<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>sparethra</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/</link>
<description>وبلاگ گروهی سازمان غیر دولتی اسپارترا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 27 Jun 2008 06:32:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تجاوز در اتاق جراحی ..</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داخل  یکی از اتاقهای شهرداری یک شهر کوچک نشسته ایم. در اتاق رو به روی در سالن آمفی تئاتر شهرداری باز میشود که درست در همان لحظه  پر از جمعیت است . نشست استاندار با جوانان شهر. نگاه ما( سه دختر ) بی اختیار به جمعیت داخل سالن میافتد و شاید  نگاه جمعیت  هم به ما. بعد کسی می آید و میگوید خواهران خواهش میکنم بروید  روی صندلی های آن طرف اتاق بشینید چون پیدا هستید و &lt;STRONG&gt;برادرها دارند شما را میبینند!!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به خودمان نگاهی می اندازیم و متعجب از اینکه منظور طرف چیست از اینکه ما پیدا هستیم!...همکارم که خیلی بهش برخورده است  میگوید ما از جایمان تکان نمیخوریم. مرد هم که ما را در تصمیمان مصر میبیند  می رود و برای اینکه دیده نشویم  اوست که پشت سرش &lt;STRONG&gt;در را روی ما میبندد&lt;/STRONG&gt;. ما سه نفر خبرنگار زن هستیم  یکی از ما چادریست و من و دیگری مانتو وشلوار ومقنعه تنمان است. معمولی معمولی، لباس فرم کارمندی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز ایمیلی از دوستی به دستم رسید ،حاوی  عکسهایی  از تجاوز پزشکی به بیمارش .    عکسها ( که معلوم بود از یک فیلم برداشته شده )پزشک یا پرستار بیمارستانی در اصفهان را  ( فرد مورد نظر  لباس ، کلاه و دهان بند سبز  اتاق عمل بر تنش بود )  درحال  تجاوز به زنی بیهوش در اتاق جراحی نشان میداد.  دوربین فیلم برداری  در محلی در سقف   اتاق عمل و به دنبال شکایت یکی از چندین بیمار این بیمارستان  کار گذاشته شده بود تا معلوم شود خطاکارکیست..  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Jun 2008 06:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>mahsa</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تهمینه میلانی و برنامه زنده</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از دستشون در رفت &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ديروز صبح در حاليكه داشتم شبكه­هاي تلويزيوني رو زير و رو مي­كردم نگاهم افتاد به برنامه­اي در معرفي پارك­هاي مخصوص زنان، دستم رفت كه كانال رو عوض كنم كه ديدم چهره­ي تهمينه ميلاني روي صفحه ظاهر شد. گويا برنامه درباره­ي آشپزخونه و طراحي اون بود! ولي تهمينه ميلاني به خوبي از فرصت دست داده در يه برنامه­ي زنده تلويزيوني استفاده كرد و گفت كه مي­خواد در مورد پارك­ها صحبت كنه و سريع و صريح مخالفت خودشو اعلام كرد. ميلاني گفت: اين راهكارها شايد به عنوان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;يك مُسكن عمل كنه ولي در دراز مدت مضره، و در اين 30 سال به جاي فرهنگ سازي هميشه به جداسازي پرداخته شده. او از تجربه­هاي ورزش بي­دردسر خودش در پارك­هاي آمريكا و اروپا گفت. ميلاني گفت كه در مدارس مختلط درس خونده و اين امر موجب شده در دانشگاه روابط سالم­تر و بي­مسئله­تري نسبت به همكلاسي­هاي سنتي خودش داشته باشه. بالاخره مجري جوان برنامه كه جوابي براي اين صحبت­ها نداشت درخواست كرد كه به بحث اصلي برنامه و آشپزخونه برگردند!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;شنيدن اين صحبت­ها از رسانه­ي ملي جذاب بود، ولي&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;همراه بود با حسرت. اگه مي شد، كاش مي شد، كه اين رسانه به جاي منتقل كردن پيام­هاي نابرابر جنسيتي به فرهنگ­سازي مي­پرداخت. كاش فعالين حقوق زنان به اين محيط، با اين پتانسيل بالا، دسترسي داشتند، كه در اون صورت حتما پيشرفتي چندين برابر و در لايه­هاي مختلف اجتماع داشتند. كاش...