تبليغاتX
sparethra - زبان جنسیتی روزمره و مساله زنان
جمعه دوازدهم آبان 1385
زبان جنسیتی روزمره و مساله زنان

تا به حال چند بار شده که در سر جلسه کلاس های آموزش زبانمان، با استاد و بچه ها بر سر مسائل زنان بحث کرده ام. گرچه استاد بیچاره معمولا طرف من را میگیرد و سعی میکند با دیدی غیر جنسیتی به مسائل نگاه کند؛ اما وقتی به مساله زبان و نقش کلمات به شدت جنسیتی (این کلمات در زبان انگلیسی به وفور یافت میشوند) در آن میرسیم، اوضاع کمی فرق میکند. خوب وقتی کلمات و نقش آن ها در پس زمینه ذهنی افراد ماندگار شده، واقعا سخت است که با روند تغییر نقش آن ها همراه شوی و از لغات، جنسیت زدایی کنی. آن هم وقتی به نقش زبان در بازتولید مناسبات مردسالارانه، که حتی در بحث های روشنفکرانه مان هم کمتر رایج است، فکر نکرده باشی و شخصا لزوم انجام این کار را حس نکنی. همین موضوع باعث شده که وقتی از کلمه ای با پسوند "–man" استفاده میشود و من از وجود بدیل زنانه یا غیرجنسیتی برای آن میپرسم، استاد خوبمان چندان با من همراهی نکند و گاهی هم لبخندی بزند که، بی خیال...!

این اتفاق در جلسه گذشته کلاسمان هم رخ داد. وقتی صحبت از کلمه "layman" به معنی فرد عامی و غیرمتخصص در یک زمینه به خصوص شد و پرسش همیشگی من که چرا "layman"؟، استاد عزیز گفت که خب چی بگیم آخه؟ بگیم layperson؟! خوشبختانه ما عادت کرده ایم که هرچه در کلاس میشنویم، در فرهنگ لغات چک کنیم؛ اما این بار خود استاد زودتر از ما صدای خنده اش به هوا رفت...چرا؟ چون در دیکشنری هم کلمه layperson و هم laywoman وجود داشت...جالب است نه؟

خوشبختانه از این نظر زبان فارسی خیلی شرایط بهتری دارد و فکر میکنم به خاطر وجود ضمیر غیر جنسیتی "او" و جنس قائل نشدن برای گیاهان و اجسام بی جان، جزو زبان های غیر جنسیتی و یا حداقل کمتر جنسیتی جهان طبقه بندی می شود. اما متاسفانه در محاورات روزمره افراد، استفاده از اصواتی مثل "نه بابا!" و"آقا!..." یا عباراتی از قبیل "اگه مردِشی"، یا کلماتی مثل "جوانمرد" و نصایحی چون "ادب مرد به ز دولت اوست"، بسیار رایج است.

میتوان همچون استاد زبان ما که انسان بسیار شریفی هم هست، از کنار این تبعیض های زبانی به آسانی گذشت و به آنها توجهی نکرد و اهمیت این محاورات را هم در بازتولید نقش های کلیشه ای و مرسوم زنان و مردان در جامعه انکار نمود؛ اما من بعید میدانم پدیده ای مثل زبان که به صورت بسیار گسترده در سراسر جامعه استفاده میشود و عامل انتقال تجربیات نسل ها و فرهنگ های مختلف است، روی فرهنگ زندگی مردم و انتظارات و توقعات آنها از خود و دیگران تاثیر نداشته باشد. اگر به نظرمان تغییر سراسری این فرهنگ زبانی، کاری دشوار و غیر قابل تصور است، چرا از خودمان شروع نکنیم؟

از همین امروز میتوان بکار بردن کلماتی مثل "آقا"، "پسر"، "بابا" و چندین و چند کلمه و صوت و عبارت جنسیت زده دیگر را در صحبت های روزمره خود کنترل کرد. کاری که حتی بسیاری از فعالان جنبش زنان هم از آن غافل اند!

به قول آن تبلیغ جدیدا باب شده در سیما، "سخته، ولی ممکنه"!

نوشته شده توسط روزبه در 10:15 | | لینک به این مطلب