تبليغاتX
sparethra - ورود زنان به ورزشگاه ها و مسائل اصلی و فرعی در جنبش زنان
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385
ورود زنان به ورزشگاه ها و مسائل اصلی و فرعی در جنبش زنان

برنامه دیروز (الان دیگه باید بگم پریروز!) کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها به من که خیلی چسبید. اون قدر که از ساعت 4 تا 9 شب اصلا احساس خستگی نکردم و همه چیز واسم جذاب بود.از همون اول کار و صحبتهای پرستو تا اون پایان قشنگ فیلم آفساید و خوندن دسته جمعی سرود ای ایران که هرچقدر هم آقای پناهی بگه به حال و هوای فیلم نمیومد و صرفا یه حس وادارش کرده بود که فیلمش رو با اون تموم کنه، باز هم به نظر منفوق العاده بود و باعث شد که موهای همه حاضرین سیخ بشه و اون حس زیبای با هم بودن و هدف مشترک داشتن رو یه بار دیگه تجربه کنن!

 

          campt1.jpg

 

گزارش سایت میدان اون قدر کامل هست که لازم نباشه من دوباره حال و هوای مراسم رو روایت کنم. ولی بدم نمیاد درباره حرفهای خانم عباسقلی زاده یه چیزایی بنویسم.

وارش از قول محبوبه عباسقلی زاده آورده: "موضوع این کمپین جدا سازی جنسیتی است. ورود به ورزشگاه بخشی از این خواسته است. از ما می پرسند که آیا این کمپین به موضوع عام تری نمی تواند بپردازد؟ يا این،مساله و دغدغه چند درصد زنان ایرانی است؟ اما نگاه ما به موضوع زن متوسط شهری نیست. نگاه ما به خود  "جداسازی جنسیتی" است. این جداسازی به طور علنی ساده ترین حقوق شهروندی زنان را نادیده می گیرد. مساله این است که سیستم حکومتی ما نمی خواهد به حقوق زنان توجه کند و این، فقط بخشی از این نادیده گرفتن است."

 

          camp7.jpg

 

راستش مساله تقدم و تاخر در مطرح کردن مشکلات جامعه خیلی چیز ساده ای نیست. شاید این که چه فعالیتی در جهت بهبود وضع جامعه ما و افراد اون اولویت داره برای روشنفکرای ما (میدونم که تعریف واضحی از این کلمه مورد قبول همه نیست ولی لطفا گیر ندین!) هم چندان واضح نباشه. در بحبوحه فعالیت های دانشجویی گاهی لازم بود بارها و بارها برای دوستان هم فکرمون توضیح بدیم که چرا حوزه زنان رو برای فعالیت دانشگاهیمون انتخاب کردیم و به جای اینکه مثلا روی مساله دوکراسی یا حقوق بشر به طور عام کار کنیم، به مسائل زنان (که اعتقاد داریم از مسائل مردان هم جدا نیست) اولویت دادیم. اون دوستان عقیده داشتن در شرایط امروز، اصلی ترین هدفی که همه ما باید برای رسیدن به اون تلاش کنیم، دموکراسیه. در واقع این اصلی و فرعی کردن فعالیت ها (رجوع شود به مقاله اول کتاب زنان زیر سایه پدر خوانده ها نوشته خانم نوشین احمدی خراسانی) از یه نگاه کل نگر ناشی میشه که همیشه سعی میکنه خیلی ساده و مستقیم مسائل رو تجزیه و تحلیل کنه. مثلا وقتی حس میکنه چاره مشکلات این مملکت رسیدن به دموکراسی و آزادیه، تنها راه تحقق اون رو تغییرهای بنیادی سیاسی میدونه و همه کارهایی رو که مستقیما با این موضوع درگیر نمیشن، فرعی و کم اهمیت تلقی میکنه. غافل از این که مساله دموکراسی چیزی جز احقاق حقوق کودکان، زنان، کارگران و ... نیست و هر فعالیتی که رسیدن به این هدف ها رو دنبال کنه، در نهایت به تحقق اون هدف بزرگ کمک کرده. در واقع با ریز کردن مسائل بزرگ و کلی به موضوعات ملموس و قابل درک برای همه مردم، شاید خیلی راحت تر بشه به هدف هایی رسید که در نگاه اول به نظر دست نیافتنی میان. به خاطر همینه که انتخاب مساله ای مثل ورود زنان به استادیوم آزادی و پافشاری روی این حق بدیهی، به نظر انتخاب هوشمندانه ای میاد که نه مخالفت عرف رو جلوی خودش میبینه و نه قانون حکومتی یا شرعی واضحی رو نقض کرده و علاوه بر همه اینها برای عامه مردم هم بسیار بسیار واضح و ملموسه.

باز هم به قول وارش: " البته اون سوال رو که محبوبه مطرحش کرد، خیلیا از ما می پرسن و قشنگتریین جواب به  اون رو امشب از زبان جعفر پناهی شنیدم: محدودیتهای کوچک نشان از محدودیتهای بزرگ دارند."

انگار زنان کشور ما باید برای غلبه به محدودیت های بزرگ، از همین محدودیت های به ظاهر کوچک و دم دستی شروع کنن. این چیزیه  که بچه های کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها اون رو خیلی خوب میدونن.

 

عکس ها: راديو زمانه

نوشته شده توسط روزبه در 4:15 | | لینک به این مطلب