&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 07:05:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>bahareh</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>22 خرداد و امروز وفردای ما زنان </title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P class=spip&gt;دو سال پیش زمانی که فعالان اجتماعی در میدان هفت تیر تهران گرد هم آمدند تا به بهانه برگزاری سالگرد 22 خرداد سال قبل در مقابل دانشگاه تهران، صدای اعتراض خود را نسبت به قوانین نابرابر و تبعیض آمیز علیه زنان باز هم با صدایی رساتر و فراتر به گوش دیگران برسانند شاید هیچ کس گمان نمی برد که جنبش اجتماعی زنان این گونه مسیری سینوسی و تصاعدی بپیماید..... دو سال قبل در عصر فردای همان روز22 خرداد، در یکی از شهرکهای اطراف تهران در بعدازظهری گرم ، در میان زنانی که کودکان خود را به قصد گردش با کودکان خود و گپ و گفت با همسایگان و دوستان در پارک شهرک دور هم جمع شده بودند حرفهای جالبی به میان آمد... ادامه مطلب در &lt;A href=&quot;http://irwomen.info/spip.php?article5714&quot; target=_Self&gt;سایت کانون زنان ایرانی &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Jun 2008 09:21:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>mahsa</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از مالکیت تا عشق</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-181.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P class=spip&gt;...........این طرز تفکر مالکانه انسان بر انسان واقعیات زندگی پر از درد و رنج امروزی انسانها و دلائل بسیارز از قتلها خودکشی ها قتلهای ناموسی و سلب و پایمال کردن حقوق انسانی را بر ما روشن می کند . با این گزاره ما اکنون نگاه دیگری به دلائل و علت بسیاری از فجایع اجتماع بشری داریم. آیا اینکه روزی یکی ازدو نفر راضی به ادامه این رابطه نیست و تمایل به ارتباط با انسان دیگری دارد ، به ما حق مالکیت بر او و گرفتن جان او یا تحت فشار گذاردن او را می‌دهد؟ آیا مگر دوستی واقعی و علاقه نسبت به یک نفر انسان نباید همراه با احترام به آزادی او ، مختار بودن وی درانتخاب مسیر زندگی اش و تعیین روابط انسانی به اختیار خودوی باشد. آیا در صورت علاقه‌مند شدن به یک نفر باید در این ارتباط هر طرف از نقطه منافع خود حرکت کند یا هر دو طرف از نقطه منافع طرف مورد علاقه به این ارتباط نگاه کنند.تا این دوستی وارتباط آزادانه ، آگاهانه بین دو انسان خود مختار منجر شود . اسارت انسانی به دست انسان دیگر وسلب حقوق انسان آزادی که حق دارد روابط خود را با انسانهای دیگر خود تعیین كند. موضوع مالکیت و تفکر مالکانه بر روباط انسانی در این حد محدود نشده و تبعات زیانبار این نوع تفکر را بر زندگی انسانها در همه ابعاد روابط اجتماعی هم مشاهده می  کنیم.........................................................&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip&gt;آیا در چنین نظام اجتماعی و اقتصادی نابرابر می‌توان از عشق وعشق آزاد یعنی رابطه دو انسان آزاد ،آگاه و خود مختار با حقوق برابر از رابطه مبتنی بر احترام متقابل همسران و آزادی آنان درارتباط اجتماعی ، از رابطه فرزندان با پدر و مادر بدون زورگویی و تسلط یک جانبه سخن گفت؟..... &lt;A href=&quot;http://www.irwomen.info/spip.php?article5638&quot; target=_Self&gt;ادامه مطلب نوشته مهدی جزی زاده  را اینجا بخوانید&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 May 2008 08:25:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=181</comments>
<dc:creator>mahsa</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-181.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مثل پسرها</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>

معلم زبان انگلیسی اصطلاح تام بوی(tom boy)  را به کار میبرد یعنی مثل پسرها.. بعد میگفت اتفاقا یکی از خواهر های من هم همین طور  است .مثلا  پشت ماشین مینشیند آرنج چپش را مانند مردها  ازپنجره بیرون می گذارد و با یک دست فرمان میدهد. دوست دیگری می گفت تو مثل پسرها می مانی در تایید حرفش و برای این که بگوید مثل پسر ها بودن من یک نکته مثبت تلقی می شود   گفت دخترها از پشت خنجر میزنند اما تو مثل مردها رو در رو میجنگی. دوستی دیگر هم گفت تو اخلاقت مثل پسرهاست یک سری خصوصیت های دخترهای دیگر مثل  حسادت و.. را نداری  .
