تبليغاتX
sparethra - روز تحسین یا انتقاد؟!
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385
روز تحسین یا انتقاد؟!

این روزها اون قدر مطالب مختلف واسه نوشتن به ذهنم میاد که انتخاب یکی از اونها برام سخت میشه...به این موضوع یه عالمه کار رو هم اضافه کن که هر روز باهاشون سرم گرمه و  معمولا وقت آزاد زیادی ندارم. اگه جای من بودین کلافه نمی شدین؟

حتما میخوام و دوست دارم مطلب آرایش و مد رو پی بگیرم. خوشحال هم میشم غیر از آرش و مهرنوش بقیه دوستانی که این وبلاگ رو میخونن هم نظرشون رو درباره اون بگن. گرچه قبول دارم که هنوز مطلب باز نشده ولی فکر میکنم در حدی که یه کم آدم رو قلقلک بده و به فکر وادار کنه به اون اشاره شد. جواب سوال آرش رو در اولین فرصت و خیلی سریع میدم ولی گاهی موضوعاتی پیش میان که تاریخ مصرف دارن و اگه سر وقت بهشون پرداخته نشه، میسوزن! واسه همین هم میخوام یه نقبی بزنم و از بحث آرایش موقتا، دقت کنین میگم موقتا ها!، خارج بشم و به "روز مادر" که این روز ها خیلی در رسانه های مختلف ازش صحبت میشه بپردازم.

نظرتون درباره این همه مهر و محبت و ستایش های رنگارنگ که این روز ها از همه رسانه ها، از رادیو و تلویزیون بگیر تا روزنامه و مجله و ...، نثار مادر ها و جایگاه اونها میشه چیه؟ ببینید اصلا نمیخوام زحمت های انسانی هیچ کسی رو، چه مادرها و چه پدرها، نادیده بگیرم و یا حتی با لجبازی اصرار کنم که سهم اونها در تربیت ما مساوی بوده. گرچه مطمئنم درباره بعضی از ما نقش پدر اگر پررنگ تر از مادر نبوده اقلا برابری میکرده، ولی این هم موضوع بحث من نیست. چون میدونم که در بیشینه خانواده های ایرانی مادرها ایثار و از خودگذشتگی های عجیب و غریبی انجام میدن که حتی خیلی وقتها نمیشه درباره اونها صحبت کرد و فقط میشه از این حجم وقت و انرژی و مشقت شگفت زده بود. ولی فکر میکنید نتیجه این تمجید ها و بزرگداشت ها که توی چنین زمانی از در و دیوار میباره و همه رو به یکباره قدرشناس میکنه چیه؟ در روانشناسی معتقدن که انسان وقتی در قبال انجام کاری تشویق میشه نسبت به انجام اون عمل راغب میشه و احتمال اینکه اون کار رو در آینده تکرار کنه بالا میره. آیا همین بلا به صورت ممتد هر ساله سر مادر های ما نمیاد؟ آیا این که مقام مادر رو این قدر در حرفها بالا میبریم نشونه این نیست که انتظار داریم یه مادر خوب و شایسته همیشه این خصوصیات ایثار گونه و ستم پذیری  مفرط رو داشته باشه و از حق های انسانی بدیهی خودش برای تربیت نسلهای دیگه بگذره؟ نمیفهمم چرا کسی این وسط از مادرها انتقاد نمیکنه که برای رشد یه انسان، انسان دیگه ای رو فدا میکنن؟! کمی که بهتر به این دور باطل دقت کنیم، میبینیم این فدا شدن به صورت مرتب باز تولید میشه و در هر نسل با این مشکل مواجهیم که میخواد نسل بعدی رو بسازه! یعنی واقعا راه حل بهینه ای وجود نداره برای رشد نسل بعد و فدا نشدن زنان نسل قبل؟ یه بار دیگه دقت کنین: زنان ما که تا قبل مادر شدن انگار شخصیت درستی هم کسی براشون قائل نیست، یا انسان های ایثارگر و رنج کشیده ای هستن که طبق قواعد مرسوم جامعه رفتار میکنن و مدام هم به ادامه این مسیر مشقت بار تشویق میشن و البته با تحسین جامعه برای این گونه از رفتار هم مواجهن، و یا مادر یا زن خوبی به حساب نمیان که به اندازه کافی وقت برای بچه ها یا خانوادشون نمیذارن و طبعا نه تنها در برخورد با جامعه تحسینی نمی بینن، بلکه همیشه انسان هایی بی مسوولیت، بی تکلیف و لاابالی محسوب میشن که ارزشی برای نظام مقدس خانواده قائل نبوده و خودخواه و زیاده خواه به حساب میان!!! خودتون قضاوت کنین...ادامه این روند ما رو به کجا میرسونه؟

به نظر شما افتادن در این دور باطل عجیب نیست؟! چطوره این بار بعد از تشکر از مادرهامون از اون ها به خاطر نادیده گرفتن حق خودشون، نادیده گرفتن حق یک نسل، انتقاد کنیم!

نوشته شده توسط روزبه در 1:9 | | لینک به این مطلب