درباره بازداشت سه تن از فعالان جنبش زنان
خبر ساده و کوتاه است و به قول یکی از دوستان، تکراری! همین تکراری بودنش است اتفاقا که سبب می شود در بهت فرو رویم و آن سوال تکراری را باز هم در ذهن مرور کنیم: "چرا؟"
داشتیم عادت می کردیم که بعد از هر تجمع، اعتراض یا برنامه ای از این دست کسانی را به میهمانی فراخوانند و سوالات تکراری را با هم مرور کنند. اما این بار که نه تجمعی بود، نه اعتراضی و نه شعاری که بهانه ای شود برای توبیخ!
چگونه است که پیگیری مطالبات زنان، این قدر در نظر بعضی تصمیم گیرندگان خطرناک و ناموجه شده که دیگر برای برخورد دنبال بهانه هم نمی گردند؟ اینان که این بار طعم دستگیری را چشیدند، کدام خط قرمز را رد کرده بودند و کدام قانون را نقض، که آزادیشان تحمل نشد؟
چه کار می توان کرد برای گرفتن خبری و یا مذاکره با کسی برای جویا شدن علت واقعه و رفع شبهه احتمالی؟ خوب است که دست کم این افراد را همه می شناسند و حتما برای پیگیری کارشان کسانی هستند که دوندگی های تکراری را انجام دهند... این اتفاق اگر برای یک فعال اجتماعی در شهری به جز تهران رخ می داد، اصلا کسی خبر می شد و تلاش می کرد برای خلاصی آن که گرفتار شده؟ شاید بد نباشد که گروهی دائمی تشکیل شود از این همه انسان آگاه به قانون در این جنبش، برای پیگیری این موضوع و موارد مشابه که تکرارش حتمی است انگار! باید این نگاه بدبینانه آنان که دستور چنین برخوردهایی میدهند را تغییر داد و مجابشان کرد که جنبش های اجتماعی کسی را تهدید نمی کنند. که اصلاح تبعیض هایی که گاه دستمایه فشار های جهانی هم میشود، به نفع همه است. که این جا صحبت از انسان است و کرامت او و حقوق انسانیش و مطالبه آن به آرام ترین شیوه ممکن. که...
هر چه پیشتر می رویم در این روزهای پر از خبر های نه چندان خوشایند، بیشتر لزوم همکاری و نزدیکی گروه های مختلف فعال در این حوزه روشن می شود. تنها زمانی می توان به نتیجه رسید که این صداهای پراکنده، لا اقل در چنین مواردی، یک نوا را زمزمه کنند. نوایی که از رعایت انسان می گوید!
پی نوشت:
پیگیری خبرها و لینک های مرتبط در زن نوشت
وکیل بازداشت شدگان: جرمشان را نمی دانیم
خبر آخر: آزاد شدند.