اما من هیچ کدام از این حرفها را نمیفهمم. با خودم میگویم من کی در رفتارم عمدا خواسته ام از الگوی جنسیتی خاصی تقلید کنم که دیگران را به چنین باوری کشانده. من فقط خواسته ام خودم باشم. آن گونه که راحتم . آن گونه که خواسته  هایم به من حکم می کند . کمی هم که فکر میکنم میگویم شاید چون اصراری به عمل کردن به کلیشه های جنسیتی نداشته ام متهم شده ام به مردانه یا پسرانه رفتار کردن. اینکه  در برخوردها و رفتارهایم کمتر به درخواستهای فرهنگ و جامعه تن داده ام و آنچه آنها از پیش برای من ساخته اند  را نخواسته ام . نخواسته ام به قالب آن درآیم و حالا متهم به مردانه رفتار کردن هستم.  باز هم می شنوم برخی از آن به خصوصیتی مثبت و برخی منفی یاد میکنند. وقتی به خودم نگاه میکنم می بینم اینکه از هفت روز هفته شش روزش را یادم رفته آرایش کرده از خانه بیرون بروم. یادم رفته همیشه ابروهایم تمیز و مرتب باشد یادم رفته  ناخن هایم همیشه بلند و مانیکور کرده باشد. یادم رفته .... اینکه حرکاتم سریع وتند است . صدایم ملیح و آرام نیست. بعضی وقتها برای  ثابت کردن خودم و حضورم داد کشیده ام و صدایم را بلند کرده ام. اینکه سعی کرده ام در روابطم با آدمها رک و صریح ویک رو باشم  خنده هایم و نگاهم عشوه انگیز نیست و... این ها را برخی خودم عامدانه و آگاهانه انتخاب کرده ام . برخی خصوصیات شخصیتی من از کودکی بوده و برخی در طول زمان و مکان بر من تحمیل شده. و خلاصه اینها همه از من منی ساخته که از آن راضی ام  فارغ از اینکه  زن باشم یا مرد. تازگیها به این فکر می کنم که مگر حوزه اخلاق و رفتار هم مردانه و زنانه دارد.دوستی دارم که آهنگ صدایش بسیار ظریف و نازک است . رفتارهایش بسیار آرام است .حساس و عاطفی است اهل دوست و رفیق نیست. و بیشتر وقتش را با خانواده میگذراند. این دوست از سوی دیگران به  دخترانه رفتار کردن متهم است ...! من باز هم نمیفهمم. آخر مگر خصوصیات رفتاری هم زنانه و مردانه دارد. اینکه شخصی آگاهانه یا ناآگاهانه عمدا یا سهوا خصوصیتی یا ویژگی های شخصیتی ای در خودش پرورانده  باشد که ازآنها راضی است و با آن کنار آمده و دارد زندگی اش را میکند  چه ربطی دارد به اینکه دختر است یا پسر. مهم این است که او این گونه است . خودش است . اینکه تو نخواهی یا نتوانی به قالب های رفتاری جنسیتی   از پیش تعیین شده اجتماع وفرهنگ که معلوم نیست همیشه هم درست است یا نه و اگر هم درست است یا روزی درست بوده اصلا الان درآمدن به این قالب تا چه حد ضروری است  و چه قدر مهم است و اصلا قرار است  چه مشکل یا مساله ای را از تو حل کند یا نکند  سوالی است که این روزها ذهن من را به خود مشغول کرده .. مهم این است که  من از این شخصیت رفتاری واخلاقی خودم  راضی باشم و با ان راحت. و  این شخصیت  به من در روند زندگی ام  کمک کند..و اینکه اصلا چه کسی حق دارد این گونه ما را به کلیشه بکشاند. چه کسی حق دارد مانع رشد آزاد و آگاهانه شخصیت افراد بر اساس استعدادها علایق و انتخابها  به دور از هر گونه تبعیض  شود. مهم این نیست که شکل و شیوه رفتار واخلاق ما چگونه باشد مهم این است که تا حد ممکن آگاهانه و آزاد باشد . این که حسادت را در رسته اخلاق زنانه و جسارت را در رسته اخلاق مردانه قرار دهیم . اینکه بروز احساس و احساساتی بودن را در قالب زنانگی و غرور و خودداری را در زمره مردانگی قرار دهیم تبعیض و ظلمی مضاعف است به نوع انسان که تو را از رشد بر اساس آگاهی و انتخاب دور میکند   هیچ چیز بدتر از این نیست که تو نااگاهانه به سمت نوعی خاص از رفتار کردن سوق داده شوی که خودت کمترین دخل و تصرفی در ایجاد آن نداشته ای 
