تبليغاتX
sparethra - اختلال جنسیت یا اختلال جنسی
شنبه سی ام دی 1385
اختلال جنسیت یا اختلال جنسی

دو سه روز تهران بودم  هم بچه ها رو دیدم . هم به کارهام رسیدم و هم تونستم دو تا مستند خیلی خوب  رو در خانه سینما ببینم . بعضی وفتها از برگشتنم به اصفهان پشیمون می شم.اینجا همه چیز قفله .بن بسته . هیچ اتفاق تازه ای - هیچ فکری - جنب و  جوشی - جلسه یا برنامه ای که دوست داری وجود نداره.

فیلم روز جمعه   خانه سینما  مستندی بود در باره  دوجنسیها ی پسر و مشکلاتشون. ده بیست نفر شون هم اومده بودن سر جلسه نمایش فیلم. آدمهای غریبی اند و... البته حس می کردی بین خودشون خیلی راحتند گروهی هم رو می فهمند و نیازی به دیگران ندارند . اگرچه تنها چیزی که می خواستند پذیرش بود و اینکه با آنها مانند یک انسان عادی رفتار شود . اینکه بتوانند به همان عشق و آرامشی در زندگی برسند که  بقیه حق و سهمی از آن دارند .از بینشون اونهایی که  تغییر جنسیت داده بودند با ظاهر و پوشش یک دختر اومده بودند اما بقیه که ظاهرا خانواده ها اجازه عمل بهشون نداده بود یا پولش رو نداشتند  میون زمین و هوا مونده بودند . ظاهرشون بیشتر جلب توجه می کرد . موهای بلند  گاه رنگ  یا مش کرده . صورتهای بزک کرده  - بینهای عمل شده وتزینات بدلی-و صداهای نازک کش دار. چیزی که همیشه برای من سوال بود ه این بوده که چرا ترنسها ( دوجنسی ها) برای پس زدن هویت جنسی خود اینگونه افراط می کنند . مگر همه زنها این گونه اند . چیزی که ما به شدت از آ ن پرهیز می کنیم یعنی کاهش  فاصله بین کلیشه ها درست در مورد این افراد برعکس است . قضیه این است که بعد از عملهای متعدد و دریافت هورمونهایی که آنها را به هویت جنسی دلخواهشان ( اصلی یا آچه باید باشد) تبدیل می کند  هم باز این اصرار  باقی می ماند چیزی که  در من نوعی جنس زن این گونه نیست . یعنی من برای نشان دادن اینکه زن هستم اصلا تلاشی نمی کنم در واقع قرار نیست کاری کنم که بقیه متوجه شوند من مرد نیستم  . شاید  اگر این ترنسها ( ترنسکچوالها)در خارج ایران بودند  چندان نیازی به این ابراز ظاهری نداشتند . مساله دوم هم این بود که ما  اعتقاد داریم افراد زنانه و مردانه به دنیا نمی آیند  بلکه زنانه و مردانه بزرگ می شوند . اما وجود این افراد در حالی که خودشان معتقدند ذاتا متفاوت از آن چیزی هستند و در واقع ذاتا مرد ند در حالی که ظاهر زنانه دارند یا زن هستند در حالی که ظاهر مردانه دارند   . با این فلسفه مقداری نا جور بود . در واقع من بیشتر حس می کردم دلایل محیطی شاید باعث شده این افراد در طول زمان دچار این اختلال شوند  .  ظاهر  قضیه این است که هنوز علت واحدی که نشان گر دلیل ایجاد این اختلال در افراد می شود پیدا نشده . اینکه صددرصد  ناشی از اختلال هورمنی و فیزیولوژیکی و ژنتیکی است یا محیطی یا هر دو . در واقع آیا می توان گفت اگر شرایط محیطی کودکی این افراد به گونه ای دیگر بود الان اینها دچار چنین اختلالی نبودند و هویت جنسی خود یا جنسیتی خود را می پذیرفتند .  اما آنچه معلوم است این است که   مشکل این افراد بیشتر به حس و کشش  جنسیشان مربوط می شود تا کلیشه های جنسیتی که بخواهند آن را به اصرار کنار بزنند  یا ابراز کنند  . در واقع آنها با کلیشه ها مشکل ندارند با نوع کشش جنسیشان مشکل دارند اما از انجا که در یک جامعه مرز بندی شده پر از کلیشه زندگی می کنند مجبور اند برای اینکه بگویند ما گرایشات جنسی زنانه یا مردانه داریم این چنین اصرار کنند .در حالی که شاید  اگر این ها در یک جامعه سالم و برابر  با حداقل کلیشه های جنسیتی زندگی می کردند  بسیار راحت تر بودند  . چون صرفا بعد از عمل به  یک ادم معمولی ( تا حدی تطابق ظاهر جنسی  و کشش جنسی ) بدل می شدند  -  و دیگر نیازی به این همه تظاهر نبود که بخواهند  با چرخشی صدو ۱۸۰ درجه ای شکل مقابلش را نشان دهند .

نوشته شده توسط مهسا در 14:23 | | لینک به این مطلب