تبليغاتX
sparethra - قانون مردسالارانه توجیهات مردسالارانه می افریند
یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385
قانون مردسالارانه توجیهات مردسالارانه می افریند

دوستی خاطره ای رو برای من تعریف کرد دیدم جزو یکی از هفت شین ازدواج (هفت حق وشرط بر زمین مانده زنان ) است جایش هست که تحریرش کنم او گفت من هم با حذف واضافاتی نوشتم:

می گفت قرار باست  با کسی ازدواج کنم که دوستش دارم و برای همین  می خواهم در حقوق مدنی مان نیز با او برابر باشم تا دوست داشتن او  را بیشتر حس کنم می گفت گرچه به لحاظ شرایط و امتیازات اولیه ازدواج انچه در جامعه ما ملاک است من امتیازات بیشتر وبهتری دارم اما برایم اینهامهم نیست معتقدم مادیا ت در زندگی به دست می اید و از دست می رود اما حقوق چون وابسته به قوانین و فرهنگ است سخت به دست می اید شرایط مادی برابر برایم مطرح نیست .شرایط حقوقی برابر برایم مهمتر است  و از آن میان حق طلاق .می خواستم چون او داشت   و من به عنوان یک انسان  حتی با داشتن امتیازات اجتماعی و مادی  محروم از آن بودم  اما او ابن حق را به من نمی داد با این استدلال که : چون دوستت دارم  چون نمی خواهم از دستت بدهم

می گفتم  طلاق عاطفی اگر پیش آید دیگر آمده  حالا چه روی کاغد ثبت شود چه نشود ما همدیگر را از دست داده ایم  کسی خبر از اینده  ندارداز کجا معلوم ما همین باشیم که هستیم  می گفتم  پس میلیونها زن ایرانی  به خاطر چنین حقی که قانون به شوهرانشان  داده  بایددائم نگران باشند (البته با توجه به دیگراختیارات نامحدود قانونی وفرهنگی مرد ایرانی این نگرانی  برای زنان چندان هم بیراه نیست) اما انجا که پای ما به میان کشیده می شود چون قرار می شود  کمی از این قدرت مردان  که موهبت فرهنگ و قانون است کاسته شود صدایشان با توجیهاتی این چنین در می آید انگار که زنها همسرانشان را دوست نمی دارند که با این شرایط نا برابر حاضر به ازدواج با آنها می شوند

می گفتم  حالا که قانون این حق رو به تو داده چرا من نداشته باشم می گفت من اصلا اعتقادی به این قوانین ندارم نه اصلش و نه فرعش  چه برسد به اینکه .....می گفتم اما تو و من تحت همین قوانین داریم زندگی می کنین تحت این قوانین ازدواج می کنی و هر کار دیگر مگر می توانی از زیرش در بروی اگر تو هم نخواهی قانون بر تو ساری است و جاری  حالا که یک معبری ایجاد شده  چرا ازش استفاده نکنیم می گفت نه  و انچه می گفت بیشتر توجیه بود تا دلیل

می گفتم ما با حداقل شرایط یکسانی قدم در راه مشترک می گذاریم  تکالیفمان نیز به همین حکم یکسان است   اما چرا در حقوق نباشیم در حق انتخاب مسکن  محل زندگی   شغل  حضانت کودکانما   طلاق  اجازه خروج از کشور و..... قانون این حق را به تو داده در حالی که ما دو انسان صاحب درک و عقل شعور  دارای شغل و مو قعیت اجتماعی همسان هستیم  اگر من را دوست داری باید در عمل ثابت کنی انسانی  را انتخاب کرده ای که می خواهد  از حقوق مساوی با تو برخوردار باشد  این در واقع حسن نیت و انتخاب تو را می رساند و برعکسش خودخواهیت را اینکه من را برای خود می خواهی نه خودم

دوست من همین روزها ازدواج می کند در حالی که هنوز با خودش در حال جنگ است اینکه ایا همسرش همچنان بر عقاید خود  تا لحضه اخر پافشاری خواهد کرد یا نه اینکه او مانند هزاران زن ایرانی به توصیه دوست و اشنا از خیر از  انچه (مسائل فرعی  و فانتزی)می خوانندش بگذرد از انچه به ان اعتقاد داشت .و مانند یک زن نمونه ایرانی عاشق همسر..؟ مطیع وبدون دردسر درست کردن از خیر همه چیز بگذرد و( بله) بگوید  یا نه تا لحضه اخر بر عقیده اش پا فشارد و بگوید اگر من را واقعا به خاطر خودم  دوست داری  بایدبه حقوقم نیز به عنوان یک انسان برابر با خودت احترام بگذاری

 

نوشته شده توسط مهسا در 13:14 | | لینک به این مطلب