</description>
<pubDate>Mon, 19 May 2008 14:46:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>mahsa</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همایشی درباره زنان.....</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&quot;ساعت ۱۵ روز یکشنبه ۲۹ اردیبهشت کانال چهار همایشی از سال ۱۳۸۵ را نشان داد که «دفتر مطالعات و تحقیقات زنان و امور بانوان وزارت کشور» در مشهد برگزار کرده بود. فیلمبردار چرخی در سالن زد و تعداد زیادی زن دولتی را با حجاب سفت و سخت نشان داد که پای صحبت یک مرد نشسته بودند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;آقای مرد، «دکتر کرمی» نام داشت و سمَتش ریاست دفتر مزبور در تهران بود. او سخن را با این اعتراض آغاز کرد که در تمام ۳۰ سال حکومت اخیر ایران حتی یک ریال هم خرج خانواده نشده است و تمام بودجه‌های تحقیقاتی «خانواده» مصروف «زنان» شده ‌است. (البته نه تنها این اعتراض به طرز وحشتانکی بیجا است، حتی وارد هم نیست و اوضاع کاملا برعکس است) سپس به وضعیت دانشگاه‌ها اعتراض کرد که چرا استادان طراز اول رشته مطالعات زنان درس «نظریه‌ها» می‌گویند، استادان طراز دوم، درس «جنبش‌ها»، و فقط استادان درجه سوم به مبحث پراهمیت «خانواده» می‌پردازند. (بماند که فغان دوستان من در رشته مطالعات زنان بلند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;است که درس نظریه‌ها در دانشگاهشان اصلا نظریه‌ها نیست و استادان عزیز، خود نظریه‌ها را رد کرده، ناگهان نقد آن نظریه‌‌ها را می‌گویند.) دکتر کرمی سپس اعتراض کرد که چرا «سند ملی زنان» بدون هیچ (!؟) تغییر محتوایی شده است «سند زن و خانواده»، یعنی چرا هنوز به مسایل و مشکلات زنان می‌پردازد با اینکه به ضرب دگنگ نامش را تغییر داده‌اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;پس از آن آقای کرمی گفتند «پسران و مردان ما برای خانواده تربیت نمی‌شوند.» قلبم داشت قدری روشن می‌شد که شوربختانه افکار خود را بیشتر توضیح دادند: «پسرهای امروز برای ازدواج به دنبال دختری می‌گردند که شاغل باشد» و آن را بسیار مذموم دانستند. سپس به عنوان فاجعه پسری را مثال زدند که از وی شنیده بود دوست دارد همسرش نه شغل موقت و پیمانی، بلکه «شغل رسمی» داشته باشد!! (ممکن است این مبحث محل اختلاف بین خود فمینیست‌ها هم باشد، اما مثال آخر ایشان... بگذریم)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;نکته دیگری که ایشان از عقاید خود روشن کردند این بود که معضلات خانواده در سطح جهانی ناشی از مدرنیته است و می‌توان گفت مدرنیته با تفکیک قلمرو خصوصی و عمومی آغاز شده است و &lt;B&gt;حوزه خصوصی قلمرو خطرناکی است که دست حکومت بدان کمتر می‌رسد.&quot;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;به نقل از یک دوست&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 May 2008 05:03:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>mahsa</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما مرد نیستیم</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>&lt;P class=spip&gt;از روز پنجشنبه اول ماه مه ترانه رپی بنام &quot;ما مرد نیستیم&quot; روی سایت اینترنتی معروف یوتیوب قرار گرفته است. در عرض ۳ روز اخیر بیش از ۷۴۰۰ نفر این ترانه را گوش داد‌ه‌اند. این رپ با شعر و صدای شاهین