راهی برای فراگیر سازی جنبش زنان
بهترین روش برای ارتباط گیری با انسان های اطراف کدام است؟ شده تا به حال ساعت ها با کسی بحث کنی و در آخر به خاطر این همه تلاش به خودت لعنت بفرستی چون طرف یک لحظه هم حتی به حرفت گوش نکرده و یک ریز حرف خودش را تکرار کرده است؟ گاهی نوشتن ده ها مقاله یا ترتیب دادن ساعتها سخنرانی هرگز توجه گروه به خصوصی از مخاطبین را جلب نمیکند. اکثر انسان ها تا با موضوعی درگیر نشوند یا با آن همذات پنداری نکنند، زحمت فکر کردن رابه خود نمی دهند...راستش حق هم دارند. در این روزگاری که انواع مشکلات اقتصادی و روحی و عصبی به همه فشار آورده، چه جای اندیشیدن به مسائلی است که با آنها درگیری شخصی هم حس نکنی؟! چکار میشود کرد برای جلب توجه این گروه از شهروندان جامعه که تعدادشان کم هم نیست معمولا؟
فعالیتهایی که به "کارهای نمادین" مشهورند، با درگیر کردن ذهن مردم و مجسم سازی صحنه های ملموس و آشنا پیش چشمانشان، باعث میشوند پیله هایی که دور افراد تنیده شده باز شود و بیننده با پیام و انتقال دهنده آن احساس نزدیکی کند و این یعنی آغاز ارتباط...کاری که انجام آن در دنیای پر از بیگانه های آشنای امروز، گاهی خیلی سخت میشود!
حالا این حرفها چه ربطی به مساله زنان (که دغدغه اصلی نویسندگان این وبلاگ است) دارد و چگونه باید بین این کلمات و پویش بزرگی که در حال شکل گیری است (لااقل امیدواریم که باشد) و قرار است تاثیر مستقیمی بر سرنوشت و زندگی افراد جامعه مان (چه زن و چه مرد) داشته باشد، رابطه ای منطقی برقرار کرد؟

به نظر میرسد یکی از معضل های بزرگ این جنبش نوپا، محدود شدن آن به طبقه و قشر به خصوصی از افراد جامعه است و گاهی برآمدن این حرکت از دل طبقه متوسط رو به بالا، سبب شده افراد طبقات پایین تر جامعه (از نظر اقتصادی و فرهنگی) کمتر با آن احساس نزدیکی کنند و برای همراهی با آن مردد باشند. این در حالی است که شاید بیشترین خدمت جنبش فراگیر زنان، متوجه همین افرادی است که در محیط های از نظر مالی و فرهنگی فقیر، رشد کرده و مشکلات بیشماری از این جهت دارند. جذب و جلب اعتماد این افراد گاهی نیازمند تلنگرهای کوچکی است که متاسفانه در بسیاری از اوقات هرگز زده نمیشوند! انجام فعالیت هایی غیر از برگزاری سمینار یا کمپین های درون گروهی و یا نوشتن مقاله در وبلاگ ها و مجله های زنان (علیرغم تمام تاثیرات مثبت و غیر قابل انکار این کارها)، یعنی فعالیتهایی که با بدنه جامعه به طور مستقیم روبرو شود و آنها را درگیر کند، میتواند به ما فعالان این جنبش کمک کند تا صدایمان را به گوش قشر وسیع تری از مردم کشور بزرگمان برسانیم.
تجربه انجام کارهای نمادین، که بر اساس آنچه در ابتدای نوشته آوردم یکی از بهترین و موثرترین کارها برای حساس سازی ذهن افراد جامعه است، خیلی در کشور ما وجود ندارد. اگر هم کاری انجام شده، آنقدر فراگیر نبوده که بتوان آن را مثال زد یا حداقل من از آن خبر ندارم. اما گاهی خبردار شدن از تجربه های فعالان اجتماعی در کشورهای دیگر، ایده های جذاب و قابل اجرایی به ما میدهد که با اندکی تغییرات و بومی سازی روش ها، میتوان آنها را در محل زندگی خود پیاده کرد و طیف مخاطبین پیامهایمان را گسترش داد. ایده نوشتن این مقاله وقتی به ذهنم رسید که از آخرین فعالیت صلح طلبانه گروه CODEPINK که با شعار women for peace فعالیت میکنند، مطلع شدم.
متن اصلی بخشی از پیام این گروه را اینجا میگذارم:
Last month, CODEPINK NY inspired us with their powerful display of children's shoes representing Iraqi civilian deaths. Our new campaign, "Walk in Their Shoes" was born of that action. This quiet and simple yet potent visual was just what we were looking for--a message that speaks volumes without our having to yell. The shoes force our politicians to confront the consequences of their votes to go to war, to fund war, and 'stay the course.'
You can organize a Walk in Their Shoes Action in your city.
این گروه زنان که در سراسر جهان و به خصوص ایالات متحده برای برقراری صلح فعالیت میکند، در آخرین اقدام ضد جنگ خود درشهرهای مختلف، به خصوص در محل های سخنرانی بوش و دیگر اعضای حزب جمهوریخواه، انبوهی از کفش های کودکان و دیگر غیرنظامیان را جمع آوری میکنند و رویشان مشخصات یکی از شهروندان عراقی را که در جنگ اخیر آمریکا علیه این کشور کشته شده اند، مینویسند. گاهی با تطابق سن افراد با نوع کفش، خانواده های عراقی کشته شده را در دسته های مختلف بازسازی میکنند و سن، شغل و چگونگی کشته شدن آنها را هم روی برچسب هایی مینویسند و نمایش میدهند. آنها با این کار تلاش میکنند تا از طرفی سیاستمداران جنگ طلبشان را وادار کنند که عواقب وحشتناک جنگ را در نظر بگیرند و از طرف دیگر شهروندان خود را ازانجام این جنایت ها آگاه کنند...
نظر شما چیست؟ برگزاری مراسمی خلاقانه از این دست، با لحاظ کردن شرایط بومی و محلی هر منطقه، در جلب افکار عمومی و ایجاد حساسیت درباره معضلات اجتماعی تاثیر زیادی نمیتواند داشته باشد؟!

