خیلی جالبه...این هم یه مثال خیلی ملموس از اون الگویی که توی مطلب قبلی بهش اشاره کردم (زن زیبا.مرد نیرومند).
چطور رواج یه الگو می تونه بخشی از جامعه رو از غذا خوردن منع کنه! کاری کنه که یه عده یکی از نیاز های اولیه زنده موندن رو بی خیال بشن! تا حدی که تمایل به لاغری حالتی بیمارگونه پیدا کنه و دولت مجبور بشه برای مبارزه با اون سایز لباسها رو تغییر بده!
هیکلی مثل هیکل مانکن های پشت ویترین مغازه ها داشتن اونقدر اهمیت پیدا میکنه که میشه بخاطرش اونقدر نخوری که معده ات کوچیک بشه! آخه دختره و هیکلش (زن زیبا)! ... چطوری بگم! اصلا اگه غیر از این باشه به کاره جامعه نمیاد، به درد جامعه نمی خوره!
انصافا چند تا دختر دور و ورتون میشناسین که رژیم غذایی ندارن؟! من فقط یه نفر رو میشناسم!.....از مامان و خواهر گرفته تا دوستا و هم کلاسیا و دخترای فامیل، همگی از خوردن معذورن!...چرا؟ به فکر سلامتیشونن؟! من که هرگز باور نمی کنم! (البته خواهرم علاوه بر زیبایی کمی هم به فکر سلامتیشه!)
از اون طرف چند تا پسر سراغ دارین که ذره ای نگران وزنشون باشن؟!....باز هم فقط یه نفر رو سراغ دارم، بابام!
در حقیقت الگوی "زن زیبا، مرد نیرومند" یکی از اون الگوهایی که خیلی از تبعیضهای جنسیتی رو میشه به خوبی باهاش توضیح داد. در واقع اگر بپذیریم که اکثر ما با برآورده کردن انتظارات جامعه ست که احساس هویت می کنیم٬ چرا توی جامعه ای که این الگو داره کار میکنه٬ باید از دختری که به انداره کافی(!) زیباست انتظار داشت که به افقهای دیگه ای توی زندگیش فکر کنه.اون با زیباییش هم به خوبی جامعه اش رو ارضا کرده و هم به طبع اون، خودش تا حد زیادی احساس هویت میکنه. آخه چرا باید به رییس جمهور شدن فکر کنه! چرا باید به یه مهندس٬ یه نقاش یا نوازنده خوب شدن فکر کنه. در هر صورت پرداختن به هیچکدوم از اینا هم نمی تونه دغدغه اول محسوب بشه. دغدغه اول خوشکل بودنه!
چرا توی اکثر موارد بهترینها مردهان؟! چرا حتی توی آشپزی هم (که زنها - به هر دلیلی- توش مدعی هستن) بهترین آشپز یه مرده؟ چون هیچ زنی به آشپزی به دید حرفه ای نگاه نمیکنه. یعنی اصلا به طور کلی جامعه از هیچ زنی ا نتظار نداره که توی هیچ زمینه ای حرفه ای بشه. زن باید خوشکل باشه، همین!
اینجا از تبعات رواج این الگو برای طرف دیگه ماجرا ،یعنی مردها ، هیچ صحبتی نکردم، که اصلا به این معنی نیست که این الگو فقط به یکسری تبعیضها علیه زنان منجر میشه. در مورد اون روی سکه هم توی یه مطلب جدا گونه حتما مینویسم. فقط سعی کردم چند تا سر نخ (شاید با کمی غلو) برای ردیابی الگوی مورد بحث بین روابط روزانه بدم.
در واقع بحث سر روشهای باز تولید یکسری تبعیضهاست و اینکه ما از یک طرف چقدر خوب و مو به مو به این الگوها عمل می کنیم و از طرف دیگه چقدر احمقانه به شرایطمون معترضیم!
منبع خبر : BBC