نجفی و با موسیقی گروه تپش ۲۰۱۲ است. چه چیز این همه بیننده و شنونده را جذب این ترانه کرده است؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip&gt;رپ *&quot;ما مرد نیستیم&quot;* با هر مصراع، گویی بر صحنه‌ای از زندگی زن دردمند ایرانی نور می‌اندازد و از آن عکس می‌گیرد. تظاهر به باکرگی‌، خودسوزی، انزوا، حجاب، تحمل تحقیر و خشونت، بازیچه بودن برای هوس‌های جنسی مرد. شاهین نجفی، شاعر و خواننده این رپ، واژه‌ها را دقیق انتخاب کرده است. هر مصراع دردی را بازگو کرده، انتقال می‌دهد. موسیقی این رپ از *گروه تپش ۲۰۱۲ *است، گروهی ایرانی – آلمانی به سرپرستی امید پوریوسفی، که از سال ۲۰۰۶ آغاز به کار کرده و در آلمان از رسمیت و شهرت برخوردار است. شاهین نجفی سال پیش همکاری‌اش را با این گروه آغاز کرد.....&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip&gt;به نقل از :سایت کارگر امروز  &lt;/P&gt;
&lt;P class=spip&gt;برای مشاهده &lt;A href=&quot;http://www.kargaremrooz.com/spip.php?article12318&quot; target=_Self&gt;ادامه مطلب &lt;/A&gt;.را کلیک کنید&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 May 2008 08:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>mahsa</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نجات</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: black;&quot;&gt;&quot;اکرم مهدوی که بعدا می فهمم
از زندانیانی است که شادی صدر به او مشاوره می داده وارد جمع می شود و طبق روال
زندان، با افتخار می گوید جرمش قتل یا بهتر بگویم شوهرکشی  است. البته
بلافاصله شروع می کند به سر هم کردن یک داستان که نه اینطور نبود و اصلا من نکشتمش.
برای اینکه به حرف بیاورمش، وانمود می کنم به جرم رابطه آنجا هستم و تشویقش می کنم
&quot;ایول ! خوب کاری کردی ! حالا چطوری کشتیش؟&quot; گل از گلش می شکفد و با
نفرتی که ناگهان در چهره اش نمایان می شود می گوید &quot;چهار نفرو از شرش خلاص
کردم&quot;. اکرم زن چهارمش بوده و همه زنها از دم، طعم کتکهایش را چشیده بوده
اند. (به نقل از &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://nimanasrin.blogfa.com/post-227.aspx&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: windowtext; text-decoration: none;&quot;&gt;گزارش نسرين در مجله زنان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style=&quot;color: black;&quot;&gt; كه ره‌آورد بازداشت او در سال گذشته بود)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;اكرم مهدوي قاتل است و قتل امري غير
اخلاقي و غيرقابل دفاع است اما اين زن قاتلي است كه او را درك مي‌كنيم يعني اشتباه
اين زن در بن‌بست و مخمصه‌اي كه به خاطر فقر و جنسيتش دچار شده را  مي‌توانيم
درك كنيم. تنها راه براي نجات اين زن &lt;a href=&quot;http://saveakram.blogspot.com/&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: windowtext; text-decoration: none;&quot;&gt;پرداخت مبلغي است كه اوليا دم براي اظهار رضايت طلب
كرده‌اند.&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; متاسفانه روند جمع‌آوري كمكها رضايت بخش نيست و هنوز
