عمومی و آگاهيهی اجتماعی نشست. نزديک شدن فعالين جنبش زنان به دانشگاهها و ايجاد پيوند و همکاري بين اين دو جريان عمده فرهنگ ساز کشور، اتفاق ميموني است که در صورت تحقق، اميد تازه اي را براي تداوم فعاليت، پيش روي هر دو آنان زنده مي کند و ياريشان می دهد که همچنان در مسير رهانيدن جامعه از بند تفکرات پوسيده و نخ نما و اصلاح از پايين به بالای حکومتها تلاش کنند. اين اتفاق ميمون رخ خواهد داد؟
پی نوشت:
* اشاره به مقاله خانم شادی صدر با عنوان: آفتاب نشينی (آسيب شناسي فعالان سياسي و اجتماعی مسائل زنان از منظر دانش و پشتوانه تئوريک)- روزنامه شرق- شماره 261- صفحه سیاست