با مبلغ خواسته شده اختلاف زيادي دارد.&quot;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;به نقل از: &lt;a href=&quot;http://mokhaalef.blogfa.com/post-248.aspx&quot;&gt;ساز مخالف&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;توصیه: &lt;a href=&quot;http://mokhaalef.blogfa.com/post-248.aspx&quot;&gt;پی‌نوشت&lt;/a&gt; نیما را از دست دهید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;مرتبط: &lt;a href=&quot;http://saveakram.blogspot.com/&quot;&gt;کمپین نجات اکرم مهدوی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 22 Apr 2008 07:43:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>sparethra</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبعیض، گریبان پلیس زن را هم گرفت</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&quot;ما نمی خواهیم نمایش و مانور &lt;span&gt; &lt;/span&gt;بدهیم . &quot;این پاسخی است که&lt;span&gt; &lt;/span&gt;ریس پلیس راهور استان می دهد، زمانی که از او سوال می شود چرا زنانی که در رسته راهنمایی رانندگی از دانشکده پلیس فارغ التحصیل شده اند همانند&lt;span&gt; &lt;/span&gt;افسران مرد اجازه&lt;span&gt; &lt;/span&gt;کار&lt;span&gt; &lt;/span&gt;به عنوان کارشناس تصادف و پلیس چهارراه در سطح شهر را ندارند ... .&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;زمانی که دانشکده پلیس در تهران اقدام به جذب دانشجویان دختر از سراسر کشور کرد قرار بود این نیروها در قالب افسر پلیس در رسته های شش گانه&lt;span&gt; &lt;/span&gt;در سطح کشور مشغول به کار شوند . یکی از این رسته ها راهنمایی رانندگی&lt;span&gt; &lt;/span&gt;است که در سالهای گذشته فارغ التحصیلانی هر چند محدود داشته است . این افسران زن عمدتا در تهران و یکی دو شهر بزرگ مانند اصفهان و مشهد و کرمان&lt;span&gt; &lt;/span&gt;هم اکنون مشغول کارند ، اما مانند هم رده های مرد خود امکان حضور در پست کارشناس تصادف و افسر چهار راه&lt;span&gt; &lt;/span&gt;را &lt;span&gt; &lt;/span&gt;سطح شهر ندارند آنها عمدتا در فضای اداری &lt;span&gt; &lt;/span&gt;یا در قرارگاه تصادفات به عنوان کارشناس یا تحت عناو&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;ین&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; دیگری مشغول به کارند. در واقع راهنمایی رانندگی ترجیح داده از نیروی های توانمند و تحصیلکرده زن بیشتر در فضای بسته کاری استفاده کند تا در سطح شهر، این در حالی است که عمده کار و وظیفه اصلی یک پلیس راهنمایی رانندگی فارغ از جنسیت او حضور در عرصه عملی کار است ، تا بتواند دریافتها واطلاعات علمی خود را به محک تجربه گذارد،بسیار ساده انگارانه خواهد بود اگر تصور کنیم جذب و تربیت نیروی زن در دانشکده پلیس&lt;span&gt; &lt;/span&gt;با هدف تولید&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; کا&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;د&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;ر دفتری بوده است !. این نکته ایست که حتی پلیس راهور استان هم روی آن انگشت می گذارد&lt;span&gt; &lt;/span&gt;اما توجیه می کند که فعلا امکان حضور پلیس زن در سطح شهر نیست یکی از دلایل او مثلا&lt;span&gt; &lt;/span&gt;تعداد کم زنان فارغ التحصیل این رسته در استان است می گوید این تعداد جوابگو نیست ، وقتی از او سوال می کنم مگر ملاک تعداد است؟ می گوید : الان تعداد موجود جوابگو نیست. استفاده از یکی دو نیروی زن در سطح شهر مانند این است که داریم تظاهر می کنیم، یک نفر توی چشم میزند&lt;span&gt; &lt;/span&gt;الان بهره دهی آنها در پستی &lt;span&gt; &lt;/span&gt;که در حال حاضر انجام می دهند بیشتر است.پیش&lt;span&gt; &lt;/span&gt;از این دلایل دیگری هم از سوی مسولان&lt;span&gt; &lt;/span&gt;مطرح می شد. &lt;span&gt; &lt;/span&gt;ظاهرا مسولان نیروی انتظامی&lt;span&gt; &lt;/span&gt;به گونه ای مساله را عنوان می کنند که انگار به&lt;span&gt; &lt;/span&gt;نوعی&lt;span&gt; &lt;/span&gt;دچار ابهام در اجرای یک تجربه جدید &lt;span&gt; &lt;/span&gt;و حتی ترس از برخی بازخوردها&lt;span&gt; &lt;/span&gt;هستند. اینکه مثلا اگر یک زن سر چهار راه بایستد آیا جامعه ما ظرفیت قبول&lt;span&gt; &lt;/span&gt;این مساله را دارد ؟ آیا مشکلی پیش نمی‌آید؟ این .که یک افسر زن در ماشین پلیس با راننده مرد این طرف و آن طرف برود ممکن است موجب اعتراض برخی&lt;span&gt; &lt;/span&gt;شود ؟ و این در شرایطی است که تجربه استفاده از نیروی زن در فضای غیر اداری نیروی انتظامی به هیچ عنوان چیزی جدید نیست .نیروهای &lt;span&gt; &lt;/span&gt;زنی که &lt;span&gt; &lt;/span&gt;در حوزه مبارزه با مفاسد اجتماعی و ماشین های گشت ارشاد در سطح شهر درتردد اند &lt;span&gt; &lt;/span&gt;نمونه&lt;span&gt; &lt;/span&gt;ملموسی است که روزانه&lt;span&gt; &lt;/span&gt;بارها رو بارها در همه ما دیده ایم. با این تفاوت که مشکل تعداد( ظاهرا تنها معضل پیش رو) اینجا حل شده است!&lt;span&gt; &lt;/span&gt;چندی قبل یکی از همین زنان فارغ التحصیل رسته راهنمای رانندگی با اجازه مافوق خود هر از گاهی به همراه یک افسر مرد به طور آزمایشی در یکی از چهار راههای اصفهان حضور میافت که آن هم &lt;span&gt; &lt;/span&gt;بیشتر جنبه کارآموزی و ازمایشی داشت. او&lt;span&gt; &lt;/span&gt;تجربه بسیار خوبی از افسر سر چهار راه بودن دارد و معتقد است که برخورد 80 درصد مردم با او خوب بوده است .&lt;span&gt; &lt;/span&gt;او&lt;span&gt; &lt;/span&gt;و هم دوره ای هایش فقط به فضایی نیاز دارد تا در عرصه عمل هم توانایی‌های خود را اثبات کند. مانند همه دیگر زنان... .&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: justify; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;ستوان مظفری که رشته و کار خود را با علاقه انتخاب کرده است دختر جوان&lt;span&gt; &lt;/span&gt;ومحکمی به نظر می رسد . می خندد و خوشبینانه می گوید: ما پای قضیه ایستاده ایم و کوتاه نمی آییم. البته خبرهای خوشی هم دارد او که شیفته کارخود در عرصه عملی است&lt;span&gt; &lt;/span&gt;با خوشحالی می گوید تا دو ماه دیگر حکم ما&lt;span&gt; &lt;/span&gt;پس از بررسی در تهران صادر می شود. مظفری اعتقاد دارد که نگاه &lt;span&gt; &lt;/span&gt;رییس پلیس راهور استان اصفهان در این خصوص بسیار مساعد است&lt;span&gt; &lt;/span&gt;اما اضافه می کند: این مساله به تدابیر فرماندها ن بالاتر هم بستگی دارد... ستوان مظفری دختری&lt;span&gt; &lt;/span&gt;توانمند در رشته و شغلش است مدارج و مراحلی که میبایست تا کنون طی می کرده را به خوبی پشت سر گذاشته&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;نه تنها چیزی از هم رده های&lt;span&gt; &lt;/span&gt;مرد خود کم ندارد بلکه گاهی شاید نگاه زنانه اش هم&lt;span&gt; &lt;/span&gt;به کمکش آید و دریچه های جدیدی پیش رویش گشاید. قطعا مظفری مانند همه زنان احساس خوبی پیدا نمیکند وقتی متوجه می شود با نگاه جنسیتی تصمیم&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;درباره اش تصمیم &lt;span&gt; &lt;/span&gt;گرفته میشود .به طور حتم&lt;span&gt; &lt;/span&gt;احساس خوبی پیدا نمی کند&lt;span&gt; &lt;/span&gt;وقتی میفهمد&lt;span&gt; &lt;/span&gt;قرار است از بخشی از توانمندیهایش استفاده نشود چون&lt;span&gt; &lt;/span&gt;اوفعلا&lt;b&gt; تنهاست&lt;/b&gt;. چون حالا که نوبت او شده، تعداد ملاک است و جنسیتش توی چشم آقایان میزند. در حالی که&lt;span&gt; &lt;/span&gt;دردفترچه کنکور و هنگام پذیرش در دانشگاه هیچ کس حرفی از تعداد و جنسیت &lt;span&gt; &lt;/span&gt;نزده بود... .&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt; &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 21 Feb 2008 22:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>mahsa</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روایت سه زن؛ فاطمه صادقی</title>
<link>http://sparethra.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description>&lt;span class=&quot;FaTextInter&quot; id=&quot;ctl00_CPHText_LBLArticleText&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span class=&quot;FaTextInter&quot; id=&quot;ctl00_CPHText_LBLArticleText&quot;&gt;رابطۀ استثماری میان زن و مرد با هر نوع رابطۀ استثماری دیگر دقیقاً به
دلیل وجود همین مناسبات عاطفی فرق دارد، زیرا برای مثال رابطۀ میان برده
دار و برده هرگز رابطۀ عاشقانه نیست، رابطۀ مبتنی بر نفرت است. اما غلبه
بر هر نوع رابطۀ استثماری با همۀ دیگر شوریدن ها و غلبه ها مشابه است و آن
نیست مگر ایجاد مقاومت های جمعی. زیرا که از مقاومت های فردی جز آنچه
رابعه و اِما کردند، بر نمی آید. بدبختانه در این یک نیز مشکلات فراوان
است، زیرا زنان در همه جای جهان چنان در بند مناسبات کنیزواره در خانواده
اسیرند و چنان روحاً و ذهناً فسرده  و در بند اند که بیرون آمدن شان از
این مناسبات بسیار سخت تر از بسیج و همبستگی بردگان بر ضد برده دار و یا
دیگر محرومان از چنگال استثمار کنندگان است. پس گاه که این امکان پدید می
آید، باید بسی خرسند بود. شاید باید در وهلۀ نخست در برابر عشق مقاومت کرد
و به سوی مناسباتی برابر توأم با مسئولیت پذیری رفت. باید راوی زندگی ها و
دردهای مشترک باشیم تا کنشی جمعی بر اساس دردی مشترک که در کنج دل ها
پنهان شده، پدید آید. باید همانند تو شروع کرد به روایت و نقد آنچه در
پستوی خانه ها می گذرد. به گمانم ما تا به امروز این مسیر را نپیموده رها
کرده ایم. بیا هم صدا با نادیا انجمن که خود قربانی این وضع بود، بخوانیم:
«... من که منفور زمانم، چه بخوانم، چه نخوانم، چه بگریم، چه بخندم، چه
بمیرم، چه بمانم...»&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class=&quot;FaTextInter&quot; id=&quot;ctl00_CPHText_LBLArticleText&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class=&quot;FaTextInter&quot; id=&quot;ctl00_CPHText_LBLArticleText&quot;&gt;&lt;br /&gt;کل مقاله‌ی زیبای فاطمه صادقی را در &lt;a href=&quot;http://meydaan.org/Showarticle.aspx?arid=452&quot;&gt;میدان زنان&lt;/a&gt; بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 20:59:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sparethra&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>sparethra</dc:creator>
<guid>http://sparethra.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
